21/10/2020

نمیک

گروه پژوهشی توسعه فناوری نمیک

هنرهای تزئینی

هنرهای تزئینی عبارتی جاافتاده برای شماری از هنرها و صنعت‌ها برای ساخت آثار زینتی یا کاربردی است که دامنهٔ وسیعی از مواد از جمله سرامیک، چوب، شیشه، فلز، منسوجات و غیره را شامل می‌شوند. این حوزه سرامیک‌ها (سفالینه‌ها، ظروف چینی، و غیره)، شیشه‌آلات، مبلمان، اثاث خانه، و طراحی داخلی (اما معمولاً نه معماری) را شامل می‌شود.

هنرهای تزئینی

هنرهای تزئینی

Decorative arts
هنرهای تزئینی عبارتی جاافتاده برای شماری از هنرها و صنعت‌ها برای ساخت آثار زینتی یا کاربردی است که دامنهٔ وسیعی از مواد از جمله سرامیک، چوب، شیشه، فلز، منسوجات و غیره را شامل می‌شوند. این حوزه سرامیک‌ها (سفالینه‌ها، ظروف چینی، و غیره)، شیشه‌آلات، مبلمان، اثاث خانه، و طراحی داخلی (اما معمولاً نه معماری) را شامل می‌شود.

 

هنرهای تزئینی معمولاً در مقابل هنرهای زیبا، شامل نقاشی، عکاسی، و مجسمه‌های بزرگ که هیچ کاربردی به جز نگاه شدن ندارند، قرار داده می‌شود. برخی میان هنرهای تزئینی و هنرهای زیبا بر پایهٔ کاربرد، هدف تعیین‌شده، اهمیت، جایگاه منحصربه‌فرد اثر، یا تک هنرمندی بودنشان تمایز قائل می‌شوند. آثار هنرهای تزئینی، یا اثاث خانه، می‌توانند ثابت باشند (برای نمونه، کاغذدیواری)، یا متحرک باشند (مانند، آباژور). هنر کاربردی، هنر تزئینی را شامل می‌شود اما بعلاوه، طراحی گرافیک و دیگر رده‌ها همچون طراحی صنعتی (که ممکن است با هنرهای تزئینی تلاقی پیدا کند) را هم در بر می‌گیرد. به طور کلی عبارت هنرهای تزئینی چندان برای آثار معاصر که «طراحی» خوانده می‌شوند، به کار نمی‌رود. در تاریخ هنر، عبارت هنرهای فرعی اغلب برای هنرهای تزئینی استفاده می‌شده است.
هنرهای تزئینی هنر و یا صنایع دستی مربوط به طراحی و ساخت اشیاء زیبایی است که همچنین کاربردی هستند. این شامل طراحی داخلی، اما معمولا معماری نیست. هنرهای تزئینی اغلب در مخالفت با «هنرهای زیبا» یعنی نقاشی، عکاسی و مجسمه سازی در مقیاس بزرگ که معمولا به هیچ وجه عملکردی به جز دیده شدن ندارند طبقه بندی می شوند

