22/09/2020

نمیک

گروه پژوهشی توسعه فناوری نمیک

مجسمه سازی

مجسمه سازی شاخه ای از هنرهای تجسمی است که در سه بعد عمل می کند. این یکی از هنرهای پلاستیکی است. در ابتدا، فرآیندهای مجسمه سازی با طول عمر، حکاکی (حذف مواد) و مدل سازی (افزودن مواد به عنوان خاک رس) در سنگ، فلز، سرامیک، چوب و دیگر مواد استفاده می شود

مجسمه

مجسمه

مجسمه سازی شاخه ای از هنرهای تجسمی است که در سه بعد عمل می کند. این یکی از هنرهای پلاستیکی است. در ابتدا، فرآیندهای مجسمه سازی با طول عمر، حکاکی (حذف مواد) و مدل سازی (افزودن مواد به عنوان خاک رس) در سنگ، فلز، سرامیک، چوب و دیگر مواد استفاده می شود، اما از زمان مدرنیسم، آزادی تقریبا کامل از مواد بوده و روند. انواع مختلفی از مواد ممکن است با حذف مانند حک شده، جمع آوری شده توسط جوشکاری یا مدل سازی، و یا قالب و یا بازیگران کار می کنند.

مجسمه سازی در سنگ به مراتب بهتر از آثار هنری در مواد فاسد می شود و اغلب اکثریت آثار باقی مانده (غیر از سفالگری) را از فرهنگ های باستانی نشان می دهد، گرچه برعکس، سنت های مجسمه سازی در چوب تقریبا به طور کامل از بین رفته است. با این حال، اکثر مجسمه های باستانی رنگ آمیزی شده اند و این گم شده است.

مجسمه سازی در بسیاری از فرهنگ ها در خدمت مذهبی متمرکز بوده است و تا قرن های اخیر مجسمه های بزرگ، که برای افراد خصوصی بسیار گران هستند، معمولا بیانگر دین یا سیاست بودند. آن دسته از فرهنگ هایی که مجسمه هایشان در مقیاس ها جان سالم به در برده اند شامل فرهنگ های مدیترانه باستانی، هند و چین و همچنین بسیاری از کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی و آفریقا است.

سنت مجسمه سازی غربی در یونان باستان آغاز شد و یونان به طور گسترده ای تولید کننده شاهکارهای بزرگ در دوره کلاسیک می شود. در طول قرون وسطی، مجسمه سازی گوتیک، آزار و عذاب ایمان مسیحی را نشان داد. احیای مدل های کلاسیک در رنسانس، مجسمه های مشهور مانند دیوید میکل آنژ را تولید کرد. مجسمه سازی مدرنیستی از فرآیندهای سنتی و تأکید بر تصویر بدن انسان، با ساخت مجسمه سازی ساخته شده و ارائه آثار هنری به عنوان آثار هنری به پایان رسیده است.

گالیم دیو یا گالیم کاپیتولین  یک نسخه مرمری روم از یک اثر هلنیستی در اواخر قرن بیستم، قبل از موزه کاپیتولین، رم
سرپرست دروازه اسماعیلی لاهیسو از خورشید، حدود 800 تا 721 سال پیش از میلاد است
موسی میکل آنژ (حدود 1513-1513)، سان پیترو در وینکلی، رم، برای آرامگاه پاپ جولیوس دوم

انواع مجسمه

تمایزی اساسی بین مجسمه در دور، مجسمه آزاد است، مانند مجسمه، نه متصل (به جز به احتمال زیاد در پایه) به هر سطح دیگر، و انواع مختلف تسکین که حداقل تا حدی به سطح پس زمینه متصل . امداد اغلب توسط درجه بندی بینی از دیوار به پایین و یا تسکین دهنده، تسکین بالا، و گاهی اواسط تسکین میانه طبقه بندی می شود. تسلیحات تسلیحاتی یک تکنیک محدود به مصر است. امداد و نجات محیط معمولی مجسمه برای گروه های بزرگ شکل و روایت است که برای انجام در دور بسیار دشوار است و تکنیک معمولی است که برای مجسمه سازی معماری استفاده می شود که به ساختمان ها متصل شده است و برای مجسمه سازی های کوچک در حال تزئین اشیاء دیگر همانطور که در بسیاری از سفال، فلزکاری و جواهرات. مجسمه امداد همچنین می تواند صاف، اسلبهای راست، معمولا از سنگ تزئین کند، که اغلب شامل کتیبه ها نیز می باشد.

یکی دیگر از تمایز اساسی بین تکنیک های تفکیک پذیری است که مواد را از یک بلوک یا توده ای موجود، به عنوان مثال از سنگ یا چوب، و تکنیک های مدل سازی که شکل یا ساخت کار از مواد را حذف می کنند حذف می کند. تکنیک هایی مانند ریخته گری، مهر زنی و قالب سازی از ماتریس متوسط ​​شامل طراحی برای تولید کار استفاده می کنند. بسیاری از این ها اجازه تولید چندین نسخه را می دهند.

باز هوای روحانی بودایی در لانگمن Grottoes، چین

اصطلاح “مجسمه سازی” اغلب برای توصیف کارهای بزرگ استفاده می شود، که گاهی اوقات مجسمه یادمانه ای نامیده می شود، به معنی هر یک از مجسمه های بزرگ یا بزرگ است یا به یک ساختمان متصل است. اما اصطلاح به درستی انواع بسیاری از آثار کوچک را در سه ابعاد با استفاده از تکنیک های مشابه، از جمله سکه ها و مدال ها، حکاکی های سخت سنگ، اصطلاح برای حکاکی های کوچک سنگی می تواند کار دقیق را پوشش دهد.

مجسمه بسیار بزرگ و یا “عظیم” تا به حال از تجسمی طولانی مدت برخوردار بوده است. بزرگترین رکورد در 128 متری (420 فوت) است که در سال 2002 بهار معبد بودا بود. شکل بزرگ دیگری از مجسمه سازی پرتره، مجسمه سوار سوار بر اسب است که در دهه های اخیر نادر است. کوچکترین شکل مجسمه پرتره در اندازه زندگی، “سر” است، نشان می دهد که فقط آن، و یا سینه، نمایندگی از یک فرد از قفسه سینه. اشکال کوچک مجسمه سازی شامل مجسمه است که معمولا یک مجسمه است که بیش از 18 اینچ (46 سانتی متر) بلند نیست و برای امدادگران پلک، مدال یا سکه است.

هنر مدرن و معاصر تعدادی از مجسمه های غیر سنتی مجسمه سازی، از جمله مجسمه سازی صحی، مجسمه سازی نور، هنر محیط زیست، مجسمه سازی محیط زیست، مجسمه سازی هنر خیابانی، مجسمه سازی جنبشی (شامل جنبه های حرکت جسمی)، هنر سرزمین و محل خاص هنر مجسمه سازی یک شکل مهم از هنر عمومی است. مجموعه ای از مجسمه سازی در محیط باغ می تواند باشد

اهداف و موضوعات مجسمه سازی

Moai از جزیره عید پاک، جایی که تمرکز منابع به مجسمه های بزرگ ممکن است اثرات سیاسی جدی داشته باشد.

یکی از شایعترین اهداف مجسمه سازی در نوعی ارتباط با دین است. تصاویر فرهنگی در بسیاری از فرهنگ ها رایج هستند، هر چند آنها اغلب مجسمه های غول پیکر خدایان نیستند که هنر باستانی یونان را مانند مجسمه زئوس در المپیا نشان می دهند. تصاویر واقعی فرقه در محاصره های درونی معابد مصری، که هیچ کدام از آنها زنده نمانده بودند، حتی در بزرگترین معابد نیز بسیار کوچک بودند. این همان است که اغلب در هندوئیسم معتبر است، جایی که فرم بسیار ساده و باستانی لینگام شایع است. بودیسم مجسمه سازی از شخصیت های مذهبی را به شرق آسیا آورده است، جایی که به نظر می رسد هیچ سابق معادل آن قبلا وجود نداشته است، هرچند اشکال ساده ای مثل بی و کانگ احتمالا دارای اهمیت مذهبی بودند.

مجسمه های کوچک به عنوان اموال شخصی به هنر پیش از تاریخ تاریخ می پردازند و استفاده از مجسمه بسیار بزرگ به عنوان هنر عمومی، به خصوص برای تحت تاثیر قرار دادن بیننده با قدرت یک حاکم، حداقل 4500 سال پیش به Sphinx بزرگ برمی گردد. در باستان شناسی و تاریخ هنر، ظهور و گاهی ناپدید شدن مجسمه های بزرگ یا مجسمه در فرهنگ، اهمیت زیادی دارد، هرچند ردیابی این ظهور اغلب با وجود وجود تخریب مجسمه در چوب و سایر مواد فاسد می شود که هیچ رکوردی باقی مانده است؛ [3] قطب توتم نمونه ای از یک سنت مجسمه مجسمه ای در چوب است که برای باستان شناسی هیچ اثری ندارد. توانایی احضار منابع برای ساخت مجسمه های مونوالی، با حمل و نقل مواد معمولا بسیار سنگین و تنظیم برای پرداخت آنچه که معمولا به عنوان مجسمه سازان تمام وقت شناخته می شود، به عنوان یک علامت از فرهنگ نسبتا پیشرفته از نظر سازمان های اجتماعی محسوب می شود. اکتشافات غیرمنتظره اخیر درباره چهره های برنز چینی باستان در سانکسینگدوی، که بیش از دو برابر اندازه انسانی است، بسیاری از ایده های مربوط به تمدن اولیه چینی را مختل کرده اند، چون قبلا تنها برنز های کوچکتر شناخته شده بودند. [4] برخی از فرهنگهای پیشرفته بدون شک، مانند تمدن دره دره، به نظر میرسد که هیچ مجسمهی برجسته ای وجود نداشته است، هرچند ساخت مجسمه های بسیار پیچیده و مهر و موم شده است. به نظر می رسد که فرهنگ میسیسیپی، زمانی که سقوط کرد، به سمت استفاده از آن، با ارقام کوچک سنگی پیشرفت می کرد. فرهنگ های دیگر مانند مصر باستان و فرهنگ جزیره عید پاک، به نظر می رسد منابع بسیار زیادی را برای مجسمه سازی بسیار مهیج از یک مرحله بسیار زودگذر اختصاص داده اند.

مدال John VIII Palaeologus، ج. 1435، توسط Pisanello، اولین مدال پرتره، رسانه ای که اساسا برای جمع آوری ساخته شده است.

جمع آوری مجسمه سازی، از جمله دوره های اولیه، حدود 2000 سال در یونان، چین و Mesoamerica، و بسیاری از مجموعه ها در نمایش نیمه عمومی به مدت طولانی قبل از اختراع موزه مدرن در دسترس بود. از قرن بیستم، دامنه نسبتا محدودی از افراد در مجسمه های بزرگ یافت شده به شدت گسترش یافته است، با موضوعات انتزاعی و استفاده و یا نمایندگی از هر نوع موضوع در حال حاضر رایج است. امروزه مجسمه سازی برای نمایش متناوب در گالری ها و موزه ها ساخته شده است و توانایی حمل و نگهداری کارهای فزاینده ای بزرگ، عامل ساخت آنهاست. مجسمه های تزئینی کوچک، اغلب در سرامیک، امروزه محبوب هستند (هرچند به طرز عجیب و غریبی از هنر مدرن و معاصر نادیده گرفته می شوند) همانطور که در روکو بودند یا در یونان باستان، زمانی که مجسمه های Tanagra یک صنعت عمده بودند، یا در شرق آسیا و قبل از کلمبیان هنر اتصالات کوچک مجسمه برای مبلمان و اشیاء دیگر به دوران قدیم بازگشتند، همانطور که در دشت های Nimrud، Begram و دایره ها یافت می شود و از آرامگاه Tutankhamun پیدا می شود.

مجسمه سازی پرتره در مصر آغاز می شود، جایی که نرمان پالت نشان دهنده حاکم قرن بیست و یکم قبل از میلاد و بین النهرین است، جایی که در آن 27 مجسمه زنده مانده از گوئه، که حکومت لاگوس را به عهده داشتند. 2144 – 2124 قبل از میلاد در یونان باستان و رم، احداث یک مجسمه پرتره در یک مکان عمومی، تقریبا بالاترین علامت افتخار و جاه طلبی نخبگان بود که ممکن است در یک سکه نشان داده شود.  در سایر فرهنگ ها مانند مجسمه های عمومی مصر و مجارستان تقریبا به طور انحصاری حفظ حاکم بود و دیگر افراد ثروتمند فقط در قبر هایشان تصویر می کردند. حاکمان به طور معمول تنها افرادی هستند که پرتره در فرهنگ های پیش کالومبیایی دارند، که از سر 3000 میلیارد سال پیش سرچشمه کلمۀ اولمک را آغاز می کنند. مجسمه سازی پرتره شرقی شرقی کاملا مذهبی بود، با روحانیون برجسته با مجسمه ها، به ویژه بنیانگذاران صومعه ها، اما نه حاکمان و اجداد. سنت مدیترانه، در ابتدا فقط برای خیمه ها و سکه های خیمه، در قرون وسطی احیا شد، اما در رنسانس به شدت گسترش یافته بود، که اشکال جدیدی مانند مدال شخصی پرتره را اختراع کرد.

حیوانات، با شکل انسان، اولین موضوع برای مجسمه سازی هستند، و همیشه محبوب، گاهی اوقات واقع گرایانه، اما اغلب هیپنوتیزم تخیلی هستند؛ در حیوانات چین و هیولاها تقریبا تنها سنتی برای مجسمه سازی سنگی در خارج از مقبره ها و معابد است. پادشاهی گیاهان تنها در جواهرات و امدادگران تزئینی اهمیت دارد، اما این تقریبا تمام مجسمه های بزرگ هنر بیزانس و هنر اسلامی را تشکیل می دهند و در بسیاری از سنت های اوراسیایی بسیار مهم هستند، جایی که نقاشی هایی مانند پالمت و اسکرو انگور از شرق عبور کرده اند و غرب بیش از دو هزاره است.

یکی از انواع مجسمه سازی که در بسیاری از فرهنگ های ماقبل تاریخ در سراسر جهان یافت می شود، نسخه های ویژه ای از ابزارهای عادی، سلاح ها یا عروق هایی است که در مواد گرانبهای غیر عملی استفاده می شوند، یا برای برخی از انواع استفاده یا نمایش نماز یا ارائه. جید یا سایر انواع سبز سنگی در چین، Olmec مکزیک و نئولیتیک اروپا مورد استفاده قرار گرفت و در اوایل بین النهرین شکلهای سفالگری بزرگ در سنگ ساخته شد. برنز در اروپا و چین برای محورها و تیغه های بزرگ مانند Oxborough Dirk استفاده شده است.

مواد و تکنیک ها مجسمه سازی

عبادت مرد مردمی سومری، گورخر با چشمان پوسته، 2750-2600 ب.سی.

مواد مورد استفاده در مجسمه سازی متنوع هستند و در طول تاریخ تغییر می کنند. مواد کلاسیک، با دوام فوق العاده، فلز، به خصوص برنز، سنگ و سفال، با چوب، استخوان و antler گزینه های با دوام اما ارزان تر است. مواد گرانبها مانند طلا، نقره، ژید و عاج اغلب برای کارهای لوکس کوچک و بعضی اوقات در بزرگترها مانند مجسمه های کریستالفنتین استفاده می شود. مواد شایع تر و ارزان تر برای مجسمه سازی برای مصرف وسیع، از جمله چوب های چوبی (مانند بلوط، جعبه / جعفری، و آهک / لیندن) استفاده می شود. سرامیک و دیگر سرامیک، موم (مواد بسیار رایج برای مدل های ریخته گری و دریافت تصورات مهر و موم های سیلندر و سنگ های حکاکی شده) و فلزات ریخته گری مانند الیاف و روی (spelter). اما تعداد زیادی از مواد دیگر به عنوان بخشی از مجسمه ها، در کارهای قوم نگاری و باستانی به اندازه مدرن استفاده شده است.

مجسمه ها اغلب نقاشی شده اند، اما اغلب نقاشی های خود را از دست می دهند یا بازسازی می کنند. بسیاری از تکنیک های مختلف نقاشی در ساخت مجسمه سازی، از جمله tempera، نقاشی روغن، طلایی، رنگ خانه، آئروسل، مینا و ماسه شویی استفاده شده است.

