21/10/2020

نمیک

گروه پژوهشی توسعه فناوری نمیک

ضرب المثل‌هاي آموزشي براي خانواده

ضرب المثل‌هاي آموزشي براي خانواده

بخشي از فرهنگ و ادبيات فارسی كه به صورت يك سلسله مفاهيم اخلاقي، پندها، اندرزها و سخنان حكمت‌آميز در آمده است اغلب مورد قبول عامه مردم قرار گرفته ، ضرب‌المثل می باشد.

ضرب المثل‌هاي آموزشي براي خانواده

ضرب المثل‌هاي آموزشي براي خانواده

بخشي از فرهنگ و ادبيات فارسی كه به صورت يك سلسله مفاهيم اخلاقي، پندها، اندرزها و سخنان حكمت‌آميز در آمده است اغلب مورد قبول عامه مردم قرار گرفته ، ضرب‌المثل می باشد. ضرب‌المثل اثري بسيار نافذ و پايدار در شنوندگان ایجتد میکند و بخشي از فرهنگ اصيل و غني هر جامعه را نشان داده و به بيان ديگر، اقوام و ملل مختلف هريك زبان گفتاري و شفاهي مختص به خود می آورد كه با آن به تعامل گفتاري و تفهيم و تفهّم مي‌پردازند و از آن ميان مي‌توان به اَمثال و حِكَم و ضرب‌المثل‌ها اشاره كرد كه مبيّن انديشه‌ها، نگرش‌ها و مجموعه‌اي از فرهنگ‌هاست.

اَمثال و حِكَم يكي از عناصر مهم هر فرهنگ و زباني می باشد كه باري از سنن، رسوم، آداب، تاريخ، خصائل و روح و فطرت يك ملت را به دوش مي‌كشد. (به نقل از روزنامه اطلاعات، شماره 2002 : 9). براي پي بردن به بخشي از افكار، روحيات، تمدن و دستورهاي زندگي خانوادگي مي‌توان از ضرب‌المثل‌ها بهره گرفت. (قريشي‌زاده، 1381 : 105).
بررسي‌ها نشان داد، از ديرباز ضرب‌المثل‌ها در آموزش و تربيت فرزندان نقش به سزايي داشته است. (ذوالفقاري، 21:1384) و در طول هزاران سال باعث حفظ و استحكام بنيان خانواده بوده است و همچنين برخی بررسي‌ها نشان مي‌دهد، به تدريج استفاده از ضرب‌المثل‌ها نه تنها در جامعه بلكه در خانواده‌ها رو به كاهش بوده و احتمال نابودي و از بين رفتن آنها رو به فزوني است. (همان:7).
نكته قابل توجه اين است كه بسياري از بزرگان علم و ادب از اين گنجينه اَسرار در حوزه‌ها و قالب‌هاي مختلفي بهره گرفته‌اند، اما در حوزه خانواده تاكنون اين بهره‌برداري كمتر صورت گرفته است. (شيرازي، 118:1376).
(برگرفته از طرح پژوهشي بررسي و شناسايي ضرب المثل‌هاي فارسي مرتبط با اصول و مباني آموزش خانواده- مجري: محمد مخاطب ناظر: دكتر محمدرضا سنگري) تنظيم و آماده‌سازي براي بروشور: پژوهشكده اوليا و مربيان (خانواده)