هنرهای تزئینی

تزئینی “و” خوب “هنر

تمایز بین هنر تزئینی و هنرهای زیبا به طور عمده از هنر پس از رنسانس غرب به وجود آمده است، جایی که تمایز بیشتر به معنای واقعی است. این تمایز زمانی بسیار مهم است که با توجه به هنر سایر فرهنگ ها و دوره ها، جایی که آثار برجسته تر – و یا حتی همه آثار – شامل کسانی هستند که در رسانه های تزئینی قرار دارند. به عنوان مثال، هنر اسلامی در بسیاری از دوره ها و مکانها به طور کامل از هنرهای تزئینی متداول است، که اغلب از اشکال هندسی و گیاهی استفاده می کند، مانند هنر بسیاری از فرهنگ های سنتی. تمایز بین هنر تزئینی و هنرهای زیبا برای ارزیابی هنر چینی بسیار مفید نیست و نه برای شناخت هنرهای قرون وسطایی در اروپا. در آن دوره در اروپا، هنرهای زیبا مانند نورپردازی خطی و مجسمه یادبود وجود داشت، اما بیشتر معتبرترین کارها در کارهای طلایی، در فلزات ریخته گری مانند برنز یا در سایر تکنیک هایی مانند حکاکی عقیق بود. نقاشی های دیواری در مقیاس بزرگ کمتر مورد توجه قرار گرفتند، به شدت اعدام شدند و به ندرت در منابع معاصر ذکر شده اند. آنها احتمالا به جای جایگزینی برای موزاییک دیده می شوند که برای این دوره باید به عنوان یک هنر زیبا مورد توجه قرار گیرد، گرچه در قرن های اخیر موزاییک ها به عنوان تزئینی دیده می شوند. اصطلاح “ars sacra” (هنر مقدس) گاهی اوقات برای هنر مسیحی قرون وسطی مورد استفاده در فلز، عاج، پارچه، و دیگر مواد با ارزش است، اما نه برای آثار ناقص سکولار از آن دوره.

هنرهای تزئینی تخت جمشید

تأثیر مواد مختلف
درک مدرن از هنر بسیاری از فرهنگ ها، با توجه به مدرک مدرن از رسانه های هنری خوب نسبت به دیگران، و نیز میزان بقا بسیار متفاوت آثار در رسانه های مختلف، تحریف می شود. با این نسخهها کار در فلز، بیشتر از همه در فلزات گرانبها، به محض اینکه آنها از مد سقوط می کنند، “به بازیافت” می پردازند و اغلب توسط صاحبان به عنوان مخزن ثروت استفاده می شوند تا زمانی که پول اضافی مورد نیاز است ذوب شوند. نسخه های خطی روشن دارای میزان بقای بالاتری دارند، به ویژه در دست کلیسا، زیرا در مواد کم ارزش وجود دارد و آنها آسان بودند
نگرش های رنسانس
ترویج هنرهای زیبا در مورد تزئینی در اندیشه اروپایی می تواند تا حد زیادی به رنسانس رسیده باشد، زمانی که نظریه پردازان ایتالیایی مانند Vasari، ارزش هنری را ارتقاء دادند، نمونه هایی از هنرمندان رنسانس بالا، که ارزش کمی در هزینه مواد و یا مقدار کار ماهر مورد نیاز برای تولید یک کار، اما به جای ارزش تخیل هنری و لمس فرد از دست یک کارشناسی ارشد با استعداد فوق العاده مانند میکل آنژ، رافائل و یا لئوناردو داوینچی، تا حدودی احیاء رویکرد از دوران باستان. اکثر هنرهای اروپایی در قرون وسطی تحت مجموعه ای از ارزش های مختلف تولید شده اند که در آن هر دو مواد گرانقیمت و مجازی در تکنیک های دشوار ارزیابی شده اند. در چین هر دو رویکرد برای قرن ها هماهنگی داشتند: نقاشی جوهر و شستشوی، عمدتا از منظرها، به وضوح توسط دانشمندان بوروکرات یا “ادبیات” تولید شد و به عنوان بیان تخیلی هنرمند در بالا مطرح شد همه، در حالی که دیگر زمینه های عمده هنر، از جمله سرامیک بسیار مهم چینی تولید شده به طور موثر شرایط صنعتی، با توجه به یک مجموعه کاملا متفاوت از ارزش های هنری تولید شده است.

هنرهای تزئینی

جنبش هنر و صنایع دستی

هنر و صنایع دستی جنبش “Artichoke” تصویر زمینه توسط موریس و شرکت
وضعیت پایین تر مربوط به آثار هنر تزئینی در مقایسه با هنرهای زیبا با افزایش جنبش هنر و صنایع دستی محدود شده است. این جنبش زیباشناختی نیمه دوم قرن نوزدهم در انگلستان متولد شد و با ویلیام موریس و جان راسکین الهام شد. این جنبش آغازگر یک تمایز بیشتر از هنرهای تزئینی در سراسر اروپا بود. تجدید نظر جنبش هنر و صنایع دستی به نسل جدید معمار و طراح انگلیسی آرتور H. مککورودو را برای سازماندهی انجمن صنایع دستی برای صنایع دستی در سال 1882 برگزار کرد و از این ایده حمایت کرد که تفاوت معنی داری بین هنرهای زیبا و تزئینی وجود ندارد. بسیاری از نوازندگان، هم از رده های هنرمندان حرفه ای و هم از کل کلاس فکری به عنوان یک کل کمک می کردند تا ایده های جنبش را گسترش دهند.