بسیاری از مجسمه سازان به دنبال روش های جدید و مواد برای ساخت هنر هستند. یکی از مجسمه های مشهور پابلو پیکاسو شامل قطعات دوچرخه ای بود. الکساندر کالدر و دیگر مدرنیست ها استفاده چشمگیر از فولاد رنگ شده انجام دادند. از دهه 1960، اکریلیک و سایر پلاستیک ها نیز استفاده شده است. اندی گلدزورثی مجسمه های بی نظیر کوتاه مدت خود را از تقریبا تمام مواد طبیعی در تنظیمات طبیعی می سازد. بعضی از مجسمه ها، مانند مجسمه ی یخ، مجسمه سازی های ماسه ای و مجسمه سازی گاز عمدا کوتاه مدت است. مجسمه سازان اخیر از شیشه، ابزار، قطعات ماشین، سخت افزار و بسته بندی مصرفی استفاده کرده اند تا کارهای خود را انجام دهند. مجسمه سازان گاهی اوقات از اشیاء یافت شده استفاده می کنند و سنگ های دانشمند چینی برای قرن ها قدردانی شده اند.

مجسمه سنگی

بازسازی مدرن از ظاهر اصلی نقاشی از سنگ مرمر قرمز باستانی یونانی از معبد آبه، بر اساس تجزیه و تحلیل آثار رنگدانه،  c. 500 سال پیش از میلاد

مجسمه سنگ فعالیت قدیمی است که قطعات طبیعی سنگ خشن را به وسیله حذف کنترل شده از سنگ شکل می دهد. با توجه به پایداری این مواد، شواهدی را می توان یافت که حتی نخستین جوامع در بعضی از انواع سنگ کار می کنند، اگرچه در تمام نقاط جهان عاری از سنگ های خوب برای حکاکی به عنوان مصر، یونان، هند و بسیاری از اروپا وجود ندارد . پتروگلیفها (همچنین به نام سنگهای سنگی) شاید قدیمیترین شکل هستند: تصاویر ایجاد شده توسط از بین بردن بخشی از یک سطح سنگی که در محل باقی می ماند، به وسیله بریدن، تراشیدن، حک کردن و سایش، ایجاد می شود. مجسمه یادبود شامل آثار بزرگی و مجسمه های معماری است که به ساختمان ها متصل است. حکاکی هارد سنگ است که برای مقاصد هنری از سنگهای نیمه قیمتی مانند یشم، آهک، انیکس، کریستال سنگ، سارد یا کارنلیان، و اصطلاح عمومی برای یک شی ساخته شده در این روش است. سنگ آهک و یا گچ معدنی یک ماده معدنی نرم است که برای کارهای کوچکتر آسان تر می شود و هنوز هم نسبتا با دوام است. سنگهای تزئین شده سنگهای حک شده کوچک، از جمله کومه، در اصل به عنوان حلقه مهر و موم استفاده می شود.

کپی کردن یک مجسمه اصلی در سنگ که برای مجسمه های یونان باستان بسیار مهم است و تقریبا همه آنها از نسخه ها شناخته شده است، به طور سنتی با “اشاره” همراه با روش های دست ساز بیشتر به دست می آید. اشاره کردن شامل راه اندازی یک شبکه از مربع های رشته در یک قاب چوبی در اطراف اصلی، و سپس اندازه گیری موقعیت بر روی شبکه و فاصله بین شبکه و مجسمه از مجموعه ای از نقاط فردی، و سپس با استفاده از این اطلاعات برای حک کردن به بلوک از که کپی ساخته شده است.

مجسمه فلزی

Ludwig Gies، پلیت آهن، 8 x 9.8 سانتی متر، پناهندگان، 1915

آلیاژهای مس و برنز قدیمی ترین و هنوز محبوب ترین فلزات برای مجسمه های فلزی ریخته گری است. مجسمه برنزی ریخته گری اغلب به سادگی “برنز” نامیده می شود. آلیاژهای معمولی برنز دارایی های غیر معمول و مطلوب کمی اندکی قبل از اینکه آنها را تنظیم کنند، از این رو بهترین جزئیات قالب را پر می کنند. قدرت و کمبود شکنندگی (مزاحمت) آنها مزیتی است که هنگام ایجاد ارقام در عمل باید ایجاد شود، به خصوص در مقایسه با مواد سرامیکی و سنگی (برای نمونه چند نمونه مجسمه سنگ مرمر را ببینید). طلا نرمترین و با ارزش ترین فلز است و در جواهرات بسیار مهم است. با نقره آن به اندازه کافی نرم است که با چکش و دیگر ابزارها و همچنین بازیگران کار کند. انتقاد و تعقیب از تکنیک های استفاده شده در طلا و نقره است.

ریخته گری گروهی از فرایندهای تولیدی است که به وسیله آنها یک ماده مایع (برنز، مس، شیشه، آلومینیوم، آهن) (معمولا) به قالب ریخته می شود که حاوی حفره توخالی شکل مورد نظر است و سپس اجازه می دهد تا جامد شود. ریخته گری جامد سپس برای فرآیند تکمیل می شود و یا از بین می رود [9]، اگرچه مرحله نهایی «کار سرد» ممکن است در بازیگران به پایان برسد. ریخته گری می تواند برای تشکیل فلزات مایع داغ یا مواد مختلفی که پس از مخلوط کردن اجزای (مانند اپوکسی ها، بتن، گچ و خاک رس) سرد تنظیم شود، استفاده شود. ریخته گری اغلب برای ساخت اشکال پیچیده ای استفاده می شود که می تواند به روش های دیگر دشوار یا بی ثمر باشد. قدیمی ترین ریخته گری باقی مانده قورباغه ای از جنس Mesopotamian از 3200 قبل از میلاد است.  تکنیک های خاص شامل ریخته گری از دست رفته، ریخته گری قالب ریخته گری و ریخته گری شن و ماسه است.

مجسمه شیشه ای

دیل چیولی 2006، (شیشه ای دمیده شده)

شیشه ممکن است برای مجسمه سازی از طیف وسیعی از تکنیک های کار استفاده شود، هرچند استفاده از آن برای کارهای بزرگ، توسعه اخیر است. این را می توان با مشکل قابل ملاحظه ای حل کرد. جام لیتوگرافی روم همه چیز غیر منحصر به فرد است. [11] ریخته گری داغ را می توان از طریق ریختن شیشه ریخته گری به قالب هایی که با فشار دادن اشکال به ماسه، گرافیت حک شده یا قالب های گچ / سیلیکا ساخته شده است. شیشه ریخته گری کوره ها را در یک کوره گرم می کند تا زمانی که مایع باشند و به یک قالب انتظار در زیر آن در کوره جریان می یابند. شیشه نیز می تواند به عنوان یک جرم جامد یا به عنوان بخشی از یک جسم دمیده شود و یا با ابزار دست ساز و یا با استفاده از آن گرم شود. تکنیک های جدیدتری شامل چسب کردن و اتصال بشقاب شیشه ای با سیلیکات های پلیمری و نور UV است.

Bodhisattva چوبی حک شده از سلسله Song 960-1279، موزه شانگهای

سفالگری مجسمه

سفال یکی از قدیمی ترین مواد برای مجسمه سازی است، و همچنین رس این رسانه است که بسیاری از مجسمه های ساخته شده در فلز در اصل برای ریخته گری مدل سازی شده اند. مجسمه سازان اغلب آثار مقدماتی کوچک را به نام ماتکتی از مواد شفاف مانند گچ پاریس، موم، خاک رس و یا پلاستیونی ساختند  بسیاری از فرهنگ ها سفالگری را تولید می کنند که ترکیبی از یک تابع به عنوان یک کشتی با شکل مجسمه است، و مجسمه های کوچک اغلب به عنوان محبوب در حال حاضر در فرهنگ غرب مدرن هستند. تمبرها و قالب ها توسط بسیاری از تمدن های قدیم، از روم باستان و بین النهرین به چین استفاده می شود.

کنده کاری چوب

جزئیات جسد عیسی مسیح، اسپانیایی، چوب و پلی کروم، 1793.

حکاکی چوب به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته است، اما بسیار کمتر از سایر مواد اصلی، بسیار مقاوم است و آسیب پذیری به فرسایش، آسیب های حشرات و آتش می شود. بنابراین، یک عنصر مهم پنهان در تاریخ هنر بسیاری از فرهنگ هاست.  مجسمه سازی چوبی در فضای باز در اکثر نقاط جهان طولانی نیست، به طوری که ما اندکی فکر می کنیم که چگونه سنت قطب توتم توسعه یافت. بسیاری از مجسمه های مهم چین و ژاپن به ویژه در چوب و اکثریت مجسمه اکوادور و اقیانوسیه و دیگر مناطق هستند.

چوب سبک است، بنابراین مناسب برای ماسک و دیگر مجسمه سازی در نظر گرفته شده برای حمل، و می تواند جزئیات بسیار خوبی را. این نیز بسیار آسان تر از سنگ کار می کند. این بسیار اغلب پس از حک کردن رنگ است، اما رنگ کمتر از چوب استفاده می شود و اغلب در قطعات باقی مانده از دست رفته است. چوب رنگی اغلب از لحاظ فنی به عنوان “چوب و پلیمر” توصیف شده است. به طور معمول یک لایه از gesso یا گچ برای چوب اعمال می شود، و سپس رنگ به آن اعمال می شود.

وضعیت اجتماعی مجسمه سازان

آدام کرافت مجسمه ساز نورنبرگ، پرتره خود از کلیسای سنت لورنز، 1490s.

در سراسر جهان، مجسمه سازان معمولا معامله گران هستند که کارشان نامعلوم است؛ در برخی از سنتها، به عنوان مثال چین، که مجسمه سازی اعتبار نقاشی ادبیات را به اشتراک نگذاشته است، این وضعیت خود را بر وضعیت مجسمه سازی تأثیر می گذارد.  حتی در یونان باستان، جایی که مجسمه سازان مانند فیدیاس معروف شدند، به نظر می رسد که آنها مانند بسیاری دیگر از صنایع دستی، وضعیت اجتماعی مشابهی را حفظ کرده اند و شاید پاداش های مالی زیادی نداشته باشند، هرچند برخی از آثارشان را امضا کرده اند [16]. در قرون وسطی هنرمندان مانند قرن 12th Gislebertus گاه کار خود را امضا کردند و به دنبال شهر های مختلف، به ویژه از Trecento به بعد در ایتالیا، با ارقام مانند Arnolfo دی Cambio و نیکولا Pisano و پسرش جیووانی بود. طلا و جواهرات و جواهرات، خرید و فروش مواد با ارزش و اغلب دو برابر شدن به عنوان بانکداران، متعلق به صنفی قدرتمند و دارای وضعیت قابل توجه بود، اغلب دفتر مدنی را برگزار کرد. بسیاری از مجسمه سازان نیز در هنرهای دیگر فعالیت می کردند؛ آندریا دل ورکچویو نیز نقاشی کرد، و جیووانی پیزانو، میکل آنژ، و ژاکوپ سانسانوینو معماری بودند. بعضی از مجسمه سازان کارگاه های بزرگی را نگه داشتند. حتی در دوره رنسانس، طبیعت فیزیکی کار توسط لئوناردو داوینچی و دیگران به عنوان تخطی از وضعیت مجسمه سازی در هنر، درک می شد، هرچند شهرت میکل آنژ، این ایده طولانی را برای استراحت به ارمغان می آورد.

از هنرمندان باستان رنسانس مانند میکل آنژ، لئون Leoni و Giambologna می تواند ثروتمند و ennobled و وارد دایره شاهزادگان، پس از یک دوره آشکار شدید بیش از وضعیت نسبی مجسمه سازی و نقاشی. مجسمه های تزئینی زیادی در ساختمان ها باقی مانده اند، اما مجسمه سازانی که قطعات تولیدی خود را تولید می کنند، در سطح با نقاشان شناخته شدند. از مجسمه سازی قرن هجدهم یا پیش از میلاد نیز دانشجویان طبقه متوسط ​​را جذب کرد، اگرچه این کار از نقاشی کندتر بود. مجسمه سازان زن مدت ها طول کشید تا به عنوان نقاشان زن ظاهر شوند و تا قرن بیستم کمتر برجسته بودند.

جنبش ضد عکاسی

Aniconism همچنان محدود به یهودیت بود، که تا قرن 19 به مجسمه های تصنیف پذیرفته نشد،  قبل از گسترش به مسیحیت اولیه، که در ابتدا مجسمه های بزرگ پذیرفته شد. در مسیحیت و بودیسم، مجسمه سازی بسیار مهم بود. Orthodoxy کریستینای شرقی هرگز مجسمه های برجسته ای را پذیرفته است و اسلام تقریبا تمام مجسمه های مجازی را رد کرده است، به جز شخصیت های بسیار کوچک در امدادرسانی و برخی از حیوانات که عملکرد مفیدی را انجام می دهند مانند شیرهای مشهور از چشمه در الحمبره حمایت می کنند. بسیاری از اشکال پروتستانتیسم همچنین مجسمه سازی مذهبی را تایید نمی کنند. بسیاری از پیکر بندی مجسمه سازی از انگیزه های مذهبی، از مسیحیان اولیه، بولدن استریم اصلاحات پروتستان و تخریب بوداها های بامیان توسط طالبان در سال 2001، وجود داشته است.

تاریخچه مجسمه سازی

دوره های ماقبل تاریخ

ونوس Hohle Fels (همچنین به نام زهره Schelklingen شناخته شده است؛ مجسمه زردرنگ پائئولیتیک بالایی است که از عاج یک برکه ماموت که در سال 2008 در نزدیکی Schelklingen آلمان واقع شده است، بین 35،000 تا 40،000 سال پیش، متعلق به اوورینژیک اولیه ، در همان ابتدای پالئولیتی بالایی، که همراه با حضور اولیه Homo sapiens در اروپا (Cro-Magnon) همراه است. در کنار Löwenmensch، قدیمی ترین نمونه بی دریغ از هنر پالئولیتی Upper و هنر پیشاورانه مجازی به طور کلی .

بسیاری از باستان شناسان باقی مانده از هنر مجسمه های کوچک قابل حمل هستند، با گروه کوچکی از مجسمه های زنانه زهره مانند ونوس ویلیاندروف (24-26000 BP) در سراسر اروپا مرکزی یافت می شود.  گوزن شنا حدود 13000 سال پیش یکی از بهترین نقاشی های مجدلیه در استخوان یا قارچ حیوانات در هنر پالئولیت بلند است، اگرچه تعداد آنها با قطعه های حکاکی شده که بعضا به عنوان مجسمه سازی طبقه بندی می شوند، کم است.  دو تا از بزرگترین مجسمه های دوران قبل از میلاد را می توان در غار Tuc d’Audobert در فرانسه پیدا کرد که حدود 12-17،000 سال پیش یک مجسمه ساز مستحکم از یک ابزار سنگ شکن مانند و یک انگشت استفاده کرد تا یک جفت بیسون بزرگ را در خاک رس در برابر سنگ آهک سنگ

با آغاز Mesolithic در اروپا مجسمه مجسمه به شدت کاهش یافته است  و باقی مانده یک عنصر رایج تر در هنر نسبت به دکوراسیون امداد عملی از اشیاء عملی تا دوره رومی، با وجود برخی از آثار مانند دیگ Gundestrup از عصر آهن اروپا و تیراندولم آفتابگردان عصر برنز

خاور نزدیک باستان

هنر بین النهرین، مجسمه سازی آشوری و هنر ایرانی

مهر و موم سیلندر با اثر آن بر روی رس؛ serpopards and eagles، Uruk Period، 4100-3000 قبل از میلاد

دوره Protoliterate در بین النهرین، تحت سلطه Uruk، تولید آثار پیچیده مانند گلدان Warka و مهر و موم سیلندر. گینول لوییس یک شکل سنگ آهکی بسیار معروف از ایلام در حدود 3000-2800 سال قبل از میلاد، بخش انسانی و بخشی از شیرین است.  کمی بعد، تعدادی از چهره های کشیشان و عبادتگاه های بزرگ به شمار می آیند، که اکثرا در ارتفاع زیاد و به ارتفاع زیاد است که تصاویر مربوط به خدایان را به کلیسای معبد بازمی گرداند، اما تعداد کمی از آنها جان سالم به در برده اند. مجسمه های دوران سومری و اککادایی به طور کلی چشم های بزرگ و خیره کننده ای داشتند و ریش های طولانی بر مردان داشتند. بسیاری از شاهکارهای موجود در گورستان سلطنتی در اور (از سال 2650 قبل از میلاد)، از جمله دو شخصیت رام در گدازه، گوزن مس و یک گاو نر در یکی از Lyres Ur یافتند.