آموزش و تربيت فرزندان در خانواده
1- آدمي‌زاد اگر بي‌ادب است، آدم نيست.
2- اسكندر را گفتند: چرا معلم خود را زياده از حد تعظيم مي‌كني؟ گفت به سبب آنكه پدر، مرا از آسمان به زمين آورده و معلم، مرا از زمين به آسمان برده است.
3- اگر كاه از تو نيست، كاهدان كه از تست.
4- ابر شو تا كه چون باران ريزي برگل و خس همه يكسان‌ريزي.
5- اگر بد كاشتي، بد هم بدروي.
6- اگر پدر و مادر فرزند را تربيت نكرده باشند، روزگار آنان را ادب مي‌كند.
7- با هر دست كه دادي پس مي‌گيري.
8- باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست، در باغ (از خاك) لاله رويد و در شوره‌زار خَس.
9- برادر را به جاي برادر، نمي‌كشند.
10- بچه، هر چه هم كه عزيز باشد، تربيت او عزيزتر است.
11- بلبل هفت بچه مي‌گذارد، يكي بلبل مي‌شود.
12- پدرها به قاضي، بچه‌ها به بازي.
13- پند پدر مانع نشد رسواي مادر‌زاد را.
14- پسر را تعليم دادن مشكل است؛ چون توانم دادنش تعليم عقل.
15- تا به آب نزني شناگر نشوي.
16- ترازوي قيامت را سنگ كم نيست.
17- جور استاد بِه ز مهر پدر.
18- درختي كه كج بالا آمد راست نمي‌شود.
19- سخي در هر دو عالم سربلند است.
20- سخي دوست خداست.
21- قدر بابا را وقتي مي‌داني كه خود بابا شوي.
22- كس را نكند پير به غير از غم اولاد.
23- نرود ميخ آهنين به سنگ.
24- وفاي عهد نكو باشد ار بياموزي.
25- هر چه خيار بزرگتر بشود، زحمت باغبانش بيشتر مي‌شود.
26- هر كه در زندگي نانش نخورند، در مردگي نامش نبرند.
27- يا مگو آنچه مي‌نخواهي كرد يا وفا كن به آن چه مي‌گويي.
28- از كوزه همان برون تراود كه در اوست.
29- هنر بهتر از مال و ملك پدر.
30- تربيت نااهل را چون گردكان بر گنبد است.
31- پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد.
32- كاري بكن كه بابات مي‌كرد.
33- خير و شر برادرند، اما برابر نيستند.
34- كمال همنشين در من اثر كرد وگرنه من همان خاكم كه هستم.
35- ناز بچه را ننر مي‌كند.
36- باباش چي بود كه بچه‌ش چي‌باشه.
37- اگر پدرش را نديده بود ادعاي پادشاهي مي‌كرد.
38- فرزند گرچه كور است به چشم پدر شب چراغ و نور است.
39- نخلي كه كهن گشت، دگر خم شدني نيست.
40- چاهي كه آب ندارد آب هم توش بريزي آب‌دار نمي‌شود.
41- تخم‌مرغ دزد، شتر دزد مي‌شود.
42- آنچنان مادر اينچنين دختر.
43- از آتش خاكستر به عمل آيد از خاكستر آتش.
44- به او نگفتند از آنجا پاشو اينجا بنشين.
45- كدام انگشت از انگشتان دست را قطع كني درد نمي‌آيد.