نفوذ جنبش هنر و صنایع دستی به هنرهای تزئینی منجر شد که در جامعه بیشتر به آن افتخار و وضعیت داده می شد و این به زودی تغییرات در قانون را منعکس می کرد. تا زمان تصویب قانون کپی رایت 1911 تنها آثار هنری خوب از کپی غیر مجاز محافظت می شد. قانون 1911 تعریفی از “کار هنری” را شامل می شود که شامل آثار “هنری هنری” می شود.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی معادل کلمه «دکوراتیو» را « آرایشی یا تزئینی » قرار داده است.
« دکوراتیو» : برای این کلمه معادل « آرایشی » یا « تزئینی » را قرار داده اند. کلمه « آرایشی » جزء کلمات فارسی محسوب می شود که از ترکیب بن مضارع فعل « آراستن »، و پسوند « ش » و « یاء » نسبت ساخته شده است. اما در کلمه « تزئینی » کلمه ای عربی با « یاء » نسبت ترکیب شده است. کلمه « تزئین » کلمه ای عربی است و در این زبان به عنوان مصدر باب تفعیل به کارمی رود البته نباید فراموش کرد که مصدر در این زبان جایگاهی چون مصدر زبان فارسی دارد. این معادلها در معنای « دکوراتیو » در زبان امروز به کارنمی رود و بر مفهوم خاص خود دلالت می کنند.

هنرهای تزئینی

معماري داخلي (Interior Design) که به عنوان يک حرفه، يک هنر و يک صنعت در دنيا شناخته شده، بهينه ¬سازي فضاهاي داخلي ساختمان¬ها به منظور انجام فعاليت¬هاي روزمره يعني زندگي و کار است.معماري داخلي نقش عمده اي در كيفيت فضاي ساختمان ايفا ميكند. نحوه چيدمان و تقسيم بندي فضا، جنسيت و رنگ پوشش سطوح ( كف، سقف و ديوارها ) ، نور پردازي، مبلـمان و مجموعه عوامل موثر ديگر تعيين كننده زيبايي و كار آمدي فضاهاي داخلي هستند. امروزه تاثير معماري داخلي بر آرامش ( مجموعه هنجارهاي عصبي ) ، راندمان ( در فضاهاي اداري ) ، اثر بخشي ( در فضاهاي تجاري ) بسيار بديهي و لازم به نظر ميرسد.
هدف معماري يا طراحي داخلي عبارت است از بهبود كارکرد فيزيکي و رواني فضاهاي داخلي ساختمان‎ها، جهت تسهيل انجام فعاليتهاي روزمره زندگي در آنها. بدين‎ترتيب، فضا اصلي‎ترين عنصر طراحي داخلي به شمار مي ‎رود و حتي مي‎توان از طراحي داخلي به فضاسازي داخلي نيز تعبير نمود. طراحي داخلي در حقيقت با عنصر فضا آغاز مي‎شود و در نهايت بايستي به ارتقاي كيفيت فضا بيا‎نجامد. از اين‎رو، كيفيت فضايي طرح يكي از پارامترها و معيارهاي بسيار مهم در ارزش‎يابي پروژه‎هاي طراحي داخلي محسوب مي‎شود.
دکوراسیون داخلی چیست ؟
براساس معنی مندرج در لغت نامه آکسفورد، دکوراسیون داخلی عبارت است از: «هماهنگ سازی طراحی شده برای به جلوه درآوردن رنگ‌ها، اثاثیه و سایر اشیاء در یک اتاق یا ساختمان به صورت هنرمندانه».
دکوراسیون واژه ای است فرانسوی که معادل فارسی آن بر اساس تعریف لغتنامه دهخدا عبارتست از : فّن و تخصص و رشته آموزشی آذین ، آذین بندی ، آراستن. آراستن خان و مان و کالا و جز آن
براساس معنی مندرج در دانشنامه ویکی پدیا ، دکوراسیون داخلی عبارت است از: هماهنگ سازی طراحی شده برای به جلوه درآوردن رنگ‌ها ، اثاثیه و سایر اشیاء در یک اتاق یا ساختمان به صورت هنرمندانه .

