30/10/2020

نمیک

گروه پژوهشی توسعه فناوری نمیک

شعر بافی

بافت پارچۀ ابريشمي با دستگاه نساجي سنتي ( معمولا داراي حاشیۀ رنگي)

شعربافی

شعربافی

بافت پارچۀ ابريشمي با دستگاه نساجي سنتي ( معمولا داراي حاشیۀ رنگي)

به موی انسان یا حیوان «شَعر» گفته می‌شود، و در اصطلاح بافندگی، شَعر نوعی پارچه‌ است که با مو یا ابریشم و با «دستگاه بافندگی چهاروردی» بافته می‌شود. بافتن شَعرِ پشمی در یزد و اصفهان و شَعر ابریشمی در کاشان رواج داشت که اکنون در معرض فراموشی و نابودی است.

«شَعر» به معنای موی باریک و موی انسان یا حیوان است و به بافنده‌ آن شَعرباف یا شَربافی می گویند.

شعربافی در مشهد

واژه شعربافی:

شعربافی. [ ش ِ ] (حامص مرکب ) سرودن اشعار بی ارزش. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به شِعرباف شود.

شعربافی. [ ش َ ] (حامص مرکب ) شغل و صنعت شعرباف. || (ص نسبی ) منسوب به شعرباف. (ناظم الاطباء). رجوع به شَعرباف شود.

شَعربافی از جمله هنرها و صنایعی است که حدود 350 سال پیش، به وسیله دستگاهی انجام می شد و در هر کوی و برزن، مردم به این کار مشغول بودند و از طریق «ماکوپران» امرار معاش می کردند. شَعر در بافندگی، نوعی پارچه است که با ابریشم بافته می شود. بافت این پارچه توسط دستگاه نساجی چهار وردی انجام می گیرد. در بافت این پارچه که به دو شیوه ساده و میله ای یا راه راه بافته می شود، از نقشه خاصی استفاده نمی شود. شَعر ساده در رنگ های بنفش، زرشکی، مشکی، زرد، بادمجانی، سبز و گلی در عرض و طول 2 متر برای لباس خانم ها، و شعر میله ای به رنگ سیاه و سفید، به عرض 2 متر و طول یک و نیم متر برای لباس آقایان بافته می شد. درجِ نام بافنده با نشان طلایی در سر و ته پارچه در کارگاه های بافندگی رایج است. بافت شعر ابریشمی نیز در کاشان و نوع پشمی آن در یزد و اصفهان رایج بوده است.

این هنر باستانی و همیشگی که در قرون اولیه اسلامی، جولاهی و بعدها شَعربافی نامیده می شد، در عصر سلاجقه به موازات ترقی عظیمی که در همه صنایع پدید آمد، به حداکثر رونق و ترقی بی سابقه ای رسید. با آنکه از منسوجات آن دوره آثار چندانی باقی نمانده، دانشمندان باستان شناس از قراین و امارات معتبر، چندین قطعه پارچه های بافت یک نوع کاشان را تشخیص داده اند؛ از آن جمله یکی از محققین این فن می نویسد: «پارچه دیگر هست که منسوب به شهر کاشان است و در آن اشکال و رسومی دیده می شود که رابطه بسیار قوی با اشکال افسانه ای قبل از اسلام دارد و از جمله آن ها گل آفتابگردان و اشکال اسب هایی است که غلاف شمشیر مقدس از پهلوی آن ها آویزان است. در یکی از این نوع پارچه ها، تصویر دو سوار دیده می شود که درختی میان آن هاست و هر یک از آن ها بازی در دست دارد و در زیر اسب هر کدام، شیری خفته است و این اشکال در منطقه هایی محدود به 2 حاشیه می شود. در پارچه دیگری از همین نوع، تصویر کرکس دو سری با بال های گشاده دیده می شود که میان آن ها سر تاجداری است و در دو طرف آن شکل شیر بالداری دیده می شود.