دين و اخلاق در خانواده
1- آستر رويه را نگه مي‌دارد، زن شوهر را.
2- آدم تا كوچكي نكند بزرگ نشود.
3- آنچه خوبان همه دارند تو يك جا داري.
4- اثاث خونه به صاحب خونه.
5- با دوستان مروت با دشمنان مدارا.
6- پسر كو ندارد نشان از پدر تو بيگانه خوانش مخوانش پسر.
7- تا تواني دلي به دست آور دل شكستن هنر نمي‌باشد.
8- ترازو از صاحب خود هم حساب نمي‌برد.
9- چادر قلعه زن است.
10- چادر ستار‌العيوب است.
11- چادر سنگر زن است.
12- حُسن چون بي‌پرده شد زنهار گِرد او مگرد.
13- تو نيكي مي‌كن و در دجله انداز كه ايزد در بيابانت دهد باز.
14- خدا ميان دانه گندم خط كشيده است.
15- خدا نجار نيست، ولي در و تخته را خوب به هم وصل مي‌كند.
16- در عفو لذتي است كه در انتقام نيست.
17- دست بشكند در آستين، سر بشكند در كلاه.
18- دوصد گفته چون نيم كردار نيست.
19- داد آباداني بود و بيداد ويراني.
20- در خانه اگر كس است، يك حرف بس است.
21- راستي موجب رضاي خداست.
22- زبان شيرين مار را از سوراخ بيرون مي‌آورد.
23- زن را نبايد زد حتي با يك شاخه گل.
24- زن بركت خانه است.
25- زهد با نيت پاك است، نه با جامه پاك.
26- شتر خوب است كه بارش پنبه باشد، جوان خوب است، لبش پر خنده باشد.
27-همسر آدم، لباس آدم است.
28- شوهر بيرون باشد، نانش توي خانه باشد.
29- عدل تو قنديل شب‌افروز توست.
30- فرزند همان كند به هر حال كز مادر خويش و از پدر ديد.
31- كارها نيك شود؛ اما به صبر.
32- كلاغ بالاي لانه خودش قارقار نمي‌كند (هيچ بقالي نمي‌گويد ماست من ترش است).
33- كوكو به روغن پف مي‌كند و زن به شوهر گل مي‌كند.
34- گنه كرد در بلخ آهنگري به شبستر زدند گردن مسگري.
35- ميانجي چنان كن به راه صواب كه هم سيخ بر جا بود هم كباب.
36- نه سيخ را بسوزان نه كباب را.
37- همسايه‌ها ياري كنيد تا من شوهرداري كنم.
38- هيچ هنر خوب‌تر از داد نيست.
39- همنشين تو از تو به بايد، تا تو را عقل و دين بيفزايد.
40- يك روز روزي يك روز روزه.
41- يك لحظه هوسراني يك عمر پشيماني.
42- در جواني پاك بودن شيوه پيغمبري است ور نه هر گبري به پيري مي‌شود، پرهيزگار.
43- عمر برف است و آفتاب تموز اندكي مانده و خواجه غره هنوز.
44- سر مرد مي‌رود، قولش نمي‌رود.
45- تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد.
46- حرمت امامزاده با متولي است.
47- خود را گم كردن.
48- سحرخيز باش تا كامروا شوي.
49- سوسكه بچه‌اش را ديد، بالا مي‌رفت، گفت قربون دست و پاي بلوريت.
50- تو پاك باش و مدار اي برادر از كس باك.