دکوراسیون داخلی مانند هنرهای دیگر ، دارای سبک و سیاق و اصولی است که براساس سلیقه‌ها و نیازهای هر دوره ، دستخوش تغییر می‌شوند .

معماری داخلی در واقع همان خلق فضاست ، فضایی که در عین زیبایی و اثرگذار بودن کارایی لازم را نیز داشته باشد. طراح با ترکیب اصول و ارکان تخصصی معماری داخلی با حس زیبایی شناسی ، فضایی را ایجاد می‌کند که معرف هویت، نیاز، درک و خواسته‌های طرف مقابلش است.

دکوراسیون داخلی حلقه اتصال بین دو علم معماری و طراحی داخلی است . این رشته از یک طرف مانند علم معماری با ساختمان و اجزاء و عناصر تشکیل دهنده آن ارتباط دارد و از طرف دیگر همانند طراحی داخلی بر فضاهای داخلی تمرکز می کند .

علم معماری با مسائلی با مقیاس کلان شهری در ارتباط است ، اما رشته معماری داخلی در مقیاس های انسانی و در رابطه با فضاهای عمومی و شخصی است و نتیجه آن ارتباط انسان با جهان اطراف خود است . معمار داخلی علاوه بربرخورداری از علم کافی در زمینه معماری به تحلیل و بررسی حس دریافتی از فضاهای معمارانه می‌پردازد به نحوی که حس تعلق و یکپارچگی را در فضا ایجاد می نماید و به بیان دیگر به معماری فضا از دیدگاه ساکنان یا استفاده کنندگان از آن می‌پردازد .

آیا دکوراسیون داخلی هنری پرمشتری است ؟
در دنیای امروز بخش عمده زندگی افراد در فضاهای بسته و داخلی سپری می شود. اگرچه همه ما زمانهایی را برای تفریح و هواخوری و گریز از محیطهای بسته در فضای آزاد می گذرانیم ، اما همین نشاط ناشی از جدایی از محیط بسته ، خود نشانگر کثرت اوقاتی است که در اتاق‌ها می گذرانیم . به همین سبب دکوراسیون داخلی با کیفیت مناسب ، بهترین روش برای بهبود وضعیت حرفه ای ، تحصیلی و زندگی‌مان می‌باشد.

تعداد دکوراتورهای داخلی در سطح جامعه بسیار بیشتر از آن است که عامه مردم تصور می‌کنند . اگرچه شاید شاغلین این حرفه به شهرت طراحان مد و یا هنرمندان دیگر رشته‌ها نباشند ، اما با این وجود بسیاری از دکوراتورهای داخلی از این حرفه درآمد بسیار بالایی کسب می‌کنند.
.

 

 

دانشنامه نمیک از تمامی هنردوستان ،اساتید ایران برای پیشرفت ایران عزیزمان در تمامی زمینه ها دعوت به همکاری می نماید شما عزیزان با با دادن نظر و ارسال اطلاعات تکمیلی خود در این زمینه برای پیشرفت کشور عزیزمان در علم و فن آوری میتوانید باعث پیشرفت و تکامل کشور شوید

راهای ارتباط با ما

ایمیل : info@nmik.ir

برای سهولت ارسال نظرات و ارتقاء دانشنامه شما همچنین میتوانید متن و عکسهای خود را در وات ساپ با این شماره :09014465636 ارسال نمایید.

با تشکر تیم نمیک