از دوره های متعددی که پیش از قیام امپراطوری نوا-آشوری در قرن بیست و یکم قبل از میلاد هنر بین النهرین به شمار می رفت، مهر و موم سیلندر، چهره های نسبتا کوچک در دور و امدادهای مختلف، از جمله پلاک های ارزان قیمت سفال سفال برای خانه، برخی از مذاهب و برخی ظاهرا نه.  امدادرسانی Burney یک پلاک قرمز مایل به قهوهای (20 x 15 اینچ، 50 × 37 سانتیمتر) الهه بالدار برهنه با پاهای شکار پرنده و همچنین جغدها و شیرها است. از قرن 18 یا 19 قبل از میلاد می آید، و همچنین ممکن است قالب شود.  ستونهای سنگی، پیشنهادات دروغین یا کسانی که احتمالا به پیروزی و جشن نشان دادن پیروی می کنند نیز از معابد پیدا می شوند که بر خلاف مقامات رسمی فاقد کتیبه هایی هستند که آنها را توضیح می دهد؛ Stuble Vultures قطعه ای از نمونه های اولیه ی نوعی ،  و سیاه چاله Assyrian از Shalmaneser III بزرگ و جامد دیر است.

 

تسخیر کل بین النهرین و قلمرو اطراف آن توسط آشوریان، یک دولت بزرگتر و ثروتمندتر از منطقه پیش از آن را شناخته بود و هنر بسیار پر زرق و برق در قصرها و اماکن عمومی، بدون شک، قصد داشت مطابقت با شکوه هنر همسایه امپراتوری مصر. برخلاف دولتهای پیشین، آشوریها می توانند از سنگ شمالغرب عراق به راحتی استفاده کنند و این کار را در مقادیر زیادی انجام دادند. Assyrians سبک شیوه های بسیار گسترده ای از بسیار ریز ریز مفصل رهایی کم در سنگ برای کاخ، با صحنه های جنگ و یا شکار توسعه یافته؛ موزه بریتانیا دارای یک مجموعه برجسته است، از جمله شکار شیر از Ashurbanipal و کمک های Lachish نشان دادن یک مبارزات انتخاباتی. آنها در مجاورت مجسمه سازی بسیار کمی تولید می کردند، به جز شخصیت های سرحدی بزرگ لاماسو، سر انسان، که در دو طرف بلوک مستطیلی با رفع خستگی بالا، با سر به طور موثر در دور (و همچنین پنج پا، به طوری که هر دو دیدگاه به نظر می رسد کامل است) حتی قبل از غلبه بر منطقه، آنها سنت مهر و موم سیلندر را با طرح هایی که اغلب فوق العاده پر انرژی و تصفیه شده بودند، ادامه دادند.

مصر باستان

Thutmose، مجسمه Nefertiti، 1345 پیش از میلاد، موزه مصری برلین

هنر مصر باستان و هنر امارنا
مجسمه یادگاری مصر باستان مشهور است، اما آثار کوچک و ظریف آن در تعداد بسیار بیشتری وجود دارد. مصری ها از روش متمایز تسکین غرق استفاده کرده اند که به نور آفتاب بسیار روشن نیز مناسب است. ارقام اصلی در امدادرسانه ها به همان رقم شکل در نقاشی پیوسته اند، با پاهای جدا شده (جایی که نشسته نمی شود) و سر از طرف نمایش داده می شود، اما تیغه از جلو، و یک مجموعه استاندارد از ابعاد تشکیل این رقم، با استفاده از 18 “مشت” برای رفتن از زمین به خط مو در پیشانی.  این به نظر می رسد زودتر از پانل نریمر از سلسله I است. با این حال، به عنوان جاهای دیگر، این کنوانسیون برای شخصیت های کوچک نشان داده شده درگیر در برخی فعالیت ها مانند اسیران و اجساد استفاده نمی شود.  مقررات دیگر مجسمه های مردانه را تیره تر از آنهایی که زن هستند. مجسمه های پرتره بسیار متداول از همان ابتدای سلسله دوم، قبل از 2780 قبل از میلاد،  و به استثنای هنر دوره عمار آخناتن  و برخی از دوره های دیگر مانند سلسله XII، ویژگی های ایده آل حاکمان ، مانند سایر کنوانسیون های هنری مصری، کمی بعد از فروپاشی یونان تغییر کرد.

فرعونهای مصر همیشه به عنوان خدایان شناخته شده اند، اما سایر خدایان در مجسمه های بزرگ کمتر رایج هستند، مگر آنکه آنها نماینده فرعون به عنوان خدای دیگری باشند؛ با این حال، خدایان دیگر اغلب در نقاشی و نقاشی نشان داده می شوند. ردیف مشهور از چهار مجسمه عظیم خارج از معبد اصلی در ابو Simbel هر نشان Rameses II، یک طرح معمولی، هر چند در اینجا فوق العاده بزرگ است.  شخصیت های کوچک از خدایان، و یا شخصیت های حیوانی آنها، بسیار رایج هستند و در مواد محبوب مانند سفال یافت می شود. بیشتر مجسمه بزرگتر از معابد و مقبره مصر است. توسط سلسله IV (2680-2565 قبل از میلاد) تا آخر، ایده مجسمه کا بود به شدت تاسیس شد. این ها در قبر ها به عنوان محل سکونت برای بخشی از روح قرار داده شده اند، بنابراین تعداد قابل توجهی از مجسمه های متعارف مدافعان و همسران آنها وجود دارد که بسیاری از آنها در چوب به عنوان مصر یکی از نقاط کمی در جهان که در آن آب و هوا اجازه می دهد چوب برای بیش از هزاران سال زنده بماند. سر به اصطلاح نگهدارنده، سرهای ساده بدون مو، به ویژه طبیعت طبیعت است. مقبره های اولیه نیز شامل مدل های کوچک از برده ها، حیوانات، ساختمان ها و اشیائی مانند قایق هایی بودند که برای مرحوم به دنبال سبک زندگی خود در عالم پس از مرگ و بعدا اشیاچتی بودند.

 

اروپا

یونان باستان

Charioteer دلفی، مجسمه برنز باستان یونان، قرن پنجم قبل از میلاد، نزدیکترین جزئیات را به نمایش می گذارد

مجسمه یونان باستان

اولین سبک متمایز مجسمه ی یونان باستان در دوره ی Cycladic Early Bronze Age (هزاره سوم قبل از میلاد) توسعه یافت، که در آن شخصیت های سنگ مرمر، معمولا زنانه و کوچک، در یک سبک هندسی ظریفانه ساده نمایش داده می شوند. اغلب نمونه ها ایستاده اند و با بازوها در جلو حرکت می کنند، اما سایر ارقام در حالت های مختلف نشان داده شده اند، از جمله شکل پیچیده ای از یک هارپیست که روی صندلی نشسته است.

فرهنگ های مینو و میکونایی بعد از آن تحت تاثیر سوریه و دیگر نقاط، مجسمه های بیشتری را ایجاد کردند، اما در دوره بعدی آرکه ای از حدود 650 سال قبل از میلاد، که کوئرا توسعه یافته است. اینها مجسمه های بزرگ ایستاده از جوانان برهنه هستند که در معابد و مقبره ها یافت می شود، با کور به عنوان لباس زنانه معادل با موهای پوشانده شده است. هر دو “لبخند آرام” دارند. به نظر می رسد که آنها تعدادی از توابع را خدمت کرده اند، شاید گاهی اوقات نمایانگر خدایان و گاهی اوقات فردی که در قبر به خاک سپرده شده اند، همانند Kroisos Kouros. آنها به وضوح تحت تأثیر سبک های مصری و سوری قرار دارند، اما هنرمندان یونان بسیار آماده بودند که در سبک خود تجربیات بیشتری داشته باشند.

در طول قرن ششم، مجسمه سازی یونان به سرعت در حال گسترش است، طبیعی تر می شود، و با چهره بسیار فعال و متنوع در صحنه های روایت، هرچند در عرفات ایده آل شده است. مجسمه های مجسمه به معابد اضافه شده اند، از جمله پارتنون در آتن، جایی که بقایای فینیمون حدود 520 با استفاده از ارقام در دور، به خوشبختانه برای ساختمان های جدید پس از کیسه ایرانی در سال 480 قبل از میلاد استفاده می شد و از دهه 1880 به بعد شرایط نامنظم تازه بقیه مهم دیگر مجسمه سازی معماری از Paestum در ایتالیا، کورفو، دلفی و معبد آفی در Aegina (بسیار در حال حاضر در مونیخ) هستند.  بیشتر مجسمه یونان در اصل شامل حداقل رنگ است؛ موزه نیل کارلسبرگ Glyptotek در کپنهاگ، دانمارک، تحقیقات گسترده و تفریحی از رنگ های اصلی انجام داده است.

کلاسیک

کلاسیک

از دوره ی اول دوره کلاسیک، بقایای اصلی کمتر، که اغلب به سبک شدید نامیده می شود، کمتر است. مجسمه های آزاد در حال حاضر بیشتر ساخته شده در برنز، که همیشه ارزش به عنوان ضایعات. سبک شدید از حدود 500 در امدادرسانی ها، و به زودی پس از 480 در مجسمه ها، تا حدود 450، ادامه یافت. مقادیر نسبتا سفت و سخت از ارقام آرام بود، و موقعیت های چرخش نامتقارن و دیدگاه های مبهم مشترک شد و به عمد مورد جستجو قرار گرفت. این با درک بهتر آناتومی و ساختار هماهنگ چهره های مجسمه سازی و پیگیری نمایندگی طبیعت گرایی به عنوان یک هدف که قبلا در آن حضور نداشت، ترکیب شد. کاوش در معبد زئوس، المپیا از سال 1829، بزرگترین گروه از باقی مانده را نشان داده است، از حدود 460، که بسیاری از آنها در لوور هستند.

دوره “کلاسیک بالا” فقط چند دهه از حدود 450 تا 400 ادامه داشت اما تأثیر قابل توجهی در هنر داشت و با وجود تعداد بسیار محدودی از بازماندگان اصلی، دارای اعتبار خاصی بود. آثار شناخته شده ترین آثار پارتنون ماربلز است که به طور سنتی (از زمان پلوتارک) توسط تیمی به رهبری معروف ترین پیکارجویان یونان فیدیا که از 465 تا 425 میلادی فعال بوده و در روز خود معروف به مجسمه کریزلئت فانتزی زئوس در المپیا (ص 432)، یکی از هفت عجایب از جهان باستان، آتنا Parthenos (438)، تصویر فرقه پارتنون و آتنا Promachos، یک شخصیت برنز عظیم که در کنار پارتنون ایستاده بود؛ همه این ها گم شده اند، اما از بسیاری از نمایندگی ها شناخته شده اند. او همچنین به عنوان خالق برخی از مجسمه های برنز سبک زندگی شناخته شده است که تنها از نسخه های بعدی شناخته شده اند که شناسایی آنها بحث انگیز است، از جمله هرمس لودوییز .

سبک کلاسیک بالا همچنان به پیشرفت واقعیت و پیچیدگی در شکل انسان ادامه می دهد و نقاشی از پارچه (لباس) را بهبود می بخشد، استفاده از آن را برای افزودن به تاثیر اعضای فعال ادامه می دهد. عبارات صورت معمولا حتی در صحنه های جنگی بسیار محبوس بودند. ترکیب گروه های شخصیت ها در امداد و نزاع ها و فریتم ها پیچیدگی و هماهنگی را به نحوی ترکیب می کرد که تاثیر دائمی روی هنر غرب داشت. امداد در واقع می تواند بسیار بالا باشد، همانطور که در تصویر پارتنون در زیر، جایی که اکثر جبهه جنگجویان از پس زمینه کاملا جدا شده اند، همانطور که بخش های گمشده نیز وجود دارد. این مجسمه های ساخته شده را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. [49] سبک کلاسیک پس از آن، مجسمه زیبایی زنانه برهنه، ظاهرا نوآوری از Praxiteles بود، و ظاهری به طور فزاینده ای پیچیده و ظریف ایجاد کرد که هنگام مشاهده از چند زاویه و همچنین چهره های ظریف تر جالب بود؛ هر دو رشته در دوران هلنیستی بسیار بیشتر می شود.

هلنیستی

دوره هلنیستی به طور معمول از مرگ اسکندر کبیر در سال 323 قبل از میلاد به پایان رسیده و به پایان رسیده است یا نهایتا فتح قلبهای یونان توسط رم در سال 146 قبل از میلاد یا با شکست نهایی آخرین دولت باقی مانده جانشین امپراطوری اسکندر پس از نبرد آتییم در 31 سال قبل از میلاد، که همچنین پایان رم جمهوری خواه را نشان می دهد.  بنابراین، این دوره طولانی تر از دوره های قبلی است و شامل حداقل دو مرحله عمده است: سبک پرماجرا تجربه، انسداد و برخی احساسات و بدبینی، و در قرن 2 قبل از میلاد، بازگشت به حالت کلاسیستی ساده تر و ظریفتر؛ فراتر از این تعاریف، دوستیابی معمولا غیرقابل اطمینان است، به ویژه هنگامی که فقط نسخههای بعدی شناخته میشوند، همانطور که معمولا مورد است. سبک اولیه Pergamene به طور خاص با Pergamon ارتباط نداشت، که از نام آن نام گرفته است، اما پادشاهان ثروتمند این ایالت در میان نخستین کسانی بودند که مجسمه سازی کلاسیک را جمع آوری کرده و همچنین نسخه جدیدی از جمله قطار مشهور Pergamon مجسمه سازی که در حال حاضر بیشتر در برلین است و سبک جدیدی را به نمایش می گذارد، همانند مأموریتی در Halicarnassus (یکی دیگر از هفت عجایب)، Laocoön معروف و پسرانش در موزه های واتیکان، مثال دیرین و عنوان برنز The Dying گال (نشان داده شده در بالا)، که ما می دانیم بخشی از یک گروه بود که در حدود 228 سال قبل از میلاد برای Pergamon سفارش داده شده بود، از این رو، گود لودوویسی هم نسخه ای بود. این گروه به نام Farnese Bull، احتمالا یک سنگ مرمر قرن دوم، هنوز بزرگتر و پیچیده تر است

مجسمه های قرمز کوچک یونانی به عنوان زیور آلات در خانه بسیار محبوب بودند

مجسمه سازی هلنیست به طرز چشمگیری گستره وسیعی از موضوعات را به نمایش گذاشت، بخشی از نتیجه رفاه عمومی و ظهور طبقه ی بسیار ثروتمند که خانه های بزرگ تزئین شده با مجسمه سازی داشت، هرچند ما می دانیم برخی از نمونه هایی که به نظر می آیند مناسب ترین خانه ها هستند ، مانند کودکان با حیوانات، در واقع در معابد یا دیگر مکان های عمومی قرار گرفتند. برای یک بازار بسیار جذاب در خانه، دکوراسیون Tanagra وجود داشت، و کسانی که از مراکز دیگری بودند که شخصیت های کوچک سفال در مقیاس صنعتی تولید می شد، اما بعضی از مذاهب، اما برخی دیگر حیوانات و خانم های زیبا را پوشیدند. مجسمه سازان از لحاظ فنی دارای ماهیت نمایندگی از عبارات چهره هستند و بسیاری از احساسات و پرتره های افراد را به نمایش می گذارند و همچنین نمایش سنین مختلف و نژادها را نشان می دهد. امدادرسانی از مأموریت در این رابطه نسبتا غیر معمول است؛ اکثر کارها به صورت آزاد و گروهی با چندین شخصیت بود که در دور دیده می شد، مانند گروه Laocoon و Pergamon که پیروزی در برابر گول ها را جشن گرفتند، پیش از این نادر بوده اند. باربرینی فون، نشان دادن یک خواب عمیق ساتری، احتمالا بعد از نوشیدن، نمونه ای از آرامش اخلاقی دوره و آمادگی برای ساختن مجسمه های بزرگ و گرانبها از موضوعاتی است که قهرمان هستند.