اقتصاد و مديريت خانواده
1- انگشت هنرور، كليد روزيست و دست بي‌هنر كفچة در يوزه.
2- با خرما، مار هم هست.
3- تا تنور گرم است، بايد نان را چسباند.
4- جنسي‌كه گران بهاست، كم مشتري است.
5- چراغي‌كه به خانه رواست، به مسجدحرام است.
6- حساب به دينار، بخشش به خروار.
7- حساب خانه با بازار راست نيايد.
8- دخل و خرجش به هم نمي‌خورد.
9- دانه‌دانه است، غله در انبار.
10- درد فقيران همه جايي دواست.
11- دزد از خانه مفلس خجل آيد بيرون.
12- زپيشه بخور هميشه بخور.
13- زكات تخم‌مرغ يك پنبه‌دانه است.
14- كاستن از چيز زيان‌بخش بهتر از افزودن بر چيز سودمند است.
15- ماست‌بندي هم قالب مي‌خواهد.
16- مال از بهر آسايش عمر است نه عمر از بهر مال.
17- مرد با همت را فقر عذابي است اليم.
18- محتاج شام شب بودن.
19- نابوده رنج گنج ميسر نمي‌شود مزد آن گرفت جان برادر، كه كار كرد.
20- هشتش گرو نهش است.
21- آدم بي‌نياز پادشاه است.
22- آدم به كيسه‌اش نگاه مي‌كند.
23- آن را كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است.
24- آنان كه غني‌ترند، محتاج‌ترند.
25- اگر كاركني مزدي ستاني چو بيكاري يقين بي‌‌مزدماني.
26- اندك‌اندك شود به هم بسيار.
27- بادآورده را باد مي‌برد.
28- با سيلي، صورت خود را سرخ نگهداشتن.
29- به گرسنگي مردن به كه حاجت به كسي بردن.
30- پولِ خانه را خدا جور مي‌كند.
31- جوجه‌ها را آخر پاييز مي‌شمارند.
32- چو دخلت نيست، خرج آهسته‌تر كن.
33- خرج خانه صد هزار تا سوراخ دارد، يكي‌را پر مي‌كني، يكي ديگر خالي‌است.
34- سرم را بشكن، نرخم را نشكن.
35- سيلي نقد به از حلواي نسيه.
36- قناعت، توانگر كند مرد را.
37- ميراث پدرخواهي علم پدر آموز كاين حال پدر خرج توان كرد به ده روز.
38- هر چقدر پول بدهي، همان‌قدر آش مي‌خوري.
39- هنر بهتر از مال و ملك بود.
40- يك ستاره در هفت آسمان نداشتن.
41- يكي نان نداشت بخورد، پياز مي‌خورد اشتهايش باز شود.
42- امان از خانه‌داري يكي مي‌خري دو تا نداري.
43- آشپز كه دو تا شد آش يا شور مي‌شود يا بي‌نمك.
44- هر كسي را بهر كاري ساختند، ميل آن را در دلش انداختند.
45- پول را از كاغذ نمي‌بُرند.
46- قطره‌قطره جمع گردد وانگهي دريا شود.
47- هر چه خريدي يافتي هر چه فروختي باختي.
48- همه چيز را نمي‌شود با پول خريد.
49- هر كه پولش بيش خرجش بيشتر.
50- برادري‌مان به جا، بزغاله يكي هفت دينار.
51- دوستي جاي خود، حساب و كتاب هم جاي خود (حساب‌حساب، كاكا برادر).
52- كار هم بايد حساب و كتاب داشته باشد.
53- برف زمين را زنده نگه مي‌دارد، درآمد هم مرد را.
54- پول، برادري است كه زبان ندارد.
55- اسب كه داري راه بشناس پدر كه داري ايل بشناس.
56- بز تنها را گرگ مي‌برد.
57- بزي كه صاحبش سرش نباشد، نر بزايد.
58- تا مربي نباشد، مربا درست نمي‌شود.
59- وقتي همه كدخدا باشند، ده ويران مي‌شود.
60- مرغ هم يك لانه مي‌خواهد.
61- بلبل كه پريد آشيانش از هم مي‌پاشه.
62- قرض خانه را خدا مي‌دهد.
63- قناعت توانگر كند مرد را.