دستگاه شعربافی

تاریخچه شعربافی

سابقه هنر نساجی به حدود هشت هزار سال پیش از میلاد می رسد. بر اساس نقش برجسته های موجود از زمان هخامنشیان و اشکانیان، بافت پارچه های نفیس در ایران رایج بوده و در زمان ساسانیان به اوج شکوفایی خود رسیده است. این صنعت پس از ظهور اسلام نیز همچنان پررونق بوده است. در کاشان نام پارچه بافی با شَعربافی مترادف است. دست بافته های محلی مانند دارایی بافی، ترمه بافی و مخمل بافی که با دستگاه های دو وردی و چهار وردی بافته می شوند نیز با این نام خوانده می شوند.

شَعربافی کاشان و رشیدالدین فضل الله

شَعربافی یا ابریشم بافی کاشان از زمان رشیدالدین فضل الله شروع شد. زمانی که او یکسری صنایع را در ربع رشیدی، احیاء و منسجم کرد، یک سیستم بازرگانی راه اندازی معروف شد. رشیدالدین «طراز» کرد که سال ها بعد از دوره سلجوقی و ایلخانی به فضل الله، این طراز را با نظارت حکومت و همکاری تجار محلی شوش و شوشتر، و نیز کاشان و خوارزم اداره می کرد و در نهایت هم تُجار سهمی از این تجارت داشتند و هم مبالغ کلانی به خزانه مملکتی می رسید، به گونه ای که در آن تاریخ بیشتر خزانه کشور از تجارت پارچه و نساجی انباشته می شد.

 

از مشخصات پارچه های کاشان در عهد سلجوقی، نقش و نگار آن هاست که با تصاویر ظروف سفالی آن عهد یکسان می باشد. همچنین نقوشی مانند خرگوش در حال دویدن دیده می شود که اختصاص به مصنوعات کاشان داشته است. در سده هفتم هجری، هنگامی که مارکوپولوی ایتالیایی به کاشان آمد، مخمل و سایر منسوجات ابریشمی این شهر، چنان مشهور و ممتاز بود که توجه او را کاملاً جلب کرد. در دوره مغول بر اثر ارتباط مستقیم با صنایع چین، تغییرات مهمی در طرح های بافندگی و نقوش منسوجات به وجود آمد و صورت حیوانات افسانه ای مانند اژدها، عنقا و سیمرغ و غیره روی پارچه ها نمودار گردید. از حیث تنوع و جنس و مقدار تولید نیز ترقی و افزایش محتوایی یافت تا آنکه در دوره تیموریان، منسوجات کاشان رونق و پیشرفت به سزایی یافته، کارخانه های این شهر، منسوجات خود را به اطراف و اکناف عالم اسلامی صادر می نمود.

صنعت نساجی در اوایل عهد صفویه، بیش از پیش رو به توسعه، تنوع و ترقی گذاشت، و در سده دهم و یازدهم به خصوص در عصر شاه عباس اول، به اوج تکامل خود یا دوره درخشان و طلایی صنایع کاشان رسید، چنانکه به عقیده آندره گدار، مدیر کل باستان شناسی سابق ایران:«ترقیات شگفت انگیز و موفقیت های شایان صنایع کاشان در سده های ششم و هفتم هجری، و همچنین بار دیگر در سده های دهم و یازدهم، یعنی همزمان با ترقی و تمدن باشکوه اصفهان با مقیاس وسیع تری در کاشان تجدید شد». در این دوره، انواع و اقسام منسوجاتی که هر یک هم کارگران و هم دستگاه و ابزار مخصوصی داشت، بسیار متنوع بود.

از دوره مشروطیت به واسطه اوضاع آشفته و پرآشوب کاشان و ناامنی راه های آن، که قریب 15 سال در اختیار یاغیان قرار گرفت، کمتر کاروان و مال التجاره ای از دستبرد راهزنان در امان بود، به اجبار صنعت شعربافی متوقف گردید، مگر در معدودی از کارگاه ها که پارچه های پنبه ای برای مصارف محلی بافته می شد.

در دوران حکومت قاجاریه، صنعت ابریشم شکوفایی خود را از دست داد. بیماری که در سال ۱۸۴۵ در فرانسه ظاهر شده بود، به ایران نیز راه یافت و پبرین تخم نوغان در ایتالیا و اسپانیا به نتیجه نرسید. پس از آن، اروپاییان برای تهیه این ماده اولیه صنایع ابریشمی خود به رومانی، ترکیه، ایران، چین و ژاپن مراجعه کردند. اروپاییان که در گیلان مستقر شده بودند، با وارد کردن تخم نوغان ژاپنی، باعث پرورش این نوع تخم نوغان در ایران و رواج و گسترش آن شدند. در این ارتباط، احداث کارخانه ابریشم‌کشی، اولین بار در زمان ناصرالدین شاه مورد توجه قرار گرفت. در زمان سلطنت احمد شاه قاجار، بیش از صد واحد کارخانه در گیلان تأسیس شد و رشت به تنهایی، صاحب بیش از 40 دستگاه ماشین برای خفه کردن و خشک کردن پیله بود. در لاهیجان نیز کارخانه هایی به همین منظور تأسیس شده بود.

یک مرد در حال کار با دستگاه شعر بافی

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، جهت احیاء و بازسازی نوغان داری و صنایع ابریشم، که علاوه بر تأمین سطوح وسیع اشتغال، ترغیب صنایع مهم صادراتی و کارگر طلب قالیبافی در سطوح روستایی و فراهم آوردن امکانات مالی و اقتصادی لازم در راه بهبود زندگی طبقات محروم کشاورزی و تأمین ارز مورد نیاز کشور می توانست مؤثر باشد، اقدامات مختلفی صورت گرفت که سرانجام به تشکیل شرکت سهامی مطالعات و تحقیقات پرورش کرم ابریشم ایران انجامید.

نقشهٔ خاصی برای بافت شَعربافی وجود ندارد و به دو شیوه ساده و میله‌ای (راه‌راه) بافته می‌شود. شعر ساده را بیشتر به رنگ‌های بنفش، زرشکی، مشکی، زرد، بادنجانی، سبز، گلی برای لباس زنان و شعر میله‌ای را به شکل سیاه و سفید به عرض ۲ متر و طول ۱٫۵ متر برای لباس مردان می‌بافند.

ابزار شعر بافی

رسم است که نام بافنده با نشان طلایی در سر و ته پارچه درج شود.

گفتنی است که در گذشته، (تا حدود ۵۰ سال پیش) بافندگی با دستگاه شعربافی، بسیار دشوار بوده و تنها از عهده جوانان بر می‌آمده‌است. اما یکی از شَعربافان قهار آن دوره به نام حاج حبیب الله خادم قطعه‌ای را به این دستگاه اضافه می‌کند که کار با آن را بسیار ساده‌تر می‌نماید. این قطعه چک (با فتحه حرف چ) نام دارد و ساختار ساده‌ای دارد.ایشان هم اکنون در قید حیات بوده و ۹۰ سال سن دارند.

صنعت نساجي يكي از هنر صنعتهاي اصيل ايراني است اما شايد نامدارترين شهر در زمينه صنعت نساجي در ايران شهر يزد باشد. چرا كه از گذشته‌هاي دور ترمه‌ها و پارچه‌هاي فاخر و دستمالهاي زيباي اين شهر از جاده ابريشم به تمام جهان فرستاده مي‌شده. جايگاه اين بافته‌هاي زيبا در ياد و خاطره نوستالژيك ما و شايد تمام ايران غير قابل انكار است.

اما نساجي سنتي يزد را به صورت عاميانه در يزد شعربافي مي‌گويد اما شعربافي چيست؟

به مجموع مشاغل نساجي سنتي يزد از قبيل دارايي بافي ـ احرامي‌بافي ـ‌ ترمه بافي بافت دستمالهاي سنتي و شال و غيره را كه به وسيله دستگاه سنتي بافندگي بافته مي‌شود در يزد شعربافي اطلاق مي‌شود.

اگر ما امروز شهر يزد را به خاطر خانه‌هاي گلي و بادگيرهاي زيبايش مي‌شناسيم قطعاً در گذشته اين شهر را به خاطر پارچه‌هاي زيبا و فاخرش مي‌شناختند. شهري كه از شرق تا غرب همه آوازه اين را داشتند از هند گرفته تا شمالي‌ترين شهرهاي درياي كاسپين از ترمه‌هايي بسيار زيبايي كه براي مردم كشميربافته مي‌شده تا كارخانه‌هايي نساجي كه در شمال ايران ساخته شدند همه وامدار هنر صنعتگران يزديند.

اما چه تعداد كارگاه صنعتگر پارچه باف يا شعرباف در يزد وجود داشته اند كه دامنه هنر خود را از شرق تا غرب جهان پراكنده كرده اند؟

شعر بافي سنتي که با دستگاه سنتي پارچه بافي صورت مي‌گيرد هم اکنون در يزد منسوخ شده و اکثر صنعتگران با ماشين صنعتي مشغول کار مي‌باشند.

بر طبق كتيبه و سنگ نوشته قديمي ‌موجود در دهليز درب اهلي مسجدجامع در گذشته شغل اكثر مردم يزد يا شعربافي بوده است و يا مشاغلي در رابطه با آن مثل نخ ريسي و رنگرزي و تهيه ابريشم و غيره. در مورد انواع پارچه‌هاي توليدي توسط اين شعربافان اطلاعات ما بسيار كم است و احتمالاً در گذشته تعداد زيادي از انواع توليدات شعربافي وجود داشته است كه هم اكنون فراموش شده و غبار روزگار نام و ياد آنها را از اذهان زدوده است.

 انواع توليدات شعربافي كه  را مي‌توان موارد زير را نام برد.

1) زري بافي:

زري، نفيس ترين و افسانه اي ترين دست بافته منسوخ شده ايراني است كه در روزگار رونق و رواج خود شهرتي عالم گير داشته و هم اكنون نمونه‌هايي از آن زينت بخش موزه‌ها و ساير مراكز هنري ايران و ديگر كشورهاي جهان است. داراي سابقه اي طولاني از لحاظ بافت و توليد مي‌باشد. هر چند كه در تاريخ نساجي ايران زمان پيدايش زري ناپيداست، ولي به طور اجمال از تاريخ و كتب قديمه چنين استنباط مي‌شود كه نخست در زمان هخامنشيان و سپس در زمان ساسانيان بافتن پرده‌ها و پارچه‌هاي زري رواج داشته وبراي تزئين كاخهاي سلاطين و كليساهاي جهان به كار مي‌رفته است. ضمن آنكه «هرودوت» و «اوستا» چيزي شبيه به زري را وصف كرده اند.

مركز عمده زري بافي ايران در گذشته يزد بوده است و از اين شهر به ديگر نقاط جهان صادر مي‌شده است.

اين رشته هم اکنون در يزد منسوخ شده ودر حال حاضر کسي بدين رشته مشغول نمي‌باشد.

2) پرده بافي:

طبق انجام تحقيقات در استان يزد و بررسي كارگاههاي سنتي در استان در حال حاضر متأسفانه كارگاه پرده بافي فعالي در سطح استان وجود ندارد و ليكن تا چند سال پيش بافت پارچه پرده اي انجام مي‌گرفته است.

بافت پارچه پرده اي منحصراً در شهرستان يزد معمول و بافندگان اكثر مرد بوده اند. دستگاه بافندگي فرآورده مذكور چهاوردي بوده است.

اين رشته هم اکنون در يزد منسوخ شده وهيچ صنعتگري در اين رشته مشغول فعاليت نمي‌باشد.

3) رولحاف بافي:

رويه‌ي لحاف كلاً به وسيله دستگاه چهار وردي بافته مي‌شود ولي طي سالهاي اخير استفاده از نوعي دستگاه هفت وردي كه قادر به تهيه پارچه‌هايي با عرض 5/3 متر نيز مي‌باشد در بين بافندگان رواج يافته و به وسيله آن منسوجاتي توليد مي‌كنند كه در نوع خود منحصر به فرد است. از جمله افرادي که هم اکنون به اين رشته مشغولند تنها بايد از استاد محمد علي زنجيريان جمال آبادي نام برد.

4)شمدبافي:

شمد نوعي پارچه ابريشمي‌ يا پنبه اي است كه معمولاً به عنوان روانداز در فصل تابستان استفاده مي‌شود.

اين رشته در ليست رشته‌هاي صنايع دستي ثبت نشده است و هم اکنون تنها به صورت بافت ماشيني در يزد به آن پرداخته مي‌شود.

5)چادر شب بافي:

چادر شب بافي يا كاربافي نوعي صنعت خانگي است كه بيشتر در شهرستان يزد، اردكان و بخش زارچ تهيه مي‌گردد مردان و زنان در كنار كشاورزي به بافت چادر شب مشغول و بيشتر در ابعاد 200*200 سانتيمتر با طرح چهارخانه يا پيچازي تهيه مي‌شود و با رنگهاي مركب از نيلي، قرمز، زرد، سبز و مشكي آميخته شده اكثراً به مصرف رختخواب پيچي مي‌رسد. هم اکنون اين رشته در يزد تنها به بافت ماشيني مي‌باشد.

6) بافت دستمال:

كه سه نوع دستمال مي‌باشد:

1 ) دستمال عشايري

2) دستمال ابريشمي

2) دستمال مرسريزه

تنها صنعتگر شناخته شده سنتي اين رشته در حال حاضر سر کار خانم فاطمه جان کريم فخري مي‌باشد اين رشته جزء ليست رشته‌هاي ثبت شده صنايع دستي نمي‌باشد.

مركز عمده زري بافي ايران در گذشته يزد بوده است و از اين شهر به ديگر نقاط جهان صادر مي‌شده است

اين رشته هم اکنون در يزد منسوخ شده ودر حال حاضر کسي بدين رشته مشغول نمي‌باشد

هنر شعر بافي در يزد

7) قناويز:

نوعي پارچه كه در سالهاي گذشته در يزد بافته مي‌شده است قناويز نام دارد كه متأسفانه در حال حاضر بافت آن ديگر انجام نمي‌شود.

8) احرامي‌بافي:

بافت پارچه اي به نام «احرامي‌» با تار و پور پنبه اي معمولاً در اندازه‌هاي 70*100 سانتيمتر و ديگري 90*120 سانتيمتر تهيه مي‌شود با عرض 70 سانتيمتر داراي 22 چله و با عرض 90 سانتيمتر داراي 28 چله است يك نفر بافنده مي‌تواند روزانه 4 عدد احرامي‌به ابعاد 70*100 سانتيمتر ببافد. اين نوع پارچه‌ها بيشتر مورد مصرف حجاج قرار مي‌گيرد. هم اکنون تنها خانواده خانم فاطمه دهقان نبادکي در يزد بدين رشته مشغول مي‌باشد.

9) ترمه بافي:

پارچه ترمه به پارچه ظريف و لطيفي اطلاق مي‌شود كه از دو سري نخ تار و پود كه با دست بافته شده باشد، به نحوي كه پود در پشت پارچه به صورت آزاد و تراكم پودي آن زياد باشد جنس آن از كرك و پشم يا ابريشم با طرحهاي اصيل و سنتي ايران است. نخستين مرحله بافت ترمه تهيه كردن مواد اوليه آن است. معمولاً ترمه از پشم و ابريشم مي‌بافند اما پشم سفيد رايج ترين پشمي ‌است كه در بافت ترمه مورد استفاده قرار مي‌گيرد زيرا مي‌توان آنرا با هر رنگي كه دلخواه است رنگ آميزي نمود پشم ترمه بايد مرغوب باشد و الياف بلندي داشته باشد كه گوسفندان ايران داراي پشم‌هاي نرم و محكم خوبي بوده و تا حدو زيادي براق و سفيد است و بهترين پشم گوسفند در ناحيه پهلوها ـ شكم ـ پشت گردن و سر و ساق پا قرار دارد و معمولاً اين پشم‌ها براي بافت ترمه استفاده مي‌گردد. نحوه آماده كردن ـ ريسيدن و رنگرزي كردن و بافت پشم در قرن 16 ميلادي در ايران پيشرفت زيادي كرد. دوره شاه عباس صفوي را مي‌توان دوران اوج و شكوفايي صنعت ترمه بافي عنوان كرد.

به مجموع مشاغل نساجي سنتي يزد از قبيل دارايي بافي ـ احرامي‌بافي ـ‌ ترمه بافي بافت دستمالهاي سنتي و شال و غيره را كه به وسيله دستگاه سنتي بافندگي بافته مي‌شود در يزد شعربافي اطلاق مي‌شود

انواع ترمه:

1- ترمه چهرقدي 2- ترمه شال راه راه 3- ترمه اتابكي 4- ترمه شال بندي 5- ترمه شال محرمات 6- ترمه كشميري 7- ترمه زمردي 8- ترمه اميري 9- ترمه يزدي.

نكته آنكه ترمه كشميري نوع ترمه با نقش بته جقه است كه در يزد توليد شده و احتمالاً به خاطر بازار فروش مناسب در كشمير هند به ترمه كشميري معروف است، در كتاب ترمه‌هاي ايران و هند چاپ فرهنگستان هنر تهران چندين نمونه از ترمه كشميري توليد خاندان رضايي يزدي كه در يزد توليد شده چاپ شده است.

از جمله افرادي که در يزد بدين رشته مبادرت مي‌ورزند بايد از خانواده‌هاي رضايي، و حسيني، هاشمي‌، سالاري نام برد و بقيه کارگاههاي موجود به صورت نيمه صنعتي فعاليت مي‌کنند.

10) دنداني بافي:

دنداني يا گل خورد به جامه زرتشتيان يزد نيز شهرت دارد و در حال حاضر به اين بافت اصيل كمتر توجه شده و داراي شيوه بافتي ظاهراً ساده اما پر زحمت مي‌باشد و براي توليد آن ابتدا گروههايي كوچك در پارچه زده مي‌شود و به همين جهت نقش اساسي و اصلي آن به صورت كلي ساده است، معمولاً در اطراف آن يك رشته گل‌هاي هفت رنگ نيز توليد مي‌گردد كه داراي 4 ترنج 4 گوش به رنگ قهوه اي متمايل به سياه در وسط و در ميان ترنج نقوش مدور با شيوه دنداني و به رنگ سفيد آجري بافته مي‌شود و سرانجام در نوار قرمز و سياه با حاشيه گلهاي دنداني به صورت دايره‌هايي با خطوط حاشيه دار، تركيب ساده ولي دلنشين را تكميل مي‌كند.

اين رشته در يزد منسوخ شده است.

11) دارايي بافي:

پارچه‌هاي دارايي كه در سالهاي گذشته در يزد توليد مي‌گرديد تماماً از ابريشم طبيعي بوده و از رنگهاي سنتي و گياهي نيز استفاده مي‌شده ولي در حال حاضر از نخ ويسكوز براي تار و از ابريشم مصنوعي يا ويسكوز براي پود استفاده مي‌گرديد.

با نوع و شيوه بافت دارايي انواع پارچه جهت مصارف مختلفي همچون:‌ رولحافي، بقچه سوزني و روميزي توليد مي‌گردد. با استمرار اين شيوه از سالها پيش و با پياده نمودن طرحها و نقشه‌هاي بيشماري و با پياده نمودن از ساده‌ترين تا پيچيده ترين و همچنين نقشهاي هندسي اين «هنر ـ صنعت» از نسلي به نسل ديگر انتقال يافته و هنوز هم از آن نام و نشاني به جاست. پارچه‌هاي دارايي را هيچگاه مانند هم نمي‌توان يافت و هر كدام نرمي ‌و مواجي ويژه و مخصوص به خود را دارد كه آن را از انواع ديگر بافتهاي رنگين و كلاقه اي (باتيك) متمايز مي‌سازد. از جمله افرادي که هم اکنون در يزد به اين رشته مشغول مي‌باشند بايد از غضنفر ملک ثابت، رمضان رضايي، شريف ترک، قدير زاده، مهر نيا نام برد.

شهرهای تولید کننده شعربافی :

اصفهان- كاشان- يزد

منابع :

بیتوته

ویکی پدیا

ایمنا

دانشنامه نمیک از تمامی هنردوستان ،اساتید ایران برای پیشرفت ایران عزیزمان در تمامی زمینه ها دعوت به همکاری می نماید شما عزیزان با با دادن نظر و ارسال اطلاعات تکمیلی خود در این زمینه برای پیشرفت کشور عزیزمان در علم و فن آوری میتوانید باعث پیشرفت و تکامل کشور شوید

راهای ارتباط با ما

ایمیل : info@nmik.ir

برای سهولت ارسال نظرات و ارتقاء دانشنامه شما همچنین میتوانید متن و عکسهای خود را در وات ساپ با این شماره :09014465636 ارسال نمایید.

با تشکر تیم نمیک