پس از فتوحات فرهنگ الکساندر هلنیستی در دادگاه های بیشتر خاور نزدیک و بعضی از آسیای مرکزی و به طور فزاینده ای توسط نخبگان اروپایی، به ویژه در ایتالیا، که مستعمره یونانی ها در ابتدا بیشترین جنوب را تحت کنترل داشت، غالب بود. هنر هلنیستی و هنرمندان به طور گسترده ای گسترش یافت و در جمهوری رو به گسترش رومی ها بسیار تاثیر گذار بود و زمانی که بودیسم را در مناطق شرقی منطقه ی هلنیست روبرو می شد، روبرو می شد. عظیم به اصطلاح الکساندر سارکوفاف که در سیدون در لبنان مدرن یافت شده بود، احتمالا در ابتدای دوره توسط هنرمندان مهاجر یونانی برای یک فرماندار فرانسوی فرانسوی ساخته شده بود.  ثروت این دوره منجر به افزایش تولید لوکس از مجسمه های کوچک، از جمله سنگ های قیمتی و سنگ های قیمتی، جواهرات و طلا و وسایل نقره ای شد.

اروپا پس از یونانیان

مجسمه روم

مجسمه سازی رومی

بخش ستون تراجان، CE 113، صحنه هایی از جنگ های داچین

هنر ابتدایی رومی تحت تأثیر هنر یونان و اتروسن های همسایه قرار گرفت که خودشان تحت تاثیر شرکای تجاری یونان بودند. یک تخصص اتریشی نزدیک به اندازه اندازه کلیسای توت فرنگی در تختخواب بود که معمولا در بالای یک سارکوفاف قرار دارد که روی یک آرنج قرار گرفته است. همانطور که جمهوری رومیزی رو به گسترش سرزمین یونان تسخیر کرد، ابتدا در جنوب ایتالیا و سپس کل دنیای هلنیستی به استثنای شرق دور اشکانی، مجسمه رسمی و پاتریشیس به طور گسترده ای گسترش سبک هلنیستی بود که از آن به ویژه عناصر رومی سخت به از بین بردن، به خصوص به این دلیل که مجسمه یونانی تنها در نسخه های تاریخ رومی باقی می ماند  در قرن 2 قبل از میلاد، “بیشتر مجسمه سازان در رم” یونانی بودند  که اغلب در فاتحاتی مانند Corinth (146 قبل از میلاد) به بردگی بردند و مجسمه سازان عمدتا یونانی ها، اغلب بردگان بودند، که نام آنها بسیار به ندرت ثبت شده است تعداد زیادی از مجسمه های یونانی به رم وارد شدند یا به عنوان غنیمت یا نتیجه اخاذی و یا تجارت، و معابد اغلب با آثار استفاده یونانی مجددا تزئین شده بودند.

یک سبک بومی ایتالیایی را می توان در آثار قبرستانی که اغلب شامل پرتره های پرتره، رومیان میان طبقه متوسط ​​است، دیده می شود و پرتره، قطعا قدرت اصلی مجسمه روم است. هیچ مانعی از سنت ماسک اجدادی که در مراسم خاکسپاری در مراسم خاکسپاری خانواده های بزرگ پوشیده شده بود و در غیر اینصورت در خانه نمایش داده می شود وجود ندارد، اما بسیاری از بیست ها که زنده ماندند باید نماینده های اجدادی باشند، شاید از مقبره های خانواده های بزرگ مانند آرامگاه Scipios یا مهسا بعدا در خارج از شهر. سرخ برنزی معروف لوسیوس یونویس بروتوس به لحاظ تاریخی بسیار متفاوت است، اما به عنوان یک بقاء بسیار نادر سبک کلاسیک در جمهوری، در محیط ترجیحی برنز گرفته شده است.  به طور مشابه سر و صدای قوی بر روی سکه های جمهوری آخر، دیده می شود و در سکه های امپریال و همچنین بیت های فرستاده شده در اطراف امپراطور قرار داده شده در basilicas از شهرستان های استانی شکل اصلی بصری از تبلیغات امپریالیستی است؛ حتی لندنیوم دارای مجسمه ای نزدیک به غول پیکر نرو بود، هرچند بسیار کوچکتر از کولوسوس 30 متر نرو در رم، اکنون از بین رفته است.

دولت اوتاتن سبک گری کروم در آراز پاتیس، 13 سال پیش از میلاد

رومیان عموما سعی در رقابت با آثار مستقل یونانی از سوء استفاده های قهرمانانه از تاریخ یا اسطوره نداشتند، اما از همان ابتدا آثار تاریخی را در تسخیر تولید کردند، که در ستون های پیروزی بزرگ رومی ها با تسریع روایت های پیوسته در اطراف آنها پیچیده شد، معروف ترجان (CE 113) و مارکوس اورلیوس (193) در رم زندگی می کنند، جایی که Ara Pacis (“محراب صلح”، 13 سال پیش از میلاد) نماد رسمی رسمی گری کروم است که در کلاسیک ترین و تصفیه شده آن است. از میان نمونه های مهم دیگر، تسلیحات استفاده مجدد از قبیل قصر کنستانتین و پایه ستون آنتونیون پویوس (161)، ، کمربندهای کامپانا، نسخه های سفالگری ارزان تر از سنگ های مرمری بود و طعم تسکین از امپراطوری دوره به سارکوفاف گسترش یافته است. تمام اشکال مجسمه سازی کوچک لوکس همچنان حمایت می شود و کیفیت آن می تواند بسیار بالا باشد، همانطور که در جام نقره ای وارن، جام شیشه ای لیکورگوس و کومه های بزرگ مانند جیمز اوجوستا، گونزاگا کیمو و کیمو بزرگ فرانسه وجود دارد. ] برای بخش بسیار وسیعی از جمعیت، دکوراسیون امدادی سفالگری و تزئینات کوچک در مقادیر زیاد و اغلب کیفیت قابل توجهی تولید شد.

پس از گذر از فاز “باروک” قرن دوم قرن بیستم در قرن سوم، هنر رومی عمدتا رها شد و یا به سادگی قادر به تولید مجسمه سازی در سنت کلاسیکی نبود، که علت آن بسیار مورد بحث قرار گرفته است. حتی مهمترین بناهای تاریخی امپرسیونیست ها، چهره های پر زرق و برق دار و چشم های چهره را در یک نوع جلوی درشت نشان می دهند، در ترکیبات ساده که بر قدرت و به لطف فضیلت تأکید دارند. کنتراست مشهور در آرچ کنستانتین 315 در رم نشان داده شده است که بخش هایی از سبک جدید را با روال ها در سبک قبیله ای گری کور رومی که از جاهای دیگر گرفته شده است ترکیب می کند و چهار تترارچها (از 305) از پایتخت جدید کنستانتینپول، در حال حاضر در ونیز. ارنست كیتزینگر در هر دو مجسمه، همان “نسبتهای خمشی، حركات زاویه ای، ترتیب قطعات را از طریق تقارن و تكرار و ارائه یك ویژگی و پوشیدگی های مختلف از طریق برش ها، به جای مدل سازی، یافت. تمایز سبک هر جا كه ظاهر می شود شامل یک سختی تردید، سنگین بودن و ناکارآمدی – به طور خلاصه، تقریبا کامل رد سنت کلاسیک ”

رومانسکایی

شیر برونسویک، 1166، اولین ریخته گری توخالی شکل از دوران باستان، 1.78 متر بلند و 2.79 متر طول

هنر رومانیایی

از حدود 1000 سالگی، تولد دوباره تولید هنری در سراسر اروپا به وجود آمد که منجر به رشد کلی اقتصادی در تولید و تجارت شد و سبک جدید هنر رومانسکایی اولین سبک قرون وسطایی بود که در کل اروپای غربی استفاده می شد. کلیساهای جدید و کلیساهای زائر به طور فزاینده ای با تسلیحات سنگی معماری تزئین شده و برای مجسمه سازی های جدید طراحی شده اند، مانند تامپون در کلیسا در قرن 12 و پایتخت ساکن با ارقام و اغلب صحنه های روایت. کلیساهای برجسته ای که با مجسمه سازی در فرانسه قرار دارند، عبارتند از Vézelay و Moissac فرانسه و اسپانیا Silos. ]

هنر رمانتیک با سبک بسیار قوی در هر دو مجسمه سازی و نقاشی مشخص شد. پایتخت ستون هرگز هیجان انگیز تر از این دوره بود، زمانی که آنها اغلب با صحنه های کامل با چندین عدد حک شده بودند.  مصنوعی بزرگ چوبی یک حق نوآوری آلمانی در آغاز دوره بود، همانطور که مجسمه های آزاد مستطیلی مادونا بود، اما امداد بالا بالاتر از همه حالت مجسمه در دوره بود. ترکیبات معمولا عمق کمتری داشتند و نیاز به انعطاف پذیری داشتند تا بتوانند خود را به شکل پایتخت و تیپانهای کلیسا برسانند؛ تنش بین یک چارچوب محکم محکم، که بعضی اوقات این ترکیب گریخته است، یک موضوع تکراری در هنر رومانسکایی است. رقم ها هنوز هم در اندازه نسبت به نقاشی های اهمیت آن ها اغلب متنوع بودند.

اشیاء در مواد گرانبها مانند عاج و فلز در این دوره بسیار عالی بوده است، بسیار بیشتر از مجسمه یادبود – ما نام سازندگان این را از نقاشان، روشنگرها یا معماران معروف می دانیم. فلزکاری، از جمله دکوراسیون در مینای دندان، بسیار پیچیده شده است و بسیاری از زیارتگاه های دیدنی که برای نگهداری آثار ساخته شده اند، جان سالم به در برده اند، از جمله مشهور ترین پادشاهان سه پادشاه کلیسای کلن توسط نیکلاس وردون است. شمعدان برنجی گلوسستر و فونت برنجی 1108-17 در حال حاضر در لژه، نمونه بسیار خوبی هستند، که بسیار متفاوت از سبک ریخته گری فلز است، که بسیار پیچیده و پر انرژی است، نقاشی نقاشی نقاشی، در حالی که فونت سبکی را نشان می دهد. کلاسیک و با شکوه. درهای برنز، ستون پیروزمندانه و اتصالات دیگر در کلیسای جامع هیلدسیم، درهای Gniezno و درهای Basilica di San Zeno در ورونا دیگر بقایای قابل توجهی هستند. Aquamanile، یک ظرف برای آب برای شستشو، به نظر می رسد در قرن 11th به اروپا معرفی شده است، و اغلب شکلات zoomorphic فوق العاده ساخته شده است؛ نمونه های باقی مانده بیشتر در برنج هستند. بسیاری از اثرات موم از مهرهای چشمگیر در چارچوب اسناد و مدارک حفظ می شوند، اگرچه سکه های رومنش معمولا از علاقه زیبایی شناختی نیستند .

کریستین کراس یک کریفیکس عقیق بی حد و حصر بزرگ است، با پیچیدگی پیچیده از جمله بسیاری از شخصیت های پیامبران و دیگران است، که به یکی از هنرمندان نسبتا کمی که اسم آن شناخته شده است استاد هوگو است که همچنین نسخه های خطی را روشن کرده است. مانند بسیاری از قطعهها، در ابتدا تا حدی رنگ بود. شایستگان لوئیس نمونه هایی از زیبایی هایی هستند که از اندام های کوچکی تشکیل شده اند که بسیاری از قطعه ها یا قطعات آن از کراس، پلاک ها، سوراخ های جلویی و اشیاء مشابه باقی می مانند.

گوتیک

هنر گوتیک

ویرانگر و کودک عاج فرانسه، پایان قرن 13، 25 سانتیمتر، انحنای آن به شکل شیب عاج

دوره گوتیک اساسا توسط معماری گوتیک تعریف شده است و به طور کامل با توسعه سبک در مجسمه سازی در آغاز یا پایان آن متناسب نیست. نمادهای کلیساهای بزرگ، مخصوصا در اطراف درب ها، همچنان دارای انواع مختلفی بودند، اما همچنین ردیف هایی از چهره های مجسمه که در اطراف آنها قرار داشتند. مجسمه های پورتال غربی (سلطنتی) در کلیسای جامع چارتز (ص 1145) نشان دهنده یابی طولانی ستاره ای ظریف، اما اغراق آمیز است، اما آنهایی که در پورتال transept جنوب، از 1215 تا 1220، یک سبک طبیعی تر را نشان می دهند و جدایی بیشتر از دیوار پشت ، و برخی از آگاهی از سنت کلاسیک. چند سال بعد، این روند در پورتال غرب در کلیسای جامع ریمز ادامه یافت، جایی که این ارقام تقریبا در دور بود، همان طور که گوتیک در اروپا گسترش یافت.

در ایتالیا نیکولا پیزانو (1258-78) و پسرش جیووانی شیوه ای را ایجاد کردند که اغلب به نام پروتئین رنسانس نامیده می شود، با نفوذ بی نظیر از سارکوفاتی های رومی و ترکیبات پیچیده و شلوغ، از جمله رفتار سمبلیک برهنگی، در پانل های امدادی در خلال آن کلیسای سینا (1265-68)، Fontana Maggiore در Perugia، و مجسمه جیووانی در Pistoia از سال 1301  احیای دیگری از سبک کلاسیک در کار گیتی بین المللی کلاوسلوتر و پیروانش در بورگوندی و فلاندر در حدود 1400 دیده می شود.  مجسمه سازی های گوتیک پس از آن در شمال ادامه یافت و مد برای آلتراسونات مجسمه سازی چوبی بسیار بزرگ با حکاکی به طور فزاینده وحشیانه و تعداد زیادی از ارقام آشوب کننده هیجان زده شد. اکثر نمونه های باقی مانده در آلمان، پس از بسیاری از iconoclasm در جاهای دیگر. Tilman Riemenschneider، Veit Stoss و دیگران این سبک را به قرن شانزدهم ادامه دادند، که به تدریج جذب تأثیرات رنسانس ایتالیایی شد.

سنگریزه های عمیق در عمق سنگ یا سنگ های قیمتی برای ثروتمندان محبوب شد و مقبره های بزرگ چند سطح تکامل یافتند، در حالی که قبر های Scaliger از ورونا چنان بزرگ بودند که مجبور به خارج شدن از کلیسا شدند. در قرن بیستم، صنایع غیرقانونی قرقره های ناتینگهام آلاباستر در گروه های پانل در اکثر اروپا برای کلیساهای اقتصادی که قادر به پرداخت مجدد مجدد سنگ نبود بودند، وجود دارد. حکاکی های کوچک، برای یک بازار غالبا غالبا و اغلب زنان، به یک صنعت قابل توجه در پاریس و برخی از مراکز دیگر تبدیل شد. انواع زیورآلات شامل پولیپتیک های مذهبی، شخصیت های مجلل، به ویژه ویرجین، موارد آینه، کمربندها و صندلی های پیچیده ای با صحنه هایی از رومانس ها، به عنوان هدیه ای جذاب استفاده می شود.  بسیار ثروتمند، فلزات نگین دار و نجیب زاده، که هم سکولار و هم مذهبی بودند، مانند دکل دای بری را در قرن دهم رلیوکوری جمع آوری کردند، تا زمانیکه آنها دوباره برای پول نقد فرو ریختند، جمع آوری کردند.

رنسانس

 

میکل آنژ، Pietà، 1499.

 

مناسب برای مجسمه سازی رنسانس اغلب برای شروع رقابت معروف برای درهای فلورانس متشکل از متخصصان برجسته در سال 1403 آغاز می شود، که از آن مدل های آزمایشی ارائه شده توسط برنده، لورنزو گیبریتی و فیلیپو برونلسکی زنده ماندند. درهای گییبری هنوز در جایگاه قرار دارند، اما بدون در نظر گرفتن جایگاه دوم خود برای ورودی دیگر، به اصطلاح “گیتس بهشت”، که او را از 1425 به 1452 برده بود، بدون شک جای خود را گرفتند، و با کمال تعجب و با اعتماد به نفس ترکیبات کلاسیک را با عمق گوناگون امداد زمینه های گسترده  سالهای مداوای دانیلتو دیلتو، نخست وزیر گیلبرتی، با مجسمه های بنیادی از جمله دیوید های او در سنگ مرمر (1408-09) و برنز (1440) و مجسمه قورباغه گتاملاتا و همچنین امدادرسانی ها توسعه یافت. یکی از چهره های پیشرو در دوره بعد Andrea del Verrocchio بود که برای مجسمه سواری خود از Bartolomeo Colleoni در ونیز شناخته شده بود؛  شاگرد او، لئوناردو داوینچی، مجسمه سازی اسب را در سال 1482 طراحی کرد. اسب برای میلان، اما تنها موفق به ساخت 24 مدل پلاستیکی (7.3 متر) که توسط قهرمانان فرانسوی در سال 1499 نابود شده بود و طرح های مجسمه سازی دیگر بلندپروازانه اش تکمیل نشد.

این دوره با افزایش قابل توجهی در حمایت از مجسمه سازی توسط دولت برای هنرهای عمومی و ثروتمندان برای خانه هایشان مشخص شد. به خصوص در ایتالیا، مجسمه سازی عمومی یک عنصر مهم در ظهور مراکز تاریخی شهر است. مجسمه سازی کلیسای عمدتا در خارج به عنوان خارج از آثار عمومی آشکار شد. مجسمه سازی پرتره، معمولا در مجسمه ها، حدود 1450 در ایتالیا در سال 1450 مشهور شد و فرانچسکو لارنای ناپولیتن متخصص در زنان جوان در نمایش های مراقبه بود، در حالی که آنتونیو رزلینو و دیگران اغلب مردمی از مواجهه با مردان را نشان می دادند، و همچنین کودکان کوچک.  مدال پرتره اختراع پیزانello نیز اغلب زنان را نشان می دهد؛ تابلوهای امدادی یکی دیگر از مجسمه های کوچک کوچکتر در فلزات ریخته گری بود.

میکل آنژ یکی از مجسمه ساز های فعال از حدود 1500 تا 1520 بود، و مجسمه های بعدی آن را نمی توان نادیده گرفت. شاهكارهای بزرگش از جمله دیوید، پیتا، موسی و قطعات قبر پاپ جولیوس دوم و مدیچی كاپل. نمادین او دیوید (1504) دارای قراردادی است که از مجسمه سازی کلاسیک گرفته شده است. این تفاوت از تجدید نظر قبلی در موضوع است که در آن دیوید قبل از نبرد خود با Goliath، و نه پس از شکست غول پیکر نشان داده شده است. به جای اینکه پیروزی نشان داده شود، همانطور که دوناتلو و وروکشیو انجام داده بودند، دیوید به سرعت در حال ظهور و نبرد آماده است.

مننر

Adriaen de Vries، Mercury و Psyche Northern Mannerist برنز زندگی، ساخته شده در سال 1593 برای رودلف دوم، امپراتور مقدس روم است.

مننیز

همانطور که در نقاشی، مجسمه سازی اولیه ایتالیایی Mannist به شدت تلاش برای پیدا کردن یک سبک اصلی است که به دست آوردن رنسانس بالا، که در مجسمه سازی اساسا به معنای میکل آنژ، و بسیاری از مبارزه برای دستیابی به این در کمیسیون برای پر کردن شد مکان های دیگر در Piazza della Signoria در فلورانس، در کنار دیوید میکل آنژ. باچو باندینلی پروژه خود را از هرکول و کاکوس از کارشناسی ارشد خود گرفت، اما کمی محبوب تر از آن است که در حال حاضر است و با Benvenuto Cellini به “خرگوش خربزه” مضر است، هرچند که اثر ظاهری طولانی مدت دارد معرفی پانل های امدادی در پایه مجسمه ها. همانند سایر آثار من و دیگران، آن را بیشتر از بلوک اصلی حذف می کند از میکل آنژ انجام می شود. برنز پریسس Cellini با سر مدوزا قطعا یک شاهکار است که با هشت زاویه دید طراحی شده است، یکی دیگر از ویژگی های Mannerist است، اما در مقایسه با داوید میکل آنژ و دوناتلو بسیار شبیه است.  در اصل طلایی، معدن طلای معدنی و مینا (1543) نخستین مجسمه سازی بود و استعداد خود را در بهترین حالت نشان می دهد.  همانطور که این نمونه ها نشان می دهد، این دوره طیف وسیعی از موضوعات سکولار را برای کارهای بزرگ فراتر از تصویربرداری گسترش داد، به ویژه با توجه به اسطوره شناسی؛ قبلا این عمدتا در آثار کوچک یافت شده بود.

چهره های برنز کوچک برای کابینت های جمع آوری شده، اغلب اسطوره ای با نوازنده ها، یک شکل محبوب رنسانس بودند که در آن Giambologna، که در اصل فلانی بود، اما در فلورانس مستقر بود، در بخش بعد قرن برجسته بود، همچنین ساختن مجسمه های مجسمه سازی با طول عمر، که دو نفر به آن پیوستند مجموعه در Piazza della Signoria. او و پیروان او نمونه های ظریف و طولانی از سروپنتینات مجسمه، اغلب از دو شخصیت در هم آمیخته، که از همه زوایا جالب بودند، طراحی کرده اند.

باروک و روکو

مجسمه سازی باروک

گین لورنزو برنینی، آپولو و دافنه در Galleria Borghese، 1622-1622

در مجسمه باروک، گروهی از شخصیت ها اهمیت جدیدی به دست آوردند و جنبشی پویا و انرژی از اشکال انسانی وجود داشت – آنها در اطراف یک گرداب مرکزی خالی حرکت می کردند و یا به بیرون به فضای اطراف می رسند. مجسمه سازی باروک اغلب دارای زاویه دید ایده آل چندگانه بود و منعکس کننده یک ادامه عمیق رنسانس حرکت از امداد به مجسمه سازی ایجاد شده در دور و طراحی شده است که در وسط یک فضای بزرگ قرار گرفته است – چشمه های دقیق مانند Fontana دای Quattro برنینی Fiumi (رم، 1651) یا کسانی که در باغهای ورسای بودند، یک تخصص باروک بودند. سبک باروک کاملا با مجسمه سازگار بود، با جیان لورنزو برنینی، شکل غالب سن در آثار مانند Ecstasy of St Theresa (1647-1652). [88] مجسمه سازی اغلب باروک عناصر اضافی مجسمه سازی، به عنوان مثال، نورپردازی پنهان شده، یا چشمه های آب، یا مجسمه سازی و معماری متصل شده، برای ایجاد یک تجربه تغییر دهنده برای بیننده. هنرمندان خود را در سنت کلاسیک دیدند، اما مجسمه سلطنتی هلنیست و بعدا رومی را تحسین می کردند، نه دوره های «کلاسیک» که امروزه دیده می شوند.

اصلاحات پروتستان، تقریبا تمام توقف را به مجسمه سازی مذهبی در بسیاری از شمال اروپا متوقف کرد، و اگرچه مجسمه سازی سکولار، مخصوصا برای بتس های پرتره و آثار باستانی، همچنان ادامه دارد، عصر طلایی هلند جزء مجسمه سازی قابل توجهی در خارج از طلا سازی ندارد. به طور تقریبا در واکنش مستقیم، مجسمه سازی به عنوان برجسته در کاتولیک به عنوان در اواخر قرون وسطی. مجسمه های حاکمان و اشراف به طور فزاینده ای محبوب شد. در قرن هجدهم، مجسمه های زیادی در خطوط باروک ادامه داشتند – فواره تربی تنها در سال 1762 تکمیل شد. سبک روکو بیشتر برای آثار کوچکتر مناسب بود، و احتمالا شکل ظاهری ایده آل خود را در ظروف اروپایی چینی، و طرح های تزئینی داخلی در چوب یا گچ مانند همانطور که در داخل داخلی داخلی فرانسه و کلیساهای زیارتی اتریش و باواریاست.

این انقلاب در سبک مدت کوتاهی پیش از دوره ای که مسیحیان توسط حکومت روم و اکثریت قریب به اتفاق مردم به تصویب رسید، منجر به پایان مجسمه سازی مذهبی بزرگ شد، و اکنون مجسمه های بزرگ فقط برای امپراطور ها استفاده می شود. با این حال، مسیحیان ثروتمند ادامه دادند که امدادرسانی به سارکوفاگی ها را ادامه دهند، همانطور که در سارکوفوگای یونیاس باسوس و مجسمه های بسیار کوچک، به خصوص در عاج، توسط مسیحیان بر اساس سبک دیپتیچ کنسولی ادامه یافت .

قرون وسطی و بیزانس

مسیحیان اولیه به مجسمه های مذهبی برجسته مخالف بودند، هرچند روابط سنتی رومی در بطری های پرتره و امداد سارکوفاف، و همچنین اجسام کوچکتر مانند دیپتیچ کنسولی ادامه داشت. چنین اشیائی، اغلب در مواد با ارزش، همچنین سنت های مجسمه سازی اصلی (تا آنجا که شناخته شده) تمدن های وحشیانه دوره مهاجرت است، همانطور که در اشیاء موجود در گنجینه دفن قرن ششم در Sutton Hoo دیده می شود و جواهرات از هنر اسکاتلندی و تولید هیروی مسیحی و سبک حیوانات هنر جزیره. با پیروی از سنت بیزانتی، هنر کارولینگی، حجاری های عاج را احیا کرد، اغلب در پانل ها برای اتصال به گنجینه نسخ خطی روشن، و نیز سرهای کروزیر و دیگر اتصالات کوچک.

هنر بیزانسی، هرچند دارای امداد عجیب و غریب عالی و تزئینات تزئینی معماری است، هرگز به مجسمه یادبودی و یا حتی مجسمه سازی کوچک در دور برگشت. [66] با این حال، در دوره های کارولینگ و اتونیک در غرب، آغاز تولید تولید مجسمه های برجسته، در دادگاه ها و کلیساهای بزرگ بود. این به تدریج گسترش می یابد؛ در اواخر قرن دهم و یازدهم، مجسمه های متعددی از مجسمه هایی که به نظر می رسد در اندازه های مختلف زندگی می کنند در کلیساهای آنگلوساکسون، احتمالا از فلزات گرانبها در اطراف یک قاب چوبی مانند مدونا طلایی اسن وجود دارد. از آنجایی که نمونه آنگلوساکسون زنده مانده است، [67] و بازماندگی مجسمه های غیر معماری بزرگ از قبل از 1000 به شدت نادر است. خیلی جالب است که صلیب امروزی است که از قرن هجدهم 965 تا 70 است که صلیبی است که ظاهرا شایع ترین نوع مجسمه است. Charlemagne در حدود پانزده سالگی در Chapel Palatine در Aachen تنظیم شده بود. این ها همچنان محبوبیت زیادی داشتند، به ویژه در آلمان و ایتالیا. سنگهای قمری جهان نوردیک، سنگهای رنگارنگ اسکاتلند و احتمالا امداد کوههای بزرگ مسیحی بریتانیای کبیر، سنتهای مجسمهی شمالی بود که دوره مسیحیت را به هم ریخت.

نئو کلاسیک

مجسمه سازی نئوکلاسیک

آنتونیو کانوا: رویا بوسیله عشق بوسیله 1787 به دنیا آمد

سبک نئوکلاسیک که در اواخر قرن 18 وارد شد، تاکید زیادی بر مجسمه سازی داشت. ژان آنتوان هودون مجسمه پرتره نفوذی است که سبک می تواند آن را تولید کند، و آنتونیو کانوا، جنبه ی ایده آلیستی جنبش را می بیند. دوره نئوکلاسیک یکی از بزرگترین سن مجسمه سازی عمومی بود، گرچه نمونه های “کلاسیک” آن بیشتر احتمالا نسخه های رومی مجسمه های هلنیستی بودند. در مجسمه سازی، آشنا ترین نمایندگان ایتالیایی آنتونیو کانوا، انگلیسی انگلیسی جان فلاکنمن و خانم برتل توروالسن هستند. شیوه ی نوپو کلاسیک اروپایی نیز در ایالات متحده برگزار شد، جایی که قله او تا اندازهای رخ داده است و در مجسمه های حرام پاورز نمونه ای است.

آسیا

مجسمه‌سازی در ایران
ایرانیان که در تمام رشته‌های هنری تزئین سنگتراشی، منبت‌کاری و غیره مهارت فوق‌العاده بخرج داده‌اند در فن مجسمه‌سازی علاقه زیاد از خود نشان نداده‌اند و این عدم علاقه به ایجاد مجسمه، در برخی ادوار تاریخی پیش از اسلام و در دوران اسلامی همچنان ادامه داشته‌است.

مجسمهٔ مکشوفی آیاپیر در شمی (از نواحی ایذه) بزرگترین مجسمه‌ای است که تاکنون در خاک ایران پیدا شده، و تنها مجسمه برنزی بزرگی است که از دوران‌های قدیم ایرانیان به یادگار باقی‌مانده‌است؛ ولی مجسمه‌های کوچک خصوصاً از عهد اشکانیان و ساسانیان در کشور ما زیاد ساخته شده و تمام خصوصیات پیکر تراشی ایران نیز در این مجسمه‌های کوچک دیده می‌شود. با این حال مجسمه بزرگی از «اوتان» پادشاه «الحضر» از مرمر تراشیده‌اند و اکنون در موزه موصل محفوظ است و۲۲۰ سانتیمتر ارتفاع دارد و حال اینکه ارتفاع مجسمه آیاپیر از ۱۹۰ سانتیمتر تجاوز نمی‌کند. می‌گویند یکی از خصایص پیکر تراشی ایرانیان در عهد اشکانیان این بود که مجسمه را از مقابل می‌تراشیدند و به آن حرکت نمی‌دادند. مثلاً اگر مجسمهٔ مرمری را که از دوره اشکانیان است و امروز در موزه موصل محفوظ می‌باشد با مجسمه دیسک انداز، کار «مایرون» مجسمه‌ساز معروف یونان در قرن پنجم پیش از میلاد مقایسه کنیم اختلاف زیاد میان آن دو مجسمه مشاهده می‌نماییم. در مجسمه دیسک‌پران یک پا عقب‌تر از پای دیگر قرار داده شده و کمر بطرف جلو خم شده و دست یکی بطرف عقب و یکی بطرف جلو به حرکت درآمده.

در مجسمه «اوتال» پادشاه الحضر پای چپ فقط کمی جلوتر از پای راست قرار داده شده و کفش‌ها کاملاً شبیه به کفش‌های مجسمه آیاپیر است. پادشاه الحضر نیز مانند امیر شمی شلوار بلندی بر تن کرده که تا زانویش می‌رسد و روی قبا کمربندی بسته تا شمشیر خود را به آن آویزان کند ولی کمربند کمی پایین‌تر از حد معمول بسته شده. شاید شمشیر سنگینی کرده و آن را پایین آورده.

«اوتال» دست چپ خود را روی قبضه شمشیر گذاشته و این عادتی است که حتی در عصر حاضر نیز دیده می‌شود؛ ولی دست راست خود را کاملاً بلند کرده مانند اینکه صحبت می‌کند و با این حال دهان او بسته‌است. روی قبا لباده بلندی بر تن پادشاه الحضر دیده می‌شود که آستین‌های بلندی دارد کلاه وی شباهتی به کلاه درویشان در عصر حاضر دارد. این کلاه نیز با کمال سلیقه و مهارت با نقوش زیبایی برجسته مزین گردیده.

«اوتال» سبیل‌های پرپشت و ریش نسبتاً بلندی دارد و موهای بلندش از زیر کلاه بیرون آمده‌است. میان این مجسمه با مجسمه آیاپیر شباهت زیاد وجود و فقط لباس آن متفاوت است.

در موزه بغداد نیز سر مجسمه‌ای از سنگ آهکی به اندازهٔ طبیعی تراشیده شده که تمام خصوصیات پیکر تراشی عهد اشکانی را که در مجسمه «اوتال» دیده می‌شود دربردارد. در این مجسمه حرکت دیده نمی‌شود ولی احساسات او را می‌توان حدس زد ریش و سبیل او بسیار منظم تراشیده شده و شانه زده‌است. موهای سرش مانند موهای نقوش برجستهٔ عهد هخامنشی مجعد است و مثل این است که از زیر دست آرایشگری بیرون آمده باشد.

این دومین مجسمه‌ای است که از الحضر بدست آمده ولی مجسمهٔ دیگری نیز در همین محل پیدا شده‌است که امروز در موزهٔ بغداد است و سر یکی از پادشاهان اشکانی را نشان می‌دهد کلاه این پادشاه همان است که روی سکه‌های اشکانی دیده می‌شود و از سوی دیگر شباهت زیاد به کلاه «اوتال» پادشاه الحضر دارد ریش و سبیل وی نیز با کمال دقت تراشیده شده.

این سه مجسمه که خارج از ایران هستند بانضمام مجسمه بزرگ آیاپیر کاملاً خصوصیات هنر پیکر تراشی ایرانیان در عهد اشکانی را بما نشان می‌دهند و آن را از دوره‌های دیگر متمایز می‌نمایند ولی برای تکمیل این خصوصیات مجسمه دیگری را که آن نیز در موزه بغداد است و در الحضر پیدا شده نشان می‌دهیم.

این مجسمه نیز ۲۰/۲ متر ارتفاع دارد و از مرمر ساخته شده و صاحب آن «سناترک» پادشاه الحضر است. موهای این شخص مانند موهای آیاپیر شمی با نواری بسته شده و در طرفین صورت آویزان است. وی نیز مانند «اوتال» پادشاه الحضر دست راست خود را بلند کرده و در دست چپ به جای شمشیر، یک برگ زیتون یا خرما که علامت صلح است بر دست دارد. لباس و کمر او که دارای تزئینات فراوان است شباهت زیاد به لباس سفرای کبار کشورهای کنونی دارد. شلوار او بلند است و چین دارد بدون شک شلوار بلند چین دار که چیزی شبیه به شلوار مردم امروزی در آذربایجان غربی می‌باشد در زمان اشکانیان بسیار معمول بوده‌است. «سناترک» نیز مانند امیر شمی گردن بندی برگردن و گوشواره‌ای بر گوش دارد. در بالای سر او پیکر عقابی دیده می‌شود که بال‌هایش را گسترده و این عقاب ما را دربارهٔ کلاه که بر سر بعضی از صاحب منصبان عالی‌مقام عهد ساسانی دیده می‌شود روشن می‌نماید.

از همهٔ این مجسمه‌ها عجیب‌تر مجسمهٔ دو متری است که در سنگ آهکی تراشیده شده و از الحضر بدست آمده و امروز در موزهٔ موصل محفوظ است. این مجسمه یکی از افسران عالی رتبهٔ اشکانیان را نشان می‌دهد که دست چپ را روی قبضهٔ شمشیر قرار داده و دست راست را بلند کرده‌است و از این جهت شباهت به «اوتال» پادشاه الحضر پیدا می‌کند. دست راست تمام مجسمه‌ها بالا است و شاید به علامت احترام یا سلام باشد. شلوار این افسر کاملاً شبیه به شلوار آیاپیر شمی است و چین فراوان دارد ولی شنلی که بر دوش خود انداخته و در سمت راست سینه بوسیلهٔ تکمه آن را بسته شباهت به لباس رومی‌ها دارد. تنها نقصی که این مجسمه دارد این است که ریش او کوتاه است.

صدر اعظم خشایارشا در حال عرض گزارش به حضور شاهنشاه _ نقش نیم برجسته از سنگ که در تخت جمشید پیدا شده و اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود مجسمهٔ دو متری که در «الحضر» پیدا شده و در موزهٔ موصل محفوظ است. این مجسمه یکی از افسران عالیرتبه اشکانیان را نشان می‌دهد

تمام این مجسمه‌ها از الحضر بدست آمده و الحضر یکی از پایتخت‌های قدیم ایران در عهد اشکانیان است که روی فرات قرار گرفته و چون در سر حد ایران و روم بود چندین بار بوسیلهٔ رومی‌ها خراب شده و اکنون خرابه‌های آن برپا است.

در دوره ساسانیان نیز مانند دو دورهٔ تاریخی اشکانی و هخامنشی علاقه به پیکر تراشی در کشور ما چندان زیاد نبود. با اینکه نمونه‌های کوچکی از مجسمه‌های ساخته شده در آن زمان وجود دارد که، نشان می‌دهد استعداد پیکر تراشی در نهاد هنرمندان ایرانی به صورت خفته بود، ولی به دلایلی که در گفتار پیش ذکر شد علاقه به ایجاد آن نداشته‌اند.

تمام خصایص مجسمهٔ آیاپیر در نیم‌تنه یکی از پادشاهان ساسانی که در یک مجموعهٔ خصوصی حفظ شده دیده می‌شود.

هنگامی که این پیکر نیم تنه، ساخته شد (اواخر دوره ساسانی) هنوز مانند عهد اشکانی داشتن موهای زیاد که از طرفین روی شانه می‌افتاده معمول بوده و حتی به حجم آن اضافه شده‌است. آیا باید تصور کنیم که امرا و بزرگان عهد ساسانی موهای بلند داشته و آن را روی شانه‌های خود می‌انداختند؟ احتمالاً میان بعضی از امرای ساسانی ریش کوسج (ریش بزی) معمول بوده. بزرگان کشور گردنبندهای مروارید برگردن می‌انداختند و این کار در عهد اشکانیان معمول بوده‌است.

تاج سلاطین ساسانی شکل‌های عجیب و غریب به خود می‌گرفت طرفین آن به صورت بال پرندگان یا شاخ حیوانات درمی‌آمد و در بالای پیشانی ماه و ستاره‌ای قرار داشت و گوی بزرگی در بالای آن جای می‌گرفت

معروفترین مجسمهٔ عهد ساسانیان پیکر شاپور دوم واقع در غار معروف در درهٔ شاپور است. این مجسمه از اندازهٔ معمولی بزرگتر است؛ و در قرن‌های اخیر بر زمین افتاده بود. اخیراً آن را روی پاهای بتونی قراردادند ولی اینطور به‌نظر می‌رسد که وقتی بر زمین افتاده بود زیبایی بیشتری داشت چون ساق پاهای آهنی و بتونی با قامت شاپور تناسب زیاد ندارد. مجسمه‌سازی هم‌زمان با تکنولوژی پیشرفت کرده و در حال حاضر گروه‌هایی در ایران و جهان با پرینتر سه بعدی و طراحی کامپیوتری، مجسمه‌سازی را به روشی بسیار سریع تر انجام می‌دهند.

هندوستان

 

مجسمه سازی در جنوب آسیا، فهرست معابد قطع سنگ در هند و مجسمه سازی بنگلادش

اولین مجسمه شناخته شده در شبه قاره هند از تمدن دره دره (3300 تا 1700 قبل از میلاد قبل از میلاد) است که در سایت های Mohenjo-daro و Harappa در پاکستان امروز یافت شده است. این شامل رقصنده زن معروف برنز کوچک است. با این حال، چنین ارقام در برنز و سنگ نادر هستند و به شدت توسط مجسمه های سفال و مهر و موم سنگ، اغلب از حیوانات و یا خدایان بسیار ریز تصویر. پس از فروپاشی تمدن دره دره، تا زمانی که دوره بودایی، رکورد کمتری از مجسمه سازی وجود دارد، به غیر از یک چهره از چهره های مس (تا حدودی بحث برانگیز). 1500 سال پیش از دیماباد  بدین ترتیب سنت بزرگ مجسمه های سنگی هند در سنگ به نظر می رسد نسبت به سایر فرهنگ ها و توسعه تمدن هندی، نسبتا دیر، با سلطۀ آسوکا از 270 تا 232 قبل از میلاد، و ستون های آشوکا در اطراف هند، حمل اشیاء خود را و با مجسمه های معروف حیوانات، اغلب شیرها، که شش نفر از آن زنده ماندند، سرازیر می شوند. مقادیر زیادی از مجسمه های تصویربرداری، عمدتا در امداد، از ستارگان زادگاه مقدس اولیه، بیشتر از سنچی، زنده ماندند؛ این احتمالا از یک سنت با استفاده از چوب ساخته شده است که هندوها را نیز پذیرفته است.

ماسه سنگ صورتی هندو، جین و مجسمه های بودایی ماتورا از قرن اول تا سوم قرن نهم، منعکس کننده سنت های بومی هند و تأثیرات غربی از طریق هنر گنچرا بودایی بود که به طور موثری پایه های مجسمه سازی دینی هند را تأسیس کرد. ] این سبک در اکثر هندوستان تحت امپراتوری گپتا (بخش 320-550) توسعه یافت و گسترش یافت و دوره ی “کلاسیک” برای مجسمه سازی هندی، پوشش غارهای Ellora قبلی  باقی ماند، گرچه غارهای Elephanta احتمالا کمی بعدتر است.  بعدا مجسمه سازی در مقیاس بزرگ تقریبا منحصرا دینی و عموما محافظه کارانه باقی می ماند، و اغلب به عقب پیشانی ساده برای خدایان باز می گردد، هرچند روحانی مانند apsaras و yakshi اغلب ظاهری پیچیده دارند. حکاکی اغلب بسیار دقیق است، با پشتوانه پیچیده پشت چهره اصلی در امداد بالا. برنز برجسته سلسله چولا (حدود 850-1250) از جنوب هند، که بسیاری از آنها در صفوف طراحی شده اند، عبارتند از شکل شگفت انگیز شیوا به عنوان ناترااج،  با حکاکی های سنگین گرانیت Mahabalipuram که از Pallava قبلی سلسله

مجسمه های دره ایند

مجسمه سازی از تمدن هند دره بسیار نادر است، اما سنت مجسمه سازی خوبی دارد. نمونه های برجسته ای از درخشان درخشان از این دوران، شامل رقص دختران است که اولین مجسمه برنز در جهان است. در سال 1973، مورمیتر ویلر، باستان شناس انگلیسی، این آیتم را به عنوان بنای مورد علاقه خود توصیف کرد:

“او حدود پانزده سال است که باید بیشتر فکر کنم، اما نه بیشتر، اما او تا به حال با پیچ و خم تا جایی که بازو او و هیچ چیز دیگر وجود دارد. یک دختر کاملا، در حال حاضر، کاملا مطمئن از خود و جهان است. هیچ چیز مانند او ، من فکر می کنم، در جهان است. ”

جان مارشال، یکی دیگر از باستان شناسان در Mohenjo-daro، این رقم را “یک دختر جوان، دست خود را بر روی لبه خود را در حالت نیمه خمیده و پاها کمی به جلو به عنوان او با زمان با موسیقی با پاهای و پا خود را” 100] او شناخته شده است که در هنگام دیدن این مجسمه با تعجب واکنش نشان داد. او گفت: “هنگامی که برای اولین بار آنها را دیدم، دشوار بود که باور داشته باشم که قبل از تاریخ بود.” [101] گرگوری Possehl باستان شناس، رقص دختر را به عنوان “بخش جذاب ترین هنر از یک سایت ایندوس” توصیف کرد و توصیف او را به عنوان یک رقصنده توصیف کرد، بیان داشت: “ما ممکن است مطمئن باشیم که او رقصنده بود، اما او در آنچه که انجام داد خوب بود و او آن را می دانست. »

یکی دیگر از کشف شگفت انگیز از آثار هنری دره دره ایندوره یاسپس قرمز است، زمانی که توسط MS Vats به جون مارشال ارائه شد، او به سختی می توانست باور کند که چنین تصویری واقعی از بدن انسان می تواند کار در چنین دوره ای اولیه باشد و تولید یونانی چنین هنر در قرن چهارم پیش از میلاد توانسته بود افتخار کند. مجسمه دیگری از یک دختر رقص از تخته سنگ خاکستری تیره با کمر خم شده است، پر از حرکت و زرق و برق است. هنرمندان دره ایند از قرمز مایل به سنگ، سنگ، چوب، برنز برای ساخت مجسمه ها استفاده می کنند، برخی از مجسمه هایی مانند ریمه نشیمن و میمون های اسباب بازی، گرچه می توان از مینیاتور به عنوان کار هنری استفاده کرد.

مجسمه های یهودیان مصری

هنر بودایی و هنرمند یونانی

هنر بودایی Gandharan نماد هنری بودایی بود که تاثیر هنری بر هنر سبک یونانی کلاسیک در هنر مجسمه سازی بودایی هند بود که در دوره ای نزدیک به 500 سال در شمال غربی هند و بخش های آسیای مرکزی، بین فتوحات الکساندر بزرگ در قرن چهارم قبل از میلاد، تا زمانی که تخریب taxila در قرن چهارم. هنر گانداران-بودایی توسط عناصر هنرهای سبک هنری در مجسمه های بودایی شناخته شده است. گرچه دوستیابی نامعلوم است، به نظر می رسد که سبک های شدید هلنیستی در مدت کوتاهی پس از آنکه در اواخر قرن چهاردهم میلادی در اطراف مدیترانه فرو ریختند، در برخی از دوره ها در شرق افتاد. بعضی از جنبه های هنر یونانی تصویب شد، در حالی که دیگران فراتر از بقیا نبودند؛ به ویژه مسابقات پرواز یا پیروزی. دکوراسیون گل های یونانی نیز تاثیر گذار بود، با توجه به سبک هندی، ظهور سرمایه Corinthians ظاهر شد.

منشا هنر هنر بودایی گانداران در پادشاهی هلنیست گرین باختیان (250 تا 130 قبل از میلاد) یافت می شود، که در امروز افغانستان قرار دارد، تعامل هنرهای مجسمه یونانی و فرهنگ بودایی در منطقه گندره، در شمال پاکستان امروز . تأثیر هنر گانداران-بودیسم نیز به سمت شمال به سمت بودیسم تحت تأثیر بخشی از باختری گسترش یافت

چين

هنر چینی، سرامیک چینی، لاک الکل و ژید چینی

بوتیزاتوا گویینین نشسته، چوب و رنگدانه، قرن 11th، سلسله سگ شمالی.

پادشاهان چینی مراسم از سلسله شانگ و غربی Zhou از یک دوره بیش از هزار سال از سی. 1500 قبل از میلاد، و تأثیر مستمر بر روی هنر چینی اعمال کرده است. آنها با دکوراسیون پیچیده الگوی و زورورفیک بازی می کنند، اما بر خلاف شخصیت های عظیم که اخیرا در Sanxingdui کشف شده است، از شخصیت انسان جلوگیری می شود. [105] ارتش سرخ پوستی چشمگیر برای آرامگاه شین هو هانگ، اولین امپراتور یک چین متحد از 221 تا 2110 قبل از میلاد، به عنوان یک نسخه امپراتوری بزرگ از چهره های زیادی در مقبره ها قرار گرفته بود تا مکررا قادر به لذت بردن از همان شیوه زندگی در زندگی پس از مرگ به عنوان زمانی که زنده است، جایگزین قربانیان واقعی از دوره های بسیار اولیه است. چهره های کوچکتر در سفال یا چوب در قرن های بعد به مقبره ها منتهی شد و به چهره های قاچاق در سلسله تانگ رسید. سنت چهره های غول پیکر بزرگ چین در چین از طریق چهره های گورستان تانگ سوانا به مجسمه های بعدی بودایی مانند مجموعه ی نزدیک به اندازه یخی لوهان سفال شیشه ای Yixian و چهره های بعدی برای معابد و مقبره ها ادامه یافت. اینها جایگزین معادلات قبلی در چوب شدند.

ادیان بومی چینی معمولا از تصاویر فرقه ای از خدایان استفاده نمی کنند یا حتی نمایانگر آن هستند و مجسمه های مذهبی بزرگ تقریبا همه بودایی هستند که اغلب از قرن چهارم تا چهاردهم قدمت دارند و در ابتدا از مدل های گراتو بودایی که از طریق جاده ابریشم وارد می شوند، استفاده می شود. بودیسم نیز زمینه همه مجسمه پرتره بزرگ است؛ در مجموع در مقابل برخی از مناطق دیگر، در چین قرون وسطی حتی تصاویری از امپراطور نقاشی به عنوان خصوصی شناخته شدند. مقبره های امپریال دارای ابعاد دیدنی دیداری است که با حیوانات حقیقی و اساطیری در مقیاس تطبیقی ​​با مصر مطابقت دارد و نسخه های کوچکتر معابد و کاخ ها را تزئین می کنند.

شخصیت ها و گروه های کوچک بودایی به کیفیت بسیار بالا در رسانه های مختلف تولید شده بود، مانند دکوراسیون امدادی انواع اقالم، به خصوص در کارهای ساختمانی و یشم.  در دوره های اولیه، مقادیر زیادی از مجسمه سازی از سنگ های سنگی در مجتمع های غار بریده شده و به عنوان سنگ های خارج از سنگ بریده شد. اینها عمدتا در اصل نقاشی شده بودند. در مقایسه با نقاشان ادبی، مجسمه سازان از همه نوع به عنوان صنعتگران در نظر گرفته می شوند و نام های بسیار کمی ثبت می شوند.  از زمان سلسله مینگ، چهره های مذهبی و سکولار در چینی های چینی و رسانه های دیگر تولید شد که تبدیل به یک صادرات مهم شد.

ژاپن

هنر ژاپن، مجسمه سازی ژاپنی و فهرست گنجینه های ملی ژاپن (مجسمه ها)

نرا دایبوتسو، ج. 752، نرا، ژاپن

در پایان دوران نئولیتی Jômon طولانی، برخی از کشتی های سفالگری “شعله ور شده” بودند که با فرورفتگی های عجیب و غریب به لبه می انداختند که فقط می توان آن را مجسمه سازی نامید  و بسیار دشوار بود. “چشم” را روشن کنید در طول دوره کافون قرن سوم و پنجم میلادی، شخصیت های سرخطی هانیوا از انسان ها و حیوانات در سبک ساده، در خارج از مقبره های مهم نصب شده بودند. ورود بودیسم در قرن ششم، با آن سنت های پیچیده در مجسمه سازی، سبک های چینی که از طریق کره میانجی گری می کردند، به وجود آورد. هوریویج هفتم و محتویات آن از هر معبد بودایی شرقی شرقی از تاریخ آن باقی مانده است، با آثار از جمله Trinity 62 شاکا در برنز، نشان می دهد بودا تاریخی متشکل از دو bodhisattvas و همچنین پادشاهان گاردین چهار دستورالعمل.

تصویر چوبی (قرن 9) شکیومونی، “تاریخی” بودا، که در یک ساختمان ثانویه در مورو جی اس تثبیت شده است، نوعی از مجسمه سازی اولیه هیان است، که دارای بدن شگفت انگیز آن است، شیلی (سبک نورد) و ریزه کاری آن، بیان چهره را از بین می برد. مدرسه مجسمه سازی کی، به ویژه Unkei، یک سبک جدید و زیباتر از مجسمه سازی ایجاد کرد.

تقریبا تمام مجسمه های قابل توجه بزرگ بعدی در ژاپن بودایی بود، با برخی از معادلات شینتو، و پس از بودیسم در قرن 15th در ژاپن کاهش یافته است، مجسمه سازی آثار معماری عمدتا معماری معماری و کمتر قابل توجه است.  با این حال، کار مجسمه سازی در هنرهای تزئینی به سطح قابل توجهی از پیشرفت فنی و پالایش در اشیای کوچکی مانند inro و netsuke در بسیاری از مواد و فلزات و یا اسلحه شمشیر ژاپنی توسعه داده شد. در قرن نوزدهم، صنایع صادراتی از مجسمه های برنزی کوچک از فتوشاپ افراطی، مجسمه های عاج و چینی و انواع دیگر مجسمه های کوچک وجود داشت که به طور فزاینده ای بر پیشرفت فنی تأکید داشت.

جنوب شرقی آسیا

مجسمه سازی منطقه تمایل دارد که با درجه بالایی از تزئینات مشخص شود، همانطور که در بناهای بزرگ مجسمه سازی خمرهای هندو و بودیس (قرن های 9 تا 13) در آنگکور وات و جاهای دیگر، مجتمع بودایی عظیم قرن بیستم در Borobudur در جاوا و بناهای هندوستان بالی  هر دوی آنها شامل بسیاری از امداد و نجات و همچنین ارقام در دور؛ Borobudur دارای 2672 حیاط خلوت، 504 مجسمه بودا، بسیاری از نیمه پنهان در استپا آجری، و بسیاری از شخصیت های بزرگ نگهبان.

در تایلند و لائوس، مجسمه عمدتا از تصاویر بودا، اغلب طلایی، هر دو بزرگ برای معابد و صومعه ها، و مجسمه های کوچک برای خانه های شخصی. مجسمه سازی سنتی در میانمار قبل از دوران بگن ظاهر شد. همانطور که در سایر نقاط منطقه، بسیاری از مجسمه های چوبی دوره های باگن و آوا از بین رفته اند. در دوره های بعد نفوذ چینی در ویتنام، لائوس و کامبوج غالب شد و مجسمه های چوبی بیشتر از سراسر منطقه می ماند.

اسلام

عاج با رنگهای نقاشی، قرن 11 تا 12، مصر

اسلام مشهور است که به طور آکونیکیک است، بنابراین اکثریت مجسمه مجسمه سازی، دکوراسیون عرب عکاسی در تسبیح یا آجری است که براساس نقاشی های گیاهی، اما به شکل انتزاعی هندسی تمایل دارد. در محدوده ی بسیار مهیج Mshatta (740s)، که در حال حاضر عمدتا در برلین است، حیوانات در عربهای متراکم وجود دارند که در امداد بالا وجود دارد و ارقام حیوانات و مردان در اغلب نقاط ضعف در ارتباط با دکوراسیون در بسیاری از قطعات بعد در مواد مختلف یافت می شود، از جمله فلزکاری، عاج و سرامیک.

ارقام حیوانات در دور اغلب برای آثار مورد استفاده در زمینه های خصوصی قابل قبول بود اگر این شیء به وضوح عملی بود، بنابراین هنر اسلامی قرون وسطی حاوی بسیاری از حیوانات فلزی است که آکومیله، سوزان بخور دادن و یا هواداران برای چشمه، مانند در شیرهای سنگی حمایت از معروف در Alhambra، به بزرگترین قهرمان حیوانات قرون وسطایی قرون وسطی شناخته شده، پیزا گریفین. به همین ترتیب، حکاکیهای سنگین سخت لوح مانند کاهگلی و فنجان ممکن است به عنوان حیوانات به ویژه در هنر مغول صورت گیرد. درجه پذیرش چنین آرامش قوانین سختگیرانه اسلامی، بین دوره ها و مناطق متفاوت است، زیرا اسپانیایی، ایرانی و هندوستان اغلب آرامش را به ارمغان می آورد و معمولا در زمینه های ذهنی بالاتر است.

آفریقا

ماسک از گابن
دو چیوارا c. اواخر قرن نوزدهم میلادی، مؤسسه هنر شیکاگو. زن (چپ) و سبک های مردانه عمودی

از لحاظ تاریخی، به استثنای برخی از مجسمه های مجلل مصری، اکثر مجسمه های آفریقایی در چوب و سایر مواد آلی ساخته شده اند که از چندین قرن پیش از آن جان سالم به در نبردند. چهره های قیمتی قدیمی تر از تعدادی از مناطق یافت می شود. ماسک عناصر مهم در هنر بسیاری از مردم است، همراه با شخصیت های انسانی، اغلب بسیار سبک. انواع مختلفی از سبک ها وجود دارد که اغلب در محدوده منشاء متفاوت با توجه به استفاده از جسم متفاوت است، اما روند گسترده ای در منطقه وجود دارد؛ مجسمه سازی در میان “گروه کولتیواتورهای مستقر در مناطق تخلیه شده از رودخانه نیجر و کنگو” در غرب آفریقا رایج است.  تصاویر مستقیم از خدایان نسبتا نادر است، اما مخصوصا ماسکها اغلب برای مراسم مذهبی ساخته می شوند یا اغلب آنها ساخته می شوند؛ امروزه بسیاری از گردشگران به عنوان “هنر فرودگاه” ساخته می شوند. ماسک های آفریقایی تاثیری بر هنر مدرن اروپایی داشتند که از نگرانی آنها در مورد تصویر طبیعت گرایانه الهام گرفته شده بود.

پادشاهی نوبانی کوش در سودان مدرن با تماس نزدیک و غالبا خصمانه با مصر روبرو بود، و مجسمه سازی مونواکسون را که عمدتا مشتق شده از سبک های شمال است، تولید می کند. در غرب آفریقا، اولین مجسمه های شناخته شده از فرهنگ نوک است که بین 500 BC و 500 AD در نیجریه مدرن پرورش داده شد، با چهره های رس به طور معمول با اجسام دراز و اشکال زاویه ای. بعدها در آفریقای غربی، ریخته گری برنز برای امدادرسانی ها برای تزئین کاخ ها مانند برنز معروف بنین و هدایات سلطنتی بسیار زیبا از اطراف شهر یوروبای ایه در قرمز مایل به قهوه و فلز از قرن 12-14. طلاق های Akan یک شکل از مجسمه های فلزی کوچک تولید شده در طول دوره 1400-1900، برخی از ظاهرا نمایندگی ضرب المثل و بنابراین با یک عنصر روایی نادر در مجسمه آفریقا، و regalia سلطنتی شامل عناصر مجسمه طلا قابل توجه است.

بسیاری از ارقام آفریقای غربی در مراسم مذهبی مورد استفاده قرار می گیرند و اغلب با مواد قرار داده شده در آنها برای مراسم مذهبی پوشش می دهد. مردمان ماندگاری منطقه همانند چوبهای چوبی با سطوح وسیع و مسطح و بازوها و پاها به شکل سیلندر شکل می گیرند. با این حال، در افریقای مرکزی، ویژگی های اصلی برجسته، چهره های شکل قلب هستند که منحنی داخلی و نمایش الگوهای دایره ها و نقاط هستند.

جمعیت در دریاچه های بزرگ آفریقایی برای مجسمه سازی آنها شناخته نشده است.  با این حال، یک سبک از منطقه، مجسمه های پشته ای است که در شکل های انسان حک شده و با اشکال هندسی تزئین شده است، در حالی که تپه ها با ارقام حیوانات، مردم و اشیاء مختلف حک شده اند. سپس این قطب ها در کنار گورها قرار می گیرند و با مرگ و دنیای اجدادی مرتبط می شوند. فرهنگ شناخته شده از بزرگ زیمبابوه ساختمان های قابل توجهی را بیشتر از مجسمه سازی به نمایش گذاشت، اما هشت سنگ صابون پرندگان زیمبابوه به نظر می رسد اهمیت ویژه ای داشته و بر روی یکپارچه نصب شده اند. مجسمه سازان مدرن زیمبابوه در سنگ صابون به موفقیت قابل توجه بین المللی دست یافته اند. قدیمی ترین آثار خاویار شناخته شده در جنوب آفریقا از 400 تا 600 AD می باشد و سرهای استوانه ای با ترکیبی از ویژگی های انسانی و حیوانی دارد.

اتیوپی و اریتره

هنر اتیوپیایی و صلیب Lalibela

ایجاد مجسمه های عتیقه در اتیوپی و اریتره می تواند به گذشته های باستانی خود با پادشاهی دمت و آکسوم برسد. هنر مسیحی در اتیوپی با تبدیل از paganism به مسیحیت در قرن چهارم میلادی، در زمان سلطنت پادشاه اذان عسوم ایجاد شد.  کلیساهای تزئینی مسیحی در طول دوره Asksumite و بعدا  به عنوان مثال، در Lalibela، مقدسین زندگی مقدس به کلیسای بت گلگاتا حک شده بود؛ این سنت ها در زمان حکومت حاکم زاگور Gebre Mesqel Lalibela در قرن 12 ساخته شد، اما بیشتر آنها در قرن 15 میلادی در سلسله سلومون ساخته می شد.  با این حال، کلیسای سنت جورج Lalibela، یکی از چند نمونه از معماری سنگی در Lalibela حاوی پیچیده پیچیده، در قرن 10th-13th ساخته شده است که توسط باستان شناسی ثابت شده است.

سودان

اهرام نوبیانی

در سودان قدیمی، توسعه مجسمه سازی از سفالی ساده از فرهنگ کرما حدود 2500 سال قبل از میلاد تا ساختار برجسته و معماری پادشاهی کوش، آخرین مرحله آن – دوره مرئوئیت – پایان دادن به حدود 350 AD (با تسخیر آن توسط آکسوم اتیوپی (124) علاوه بر موارد سفالگری، فرهنگ کرما همچنین مبلمان ساخته شده از مجسمه هایی مانند گوساله های گاو طلایی را به عنوان پاهای تخت ساخته است.  مجسمه سازی در طول پادشاهی کوش شامل مجسمه های کامل (به خصوص پادشاهان و ملکه ها)، مجسمه های کوچکتر (که اغلب نشان دهنده خادمین سلطنتی) و امدادگران سنگی بود که تحت تاثیر سنت مجسمه سازی مصری معاصر مصری بودند.

آمریکایی ها

مجسمه سازی ایالات متحده، هنرهای تجسمی توسط بومیان آمریکا، هنر پیش کالومبیایی، هنر شمال غرب ساحل و هنر اینویت

مجسمه سازی در حال حاضر در آمریکای لاتین در دو منطقه جداگانه و مجزا، Mesoamerica در شمال و پرو در جنوب توسعه یافته است. در هر دو منطقه، مجسمه سازی در ابتدا از سنگ، و بعد از قلعه و فلز به عنوان تمدن ها در این مناطق بیشتر از لحاظ تکنولوژیکی مورد استفاده قرار گرفت. [128] منطقه Mesoamerican تولید مجسمه های برجسته ای بیشتر از آثار عظیم بلوک مانند فرهنگ Olmec و Toltec، به برجسته های بسیار کم که فرهنگ میانه و آزتک را مشخص می کنند. مجسمه های کوچک در منطقه آند، اما اغلب مهارت فوق العاده ای را نشان می دهند.

حرکت به سمت هنر مدرن

آمریکای شمالی

سنت جیمز پانل، از reredos در کلیسای کریستو ری، سانتا فه، نیومکزیکو، ج. 1760

در آمریکای شمالی، چوب برای قطب های تتر، ماسک، وسایل آشپزخانه، قایق های جنگی و انواع دیگر استفاده، با تنوع متمایز بین فرهنگ های مختلف و مناطق مجسمه سازی شده است. بیشتر توسعه یافته سبک از ساحل شمال غربی اقیانوس آرام است، که در آن گروهی از سبک های رسمی دقیق و بسیار سبک طراحی شده تشکیل شده است که پایه ای از یک سنت است که امروز ادامه دارد. علاوه بر قطبهای معروف تتوم، جلوی خانه های رنگ شده و حک شده با پست های حک شده در داخل و خارج، و همچنین ارقام مرطوب و موارد دیگر، تکمیل شد. در میان اینویت های شمال شمال، سبک های حکاکی سنتی در عاج و سنگ صابون همچنان ادامه دارد.

ورود فرهنگ کاتولیک اروپایی به راحتی مهارتهای محلی را به سبک باروک واگذار می کند و با ساختن مجسمه های بسیار زیبای مجلل و دیگر مجسمه های کلیسا در انواع سبک های ترکیبی تولید می کند.  معروف ترین نمونه هایی از این قبیل در کانادا، محوطه حصار کلیسای نوتردام در مونترال، کبک است که توسط کارگران ساکن دهقان حک شده است. بعدها، هنرمندان آموزش دیده در سنت آکادمیک غرب، به سبکهای اروپایی پیروی کردند، تا زمانی که در اواخر قرن نوزدهم، دوباره به تأثیرات بومی تبدیل شد، به ویژه در سبک غریبانه باروک مکزیکی که به نام Churrigueresque شناخته می شد. مردم بومی نیز مجسمه سازی کلیسای در تنوع در Carpenter گوتیک را تطبیق دادند؛ یک نمونه معروف کلیسای صلیب مقدس در Skookumchuck Hot Springs، بریتیش کلمبیا است.

تاریخ مجسمه سازی در ایالات متحده پس از ورود اروپایی ها، نشان دهنده پایه قرن هجدهم کشور در ارزش های مدنی شهری جمهوری خواه و مسیحی پروتستان است. مجسمه سازی در مقایسه با مناطقی که اسپانیایی ها مستعمره شده بودند، شروع به پررنگ شدن در مستعمره های بریتانیایی کردند، و در کنار کلیسا ها هیچ جایگاهی نگرفتند و تنها به دلیل نیاز به تثبیت ملیت پس از استقلال، انگیزه داشتند. مجسمه سازی آمریکایی های قرن بیستم تا اواخر قرن نوزدهم اغلب کلاسیک بود، اغلب عاشقانه، اما خشن برای رئالیسم جالبی، روایی و تقریبا روزنامه نگاری خیره شد. ساختمان های عمومی در طول سه ماهه آخر قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم، معماری معماری مجسمه سازی را به ویژه در زمینه امداد رسانی فراهم می کند. در دهه 1930، سبک بین المللی معماری و طراحی و دکوراسیون هنر توسط کارهای پل منصایف و لی لاوری و دیگران مشهور شد. در دهه 1950، آموزش مجسمه سازی سنتی تقریبا با یک نگرانی تحت تأثیر Bauhaus برای طراحی انتزاعی جایگزین شد. مجسمه سازی مینیمال جایگزین شکل در تنظیمات عمومی و معماران تقریبا به طور کامل متوقف استفاده از مجسمه سازی در طرح های خود و یا بر روی آنها. مجسمه سازان مدرن (قرن بیست و یکم) از طرح های الهام گرفته از کلاسیک و انتزاعی استفاده می کنند. از دهه 1980 شروع به حرکت مجدد به مجسمه سازی مجسم کرد. تا سال 2000، بسیاری از آثار عمومی جدید در ایالات متحده در طراحی ظریف بودند.

کلاسیکایی مدرن با بسیاری از مجسمه های کلاسیک قرن نوزدهم که با تعهدات به طبیعت گرایی (Antoine-Louis Barye)، ممتازانه (François Rude) احساس گرایی (Jean-Baptiste Carpeaux) یا نوعی گرایش غریب ( لرد لایتون) چندین جهت مختلف در سنت کلاسیک به عنوان قرن تبدیل شده است، اما مطالعه مدل زندگی و سنت پس از رنسانس هنوز برای آنها اساسی است. Auguste Rodin معروف ترین مجسمه ساز اروپای قرن بیستم بود. [131] [132] او اغلب بعنوان امپرسیونیست مجسمه سازی، مانند دانش آموزانش از جمله کامیل کلودل و هوگو راینولد، به دنبال مدل زندگی از لحظه ای گذشتۀ عادی است. کلاسیکایی مدرن علاقه کمتری به طبیعت گرایی داشت و علاقۀ بیشتری به تمثیل رسمی داشت. توجه بیشتر به ریتم حجم ها و فضاها و همچنین توجه بیشتر به کیفیت متضاد سطح (باز، بسته، مسطح، شکسته و غیره) پرداخت می شود در حالی که توجه کمتر به داستان داستان و جزئیات متقاعد کننده از آناتومی یا صحنه و لباس . توجه بیشتری به اثر روانشناختی نسبت به واقع گرایی فیزیکی داده شد و تأثیرات سبکهای قبلی در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفت.

کارشناسی ارشد کلاسیکایی مدرن شامل: آریستید میلول، الکساندر متریوف، جوزف برنارد، آنتونی بوردل، گرگ کالب، لیبررو آندروتی، گاستو ویگلاند، یان استورسا، کنستانتین برانکوزی. همانطور که قرن پیش پیشرفت کرد، کلاسیکایی مدرن به عنوان سبک ملی دو امپراطوری توتالیتاریسم بزرگ اروپایی یعنی آلمان نازی و روسیه شوروی به کار گرفته شد که کار هنرمندان پیشین مانند Kolbe و Wilhelm Lehembuck در آلمان را متوقف کرد [133] و Matveyev در روسیه. در طول 70 سال اتحاد جماهیر شوروی، نسل جدید مجسمه سازان آموزش دیده و انتخاب شده در داخل سیستم خود، و یک سبک متمایز، واقع گرایی سوسیالیستی، توسعه یافته، که به تاکید قرن نوزدهم بر ملودرام و طبیعی گرایی بازگشت.

آموزش کلاسیک از سال 1970 به آموزش هنر در اروپای غربی (و آمریکایی ها) رسیده است و انواع کلاسیک قرن بیستم در تاریخ مدرنیسم حاشیه نشین شده اند. اما کلاسیک تا سال 1990 پایه ای برای آموزش هنر در آکادمی های اتحاد جماهیر شوروی همچنان ادامه یافت و پایه ای برای هنرهای تجسمی ظریف در سراسر اروپا شرقی و بخش های خاورمیانه بود. تا سال 2000، سنت کلاسیک اروپایی تجدید نظر گسترده ای را برای مردم به وجود می آورد، اما در انتظار سنت های آموزشی برای احیای توسعه معاصر خود است.

بعضی از کلاسیک های مدرن یا تزئینی / هنرهای تجسمی (پولس منسی، خوزه کریفت، کارل میلز) و یا بیشتر انتزاعی تلطیف شده و یا بیشتر بیان (و گوتیک) (آنتون Hanak، ویلهلم Lehmbruck، ارنست Barlach، آرتورو مارتینی) یا تبدیل بیشتر به رنسانس (Giacomo Manzù، Venanzo Crocetti) یا همان ماندگاری (Charles Despiau، Marcel Gimond).

مدرنیسم

مجسمه سازی مدرن

جنبش های مجسمه سازی مدرن عبارتند از کوبیزم، انتزاع هندسی، د Stijl، سوپراماتیسم، ساختارگرایی، داادیسم، سورئالیسم، آیندگیسم، فرمالیسازی بیانگرایی، پاپ هنر، مینیمالیسم، هنر زمین، و هنر نصب در میان دیگران.

هنری مور، شکل کشویی بزرگ، 1984 (بر اساس مدل کوچکتری از سال 1938)، موزه فیتزویلیم، کمبریج
دیوید اسمیت، کوب VI، (1963)، موزه اسرائیل، اورشلیم.

در اوایل قرن بیستم، پابلو پیکاسو هنر مجسمه سازی را تغییر داد، زمانی که ساخت سازه های خود را با ترکیب اشیا و مصالح متناسب با یک قطعه مجسمه ساخته شد. معادل مجسمه کولاژ در هنر دو بعدی. ظهور سورئالیسم منجر به چیزهایی گهگاه به عنوان “مجسمه سازی” شناخته می شود که پیش از این نبوده است، مانند “مجسمه غیر مجاز” در چند حوزه، از جمله coulage. در سال های بعد، پیکاسو یک پرتقال پرطرفدار بود که با علاقه به سفالگری های تاریخی از سراسر جهان، به احیای هنر سرامیک، با ارقام جورج ا. اوور و بعد پیتر Voulkos، کنتس قیمت و رابرت آرنسون، پیوست. مارسل دوشامپ استفاده از “شیء یافت شده” (فرانسوی: objet trouvé) یا آماده سازی با قطعاتی مانند Fountain (1917) را آغاز کرد.

به همین ترتیب کار کنستانتین برانکوزی در آغاز قرن بیستم راه را برای مجسمه سازی انتزاعی هموار کرد. در انقلاب علیه طبیعتگرایی رودین و مفسران قرن نوزدهم میلادی، برانکوزی موضوع را به صورت ذاتی خود تقسیم کرد، همانطور که در شکلهای ظریف تصفیه شده از سری پرنده در فضا (1924) نشان داده شده است.

تأثیر Brâncuşi، با لغات خود را از کاهش و انتزاع، در سراسر 1930s و 1940s دیده می شود، و نمونه هایی از هنرمندان مانند گاستون Lachaise، سر Jacob Epstein، هنری مور، آلبرتو Giacometti، جوآن میرو، جولیو González، Pablo Serrano، ژاک لیپچیتز  و مجسمه انتزاعی 1940s توسط الکساندر کالدر، لن لی، ژان Tinguely و فردریک Kiesler که پیشگامان هنر جنبشی بود، تحت تاثیر قرار گرفت.

مجسمه سازان مدرن تا حد زیادی از رونق عظیمی در هنرهای عمومی ناشی می شود که ناشی از تقاضای یادبود جنگ برای دو جنگ جهانی است، اما از دهه 1950، ساختمان های دولتی و ساختمانی با مجسمه سازی مدرن تر راحت تر شد و کمیسیون های بزرگ دولتی هم انتزاعی و هم مجلسی . پیکاسو به منظور ساخت یک مجسمه برای یک مجسمه عمیق 50 فوت (15 متر) بالا، به اصطلاح شیکاگو پیکاسو (1967)، سفارش داده شد. طراحی او مبهم و تا حدودی بحث برانگیز بود، و آنچه نشان می دهد، مشخص نیست؛ این می تواند پرنده، اسب، یک زن یا یک شکل کاملا انتزاعی باشد.

در اواخر دهه 1950 و دهه 1960 مجسمه سازان انتزاعی با استفاده از مجموعه گسترده ای از مواد جدید و رویکردهای متفاوت برای ایجاد کار خود شروع به آزمایش کردند. تصاویر سوررئالیستی، انتزاع انسان شناسی، مواد جدید و ترکیبی از منابع انرژی جدید و سطوح و اشیاء متنوع، ویژگی مجسمه سازی بسیار جدید مدرنیستی بود. پروژه های همکاری با طراحان چشم انداز، معماران و معماران چشم انداز سایت سرسبز و ادغام متنی را گسترش دادند. هنرمندان مانند Isamu Noguchi، دیوید اسمیت، الکساندر کالدر، ژان Tinguely، ریچارد لیپولد، جورج ریچی، لوئیز بورژوازی و لوئیز نوللسون به نمایش مجسمه های مدرن پرداختند.

در دهه 1960، بیانگرایی خلاصه، انتزاع هندسی و مینیمالیسم، که مجسمه را به ویژگی های ضروری و اساسی آن منجر می شد، غالب بود. برخی از آثار دوره عبارتند از: آثار کوبی دیوید اسمیت و کارهای فولادی جوش داده شده از سر آنتونی کارو، و همچنین مجسمه سازی جوش با استفاده از انواع مجسمه سازان مختلف، کار بزرگ مقیاس جان چمبرلین و کارهای مقدماتی محیط زیست توسط مارک دی سوورو. دیگر مینیمالیست ها عبارتند از: تونی اسمیت، دونالد جود، رابرت موریس، آنتروت، جیاکومو بونهلی، آرنالدو پومودورو، ریچارد سررا، دن فلاوین، کارل اندر و جان سافر، که حرکت و تمثیل را به موضوع خلوص خط اضافه کردند.

در سالهای 1960 و 1970، مجسمه سازی مجسم شده توسط هنرمندان مدرن در شکل های تلطیف شده توسط هنرمندان مانند لئونارد باسکین، ارنست تروا، جورج سگال، ماریسول اسکوبار، پل تیک، رابرت گراهام در سبک سبک کلاسیک ساخته شد و فرناندو بوترو، ارقام ‘به مجسمه های یادگاری.

جنبش های معاصر

[19] جورج ریچی و کریستو و جین کلود، مجسمه های انتزاعی معاصر را در جهت های جدید هدایت می کنند. هنرمندان مجسمه های زیست محیطی در سایت های گسترده ای در پروژه های “هنر سرزمین غرب غرب” ایجاد کردند. این هنر زمین یا مجسمه های مقیاس مقیاس “زمین هنر” کارهای هنری مانند رابرت اسمیتسون، مایکل هیزر، جیمز تورل (Roden Crater) را به نمایش می گذارد. ایوا هس، سول لویت، جکی وینسور، کیت سونیور، بروس نومان و دنیس اپنهاجم، پیشگامان مجسمه سازی بعد از مینیمالیسم بودند.

همچنین در دهه های 1960 و 1970 هنرمندان مانند ادواردو پائولززی، کریسا، کلاس اولدنبورگ، جورج سگال، ادوارد کینولز، نام جونگ پیک، گرگ وستل، دوئین هانسون و جان دیاندرا، هنرمندان متنوعی مانند تصویربرداری، تصویر و تصویرسازی را از طریق هنر ویدیویی، محیط زیست، نور مجسمه سازی، و هنر نصب در راه های جدید.

هنر مفهومی هنر است که در آن مفهوم (ای) یا ایده (ها) درگیر در کار بر حسب نگرانی های زیباشناختی و مادی سنتی اهمیت دارد. آثار شامل یک و سه صندلی در سال 1965 توسط جوزف کوسوت و یک درخت بلوط توسط مایکل کریگ مارتین و جوزف بییس، جیمز تورل و یعقاکی تیلیککی است.

ژانرهای معاصر

بعضی از فرم های مدرن مجسمه سازی در حال حاضر در خارج از منزل، به عنوان هنر محیط زیست و مجسمه سازی محیط زیست، اغلب به طور کامل از تماشاگران. مجسمه سازی نور، مجسمه سازی هنر خیابانی و هنر خاص سایت نیز اغلب از محیط استفاده می کنند. مجسمه یخ یک شکل از مجسمه کوتاه است که از یخ به عنوان مواد خام استفاده می کند. این محبوبیت در چین، ژاپن، کانادا، سوئد و روسیه است. مجسمه های یخ به صورت تزئینی در برخی از غذاها، به ویژه در آسیا. مجسمه های جنبشی مجسمه هایی هستند که برای حرکت طراحی شده اند که شامل تلفن های همراه هستند. مجسمه های برف معمولا از یک بلوک واحد برف در حدود 6 تا 15 فوت (1.8 تا 4.6 متر) در هر طرف و حدود 20 تا 30 تن وزن دارند. پس از اینکه به وسیله مصنوعی تولید شده یا پس از بارش برفی از زمین جمع آوری می شود، برف به صورت یک فرم بسته بندی می شود. مجسمه های صدا به شکل تاسیسات صدا در محیط داخلی، تاسیسات در فضای باز مانند هورن های eeolian، automatons، و یا بیشتر یا کمتر در نزدیکی آلات موسیقی متداول است. مجسمه سازی صدا اغلب سایت خاص است. اسباب بازی های هنری از اواخر دهه 1990 به عنوان یکی دیگر از قالب های هنرمندان معاصر تبدیل شده اند، از قبیل تولیدات Takashi Murakami و Kid Robot، طراحی شده توسط مایکل لاو یا دست ساز مایکل لویت (هنرمند).

حفاظت

مجسمه ها به شرایط محیطی مانند دما، رطوبت و قرار گرفتن در معرض نور و نور ماوراء بنفش حساس هستند. باران اسیدی همچنین می تواند به مصالح ساختمانی و بناهای تاریخی آسیب برساند. این نتیجه زمانی که اسید سولفوریک در باران به طور شیمیایی با ترکیبات کلسیم در سنگ ها (سنگ آهک، ماسه سنگ، سنگ مرمر و گرانیت) واکنش می دهد تا گچ تولید کند که پس از آن پوسته پوشیده می شود.

در هر زمان بسیاری از مجسمه های معاصر معمولا در مکان های عمومی نمایش داده می شوند؛ سرقت یک مشکل نبود زیرا قطعات فورا قابل تشخیص بودند. در اوایل قرن بیستم، ارزش فلز به چنان قدرتی رسید که سرقت مجسمه برنز عظیم برای ارزش فلز، به یک مشکل تبدیل شد. مجسمه سازی به ارزش میلیون ها نفر به سرقت رفته و ذوب شده برای مقدار نسبتا کم از فلز، یک بخش کوچکی از ارزش آثار هنری

منابع

ویکی پدیا

دانشنامه نمیک از تمامی هنردوستان ،اساتید ایران برای پیشرفت ایران عزیزمان در تمامی زمینه ها دعوت به همکاری می نماید شما عزیزان با با دادن نظر و ارسال اطلاعات تکمیلی خود در این زمینه برای پیشرفت کشور عزیزمان در علم و فن آوری میتوانید باعث پیشرفت و تکامل کشور شوید

راهای ارتباط با ما

ایمیل : info@nmik.ir

برای سهولت ارسال نظرات و ارتقاء دانشنامه شما همچنین میتوانید متن و عکسهای خود را در وات ساپ با این شماره :09014465636 ارسال نمایید.

با تشکر تیم نمیک