ارتباطات و روابط خانوادگي
1- آنچه را كه ريش سفيد مي‌بُرد، شمشير نمي‌بُرد.
2- آنچه به شمشير نتوان بريد عقده‌ي خويش است.
3- آنچه در آينه جوان بيند، پير در خشت‌خام آن بيند.
4- اگر تو كلاغي من بچه‌ي كلاغم.
5- اگر خواهي از هر دو سه آبروي، همه راستي كن همه راست گوي.
6- اگر گوشتم را بخورد، استخوانم را خرد نمي‌كند.
7- اگر گوشت هم را بخورند استخوان يكديگر را دور نمي‌اندازند.
8- اين خانه بدان خوش است كه آيند و روند.
9- اول همسايه بعد خانه.
10- بازوي شكسته وبال گردن است.
11- آنچه از زمان بدل آن نتوان يافت علقه‌ي برادري است.
12- اداي طفل بد را دايه داند.
13- از مادر مهربان‌تر دايه‌اي است.
14- اگر تو دايه‌اي من مادرم.
15- اگر دختر بد بود خدا به پيغمبرش نمي‌داد.
16- اگر گوش عزيز است، گوشواره هم عزيز است.
17- اولاد بادام است، اولادِ اولاد مغزبادام.
18- بچه گردو است و نواده مغز گردو.
19- برادرم پهلوان است و خودم چرخ ريس ديگران.
20- برادرم آخر برادر است.
21- برادر خوب است رفيق باشد.
22- برادر خورده شيشه هم باشد بايد قورتش داد.
23- به روي باز كسي مي‌روند، نه به در باز كسي.
24- به شير دايه، طفل از شير مادر برنمي‌گردد.
25- به درخت گفتند: چرا كمرت كج است؟ گفت: از داغ برادر.
26- پارچه كه نكوست از كنارش پيداست، خواهر كه نكوست از برادرش پيداست.
27- پدر و مادر عاشق بي‌عارند.
28- پدر و مادر ميوه‌ي نايابند.
29- خانه اهل كرم روشن زمهمان مي‌شود.
30- بزرگ را بزرگ گفته‌اند، كوچك را كوچك.
31- برادرها دعوا كردند، ابله‌ها باور كردند.
32- بچه كه دامن شناخت زمين نمي‌نشيند.
33- تا نداني كه كيست همسايه به عمارت تلف نكن مايه.
34- تبر دسته‌ي خودش را نمي‌بُرد.
35- چو مهمان آيدت دلشاد مي‌باش زهر بند غمي آزاد مي‌باش.
36- چون كه با كودك سر و كارت فتاد پس زبان كودكي بايد گشاد.
37- خانه از همسايه‌ي بد در خطر است.
38- در خانه هر چه، مهمان هر كه.
39- دل پدر و مادر به اولاد بسته است، دل اولاد به سگ.
40- دولت در آن سراست كه از ميهمان پُر است.
41- سرشت طفل را هم دايه داند به همسايه را همسايه داند.
42- سگ، سگ را نمي‌خورد.
43- سيري شما رو سفيدي ماست.
44- سيري مهمان روسفيدي صاحب‌خانه است.
45- كاش هر چه به دل مهمان مي‌گذرد به دل صاحبخانه هم مي‌گذشت.
46- كرم نما و فرودآ كه خانه خانه‌ي توست.
47- خانه‌اي اهل كرم روشن زمهمان مي‌شود.
48- در جواني شكسته بايد بود.
49- در خانه‌ي مرد هميشه باز است.
50- زن و شوهر دعوا كنند، ابلهان باور كنند.
51- قيمت خانه به همسايه است.
52- گرخانه محقراست و تاريك بر ديده‌ي روشنت نشانم.
53- لقمه شكم را سير نمي‌كند، اما محبت را زياد مي‌كند.
54- مهمان روزي خودش را با خود مي‌آورد.
55- مادر را دل سوزد، دايه را دامن.
56- مرد مهمان آورد، نامرد جنگ.
57- مهمان روزي خودش را با خودش مي‌آورد و بلاهاي صاحب‌خانه را با خودش مي‌برد.
58- ميزبان ماست هركس مي‌شود مهمان ما.
59- مهمان تحفه‌اي است از تحفه‌هاي بهشت.
60- آدم دوبار بچه مي‌شود يكي زمان بچگي و ديگري زمان پيري.
61- بچه حلال‌زاده به دايي‌اش مي‌رود.
62- روباه در خانة خودش شير است.
63- مهمان حبيب خداست.
64- مهمان خويش را بنواز و به جاي نيك بنشان و به خدمت او ايستاده باش.
65- مهمان ناخوانده هديه‌ي خداست.
66- نفس پدر و مادر بند است به نفس اولاد.
67- همسايه را فروختم نه خانه را.
68- همسايه‌ي ما سايه‌ي ماست.
69- همسايه نزديك به از برادر دور.
70- همسايه نيك در جهان فضل خداست.
71- همسايه از حال همسايه آگاه است.
72- همسايه از همسايه پند مي‌گيرد، انگور از انگور رنگ.
73- همسايه به آدم از قوم و خويش نزديكتر است.
74- هميشه باد، گل سرخ نمي‌آورد.
75- خانم‌ها مقدم‌اند.
76- يار در خانه و ما گِرد جهان مي‌گرديم.
77- پنج انگشت يكي نمي‌شود.
78- جلوي كسي گاو زمين زدن.
79- چند كلمه از مادر عروس بشنويد.
80- حق نان و نمك.
81- چون‌كالاخواهي‌خريد، نخست مايه‌نگر چون زن‌خواهي خواست، دايه نگر چون خانه‌خواهي‌خواست، همسايه‌نگر.
82- از دانشمندي پرسيدند (برادر بهتر است يا دوست) گفت: (برادري بهتر است كه دوست باشد).
83- در باز و دل باز هر كسي آمد، خوش آمد.
84- يك قاشق دارد همه شب هم مهمان دارد.
85- يك ماه ماندم يك ماه ديگر هم مي‌مانم بدي از شما نديدم.
86- كَرَم نما و فرودآ كه خانه خانة توست.
87- تا چهل خانه همسايه است.
88- هركسي را مي‌خواهي آزمايش كني برو همسايه‌اش شو.
89- ديد و بازديد، صابون دل است.

