28/10/2020

نمیک

گروه پژوهشی توسعه فناوری نمیک

ضرب المثل های فارسی ع غ

ضرب المثل های فارسی

ضرب‌المثل ها به سخنان برجسته، روشن، پندآمیز و مستقل که در زبان فارسی  رایج بوده است  گونه‌ای از بیان می باشد  که معمولا تاریخچه و داستانی پندآموز در برگرفته می باشد .

ضرب المثل های فارسی ع غ

ضرب المثل های فارسی

ضرب‌المثل ها به سخنان برجسته، روشن، پندآمیز و مستقل که در زبان فارسی  رایج بوده است  گونه‌ای از بیان می باشد  که معمولا تاریخچه و داستانی پندآموز در برگرفته می باشد . بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‌اند، و پیشینه برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن است بااین‌حال، در سخن به‌کار می‌رود. شکل درست این واژه  مَثَل  می باشد و ضرب در ابتدای آن اضافه شده است . به عبارت دیگر،  ضرب المثل  به معنای مَثَل زدن  به فارسی: داستان زدن  است.

و مورد پیدایش و رواج ضب المثل  و اصطلاحات مثلی هیچ گونه اطلاعی در دست نمی باشد. جملاتی که امروزه به عنوان امثال و حکم شناخته شده و در تکلم عموم جاری است، ابتدا گفتار لحظه‌ای و ترواش برق‌آسای اندیشه انسان سخن‌گو بوده که به لحاظ مؤثر بودن، دقیق‌ بودن و دلنشین‌ بودن آن در ذهن شنونده حک و سپس تکرار شده‌ است. اولین گوینده یک عبارت مثلی به همان اندازه ناشناس بوده  که گویندگان و نویسندگان اشعار فولکلوریک و اساطیر باستانی بوده است

« ع »

عاشقان را همه گر آب برد — – خوبرويان همه را خواب برد . (( ايرج ميرزا ))

عاشق بي پول بايد شبدر بچينه !

عاشقم پول ندارم آوزه بده آب بيارم !

عاشقي پيداست از زاري دل — نيست بيماري چو بيماري دل . (( مولوي ))

عاشقي شيوه رندان بلا آش باشد ! (( حافظ ))

عاشقي آار سري نيست آه بر بالين است ! (( سعدي ))

عاقبت جوينده بابنده بود ! (( مولوي))

عاقبت گرگ زاده گرگ شود — – گر چه باآدمي بزرگ شود . (( سعدي ))

عاقل بكنار آب تا پل ميجست — ديوانه پا برهنه از آب گذشت !

عاقل گوشت ميخوره، بي عقل بادمجان !

عالم بي عمل، زنبور بي عسله !

عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل !

عالم ناپرهيزآار، آوريست مشعله دار !

عبادت بجز خدمت خلق نيست — – به تسبيح و سجاده و دلق نيست ! (( سعدي ))

عجب آشگي سابيديم آه همش دوغ پتي بود !

عجله، آار شيطونه !

عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد !

عذر بدر از گناه !

عروس بي جهاز، روزه بي نماز، دعاي بي نياز، قرمه بي پياز !

عروس تعريفي عاقبت شلخته در آمد !

عروس آه بما رسيد شب آوتاه شد !

عروس مردني را گردن مادر شوهر نگذاريد !

عروس مياد وسمه بكشه نه وصله بكنه !

عروس نميتونست برقصه ميگفت : زمين آجه !

عروس را آه مادرش تعريف آنه براي آقا دائيش خوبه !

عروس آه مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !

عزيز آرده خدا را نميشه ذليل آرد !

عزيز پدر و مادر !

عسس بيا منو بگير !

عسل در باغ هست و غوره هم هست !

عسل نيستي آه انگشتت بزنند !

عشق پيري گر بجنبد سر به رسوائي زند !

عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !

عقلش پاره سنگ بر ميداره !

عقل آه نيست جون در عذابه !

عقل مردم به چشمشونه !

عقل و گهش قاطي شده !

علاج واقعه پيش از وقوع بايد آرد . (( … دريغ سود ندارد چو رفت آار از دست )) (( سعدي ))

علاج بكن آز دلم خون نيايد . (( سرشك از رخم پاك آردن چه حاصل … )) (( مير والهي))

علف بدهان بزي بايد شيرين بياد !

عيدت را اينجا آردي نوروزت را برو جاي ديگه !

« غ »

غاز ميچرونه !

غربال را جلوي آولي گرفت و گفت : منو چطور مي بيني ؟ گفت : هر طور آه تو منو ميبيني !

غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !

غليان بكشيم يا خجالت ! (( مائيم ميان اين دو حالت … ))

غم مرگ برادر را برادر مرده ميداند !

غوره نشده مويز شده است !