20/10/2020

نمیک

گروه پژوهشی توسعه فناوری نمیک

ضرب المثل های فارسی ک

ضرب المثل های فارسی

ضرب‌المثل ها به سخنان برجسته، روشن، پندآمیز و مستقل که در زبان فارسی  رایج بوده است  گونه‌ای از بیان می باشد  که معمولا تاریخچه و داستانی پندآموز در برگرفته می باشد .

ضرب المثل های فارسی ک

ضرب المثل های فارسی

ضرب‌المثل ها به سخنان برجسته، روشن، پندآمیز و مستقل که در زبان فارسی  رایج بوده است  گونه‌ای از بیان می باشد  که معمولا تاریخچه و داستانی پندآموز در برگرفته می باشد . بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‌اند، و پیشینه برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن است بااین‌حال، در سخن به‌کار می‌رود. شکل درست این واژه  مَثَل  می باشد و ضرب در ابتدای آن اضافه شده است . به عبارت دیگر،  ضرب المثل  به معنای مَثَل زدن  به فارسی: داستان زدن  است.

و مورد پیدایش و رواج ضب المثل  و اصطلاحات مثلی هیچ گونه اطلاعی در دست نمی باشد. جملاتی که امروزه به عنوان امثال و حکم شناخته شده و در تکلم عموم جاری است، ابتدا گفتار لحظه‌ای و ترواش برق‌آسای اندیشه انسان سخن‌گو بوده که به لحاظ مؤثر بودن، دقیق‌ بودن و دلنشین‌ بودن آن در ذهن شنونده حک و سپس تکرار شده‌ است. اولین گوینده یک عبارت مثلی به همان اندازه ناشناس بوده  که گویندگان و نویسندگان اشعار فولکلوریک و اساطیر باستانی بوده است

« ک»

کاچي بهتر از هيچي است !

آار از محكم آاري عيب نميكنه !

آار بوزينه نيست نجاري !

آار خر و خوردن يابو !

آارد، دسته خودشو نمي بره !

آار نباشه زرنگه !

آار، نشد نداره !

آار هر بز نيست خرمن آوفتن — گاو نر ميخواهد و مرد آهن .

آاري بكن بهر ثواب – نه سيخ بسوزه نه آباب !

آاسه گرمتر از آش !

آاسه جائي رود آه شاه تغار باز آيد !

آاسه را آاشي ميشكنه، تاوانش را قمي ميده !

آاشكي را آاشتند سبز نشد !

آاشكي ننم زنده ميشد – اين دورانم ديده ميشد !

آافر همه را بكيش خود پندارد !

آاه از خودت نيست آاهدون آه از خودته !

آاه بده، آالا بده، دو غاز و نيم بالا بده !

آاه پيش سگ، استخوان پيش خر !

آاه را در چشم مردم مي بينه آوه را در چشم خودش نمي بينه !

آاهل به آب نميرفت، وقتي ميرفت خمره ميبرد !

آباب پخته نگردد مگر به گرديدن !

آبكش خروس ميخونه !

آپه هم با فعله است ؟!

آجا خوشه؟ اونجا آه دل خوشه !

آج ميگه اما رج ميگه !

آچلي را گفتند: چرا زلف نميگذاري ؟ گفت : من از اين قرتي گريها خوشم نمياد !

آچل نشو آه همه آچلي بخت نداره !

آچليش، آم آوازش !

آدخدا را ببين ، ده را بچاپ !

آرايه نشين، خوش نشينه !

آرم داران عالم را درم نيست — درم داران عالم را آرم نيست !

آرم درخت از خود درخته !

آژدم را گفتند: چرا بزمستان در نميآئي ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است آه در زمستان نيز بيرون آيم ؟!

آس را وقوف نيست آه انجام آار چيست ! (( هر وقت خوش آه دست دهد مغتنم شمار )) [ [ حافظ ]]

آس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !

آسي دعا ميكنه زنش نميره آه خواهر زن نداشته باشه !

آسي را در قبر ديگري نمي گذارند !

آسي آه از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نميشه !

آسي آه از گرگ ميترسه گوسفند نگه نميداره !

آسي آه را مادرش زنا آنه، با ديگران چها آنه !

آسي آه منار ميدزده ، اول چاهش را ميكنه !

آسي آه خربزه مي خوره، پاي لرزش هم ميشينه !

آشته از بسكه فزونست آفن نتوان آرد !

آفاف آي دهد اين باده بمستي ما — – خم سپهر تهي شد ز مي پرستي ما .

آف دستي آه مو نداره از آجاش ميكنند ؟!

آفتر صناري، ياآريم نميخونه !

آفتر چاهي جاش توي چاهه !

آفشات جفت ، حرفات مفت !

آفشاش يكي نوحه ميخونه، يكي سينه ميزنه !

آفگيرش به ته ديگ خورده !

آلاغ آمد چريدن ياد بگيره پريدن هم يادش رفت !

آلاغ از وقتي بچه دار شد ، شكم سير بخود نديد !

آلاغ از باغمون قهر آرد، يك گردو منفعت ما !

آلاغ از باغمون قهر آرد، يك گردو منفعت ما !

آلاغ خواست راه رفتن آبك را ياد بگيره راه رفتن خودش هم يادش رفت !

آلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت ميگفت : من جراحم !

آلاغ سر لونه خودش قارقار نميكنه !

آل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي !

آلاه را آه به هوا بيندازي تا پائين بيايد هزار تا چرخ ميخوره !

آلاه آچل را آب برد گفت : براي سرم گشاد بود !

آلفتي نون را بگير و نازآي آار را !

آلوخ انداز را پاداش سنگ است — – جواب است اي برادر اين نه جنگ است .

آله اش بوي قرمه سبزي ميده !

آله پز برخاست سگ جايش شنست !

آله گنجشكي خورده !

آمال همنشين در من اثر آرد — وگر نه من همان خاآم آه هستم . [ [ سعدي]]

آم بخور هميشه بخور !

آمم گيري آمت گيرم – نمرده ماتمت گيرم !

آنار گود نشسته ميگه لنگش آن !

آند همجنس با همجنس پرواز ! (( آبوتر با آبوتر باز با باز …))

آنگر خورده لنگر انداخته !

آور از خدا چي ميخواهد ؟ دو چشم بينا !

آور خود و بيناي مردم !

آورشه اون دآانداري آه مشتري خودشو نشناسه !

آور را چه به شب نشيني !

آور آور را ميجوره آب گودال را !

آور هر چي توي چنته خودشه خيال ميكنه توي چنته رفيقش هم هست !

آوري دخترش هيچ، داماد خوشگل هم ميخواهد !

آوزه خالي، زود از لب بام ميافته !

آوزه گر از آوزه شكسته آب ميخوره !

آوزه نو آب خنك داره !

آوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره !

آوسه دنبال ريش رفت سيبيلشم از دست داد !

آوسه و ريش پهن !

آو فرصت ؟!

آوه بكوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه !

آوه ، موش زائيده !