بهداشت و تنظيم خانواده
1- اگر سلامت مي‌خواهي زياد نخور، اگر احترام مي‌خواهي زياد حرف نزن.
2- تن مي‌گويد پنجاه سال من تو را نگاه مي‌دارم، پنجاه سال تو مرا نگهداري كن تا صد سال به خوبي زندگي كنيم.
3- خدا فقير كرده، كي كثيف كرده؟
4- خانه بسته است به آب و جارو، زن بسته است به چشم و ابرو.
5- سگ هم اگر خواسته باشد، هر جا بخوابد زيرش را با دمش مي‌روبد.
6- سحرخيز باش تا كامروا شوي.
7- شير بايد در بيشه باشد.
8- شب جمعه پياز خام مگير، ورنه دلها شود از مهر تو سير.
9- صفاي خانه در آب و جارو است.
10- عقل سالم در بدن سالم است.
11- قدر عافيت را كسي داند كه به مصيبتي گرفتار آيد.
12- كسيكه به خزينه حمام تف كرده باشد، تف او به ريش خودش مي‌چسبد.
13- ماهي كه دنبه بخورد چاق مي‌شود.
14- مايه‌ي سفر در سلامت است.
15- مريض خوش اشتها بهتر از سالم بي‌اشتها.
16- ‌نظافت شيوه‌ي پيغمبران است.
17- شكم كه بستان بود، صورت گلستان بود.
18- هر آن كس كه دندان دهد، نان دهد.

ويژگي‌ها و كاركردهاي خانواده
1- آشپز كه دو تا شد، ظرف‌ها نشسته مي‌ماند.
2- از كوزه همان برون تراود كه در اوست.
3- تربيت يكسان است، وليكن استعداد مختلف.
4- تره به تخمش مي‌ره حسني به باباش.
5- تو شيشه‌اش هم بكني، نم خودش را پس مي‌دهد.
6- تو خانه‌ي قاضي گردو بسياره، اما به شمارشه.
7- جمعه جلوتر از شنبه است.
8- استخوان پيش اسب، كاه پيش سگ.
9- اگر يك چشم كور بشود آن يكي چشم بهش نور مي‌دهد.
10- با ادب را ادب سپاه بس است، بي‌ادب با هزار كس تنهاست.
11- بچه مثل طوطي است.
12- بتوان زجگر بريد پيوند، ديدن نتوان خراش فرزند
13- بچه كه بچگي نداشته باشد بچه نيست.
14- بچه بزرگتر مي‌خواهد
15- به مرگ بگو تا به تب راضي شود.
16- پير شدن ترس ندارد زمين‌گير شدن ترس دارد.
17- آدم هميشه جوان نمي‌ماند.
18- جواني كجايي که يادت به‌خير.
19- افسوس كه دورة جواني طي شد، آن تازه بهار زندگاني دي شد.
20- جواني بهار زندگي.
21- جوانان داناي دانش‌پذير سزد گر نشينند برجاي پير.
22- جوان است و جواني مي‌كند.
23- دلت جوان باشد.
24- جوان است و جوياي نام آمده.
25- پسر كه ناخلف افتد، پدر زند چوبش، پدر كه ناخلف افتد، پسر چه كند؟
26- تا تو آدم شوي من خر شده‌ام.
27- تا نگريد طفل كي نو شد لبن، تا نگريد ابركي خندد چمن.
28- تا گوساله گاو شود، دل صاحبش آب شود.
29- ثواب است خود را نگه داشتن.
30- جگرها خون شود تا يك پسر مثل پدر گردد.
31- جمال جمال است، كمال كمال.
32- دست، دست را مي‌شويد، دست دیگر هم برمي‌گردد (به‌تلافي) رو (چهره) را مي‌شويد.
33- دست به دست سپرده است
34- دل قوي باشد چو دامان پاك باشد مرد را
35- زينت زن عفت است، زينت مرد غيرت
36- فرزند بي‌ادب به انگشت ششمين ماند كه دست از بريدنش به درد آيد و بودنش زشت
37- نبود خير در آن خانه كه عصمت نبود.
38- نخندد طبع كودك جز به بازي.
39- نهال را تا تر است، بايد راست كرد.
40- هركسي را فرزند خويش خوش آيد
41- هيچكس از پيش خود چيزي نشد هيچ آهن خنجر تيزي نشد.
42- داماد جلوتر از پدر خانمش راه مي‌رود
43- ازدواج کن تا نصف ايمانت حفظ بشود.
44- كار هم بايد حساب و كتاب داشته باشد.
45- مردم بر يكديگر اتكا دارند و همه بر خدا.
46- نهال تلخ نگردد به تربيت شيرين.
47- ناطق آن كس شد كه از مادر شنود.
48- همه كشاورز يكديگريم.
49- خونه گليم چهارگوشه، هر كس بايد يك گوشه بگيرد تا روزگار بگذرد.
50- نمد كه سوخته شد زخم را بود مرهم.
51- چشمش به ماما افتاد، زائيدنش گرفت.

آسيب‌هاي خانواده
1- آبشان از يك جوی نمي‌رود.
2- آخر به دل خاك فروخواهي شد.
3- آدم است و يك آه و دم.
4- آفتابش به زردي رسيده است.
5- آفتاب لب بام است.
6- آنان كه به صد زبان سخن مي‌گفتند آيا چه شنيدند كه خاموش شدند.
7- اجاق كور بهتر از بچه‌ي بي‌نور.
8- اجل از مژه‌ي چشم به آدم نزديك‌تر است.
9- اگر مردن نبود آدم، آدم مي‌‌خورد.
10- اجل برگشته مي‌ميرد، نه بيمار سخت.
11- اين شتري است كه در خانه‌ي همه‌كس مي‌خوابد.
12- با مرگ كجا سود كند قلعه‌ي محكم.
13- بوقش را زدند.
14- برو آنجا كه عرب ني‌ انداخت.
15- بوي حلوايش مي‌آيد.
16- بلاي سفر به كه در خانه جنگ.
17- پايش لب گور است.
18- پدر مرده را سايه بر سرفكن.
19- پنج‌شنبه نفاق، جمعه طلاق.
20- ترياك كشيد كمرش سفت بشود غيرتش شل شد.
21- ترياكي بايد هميشه بيخ كامش تلخ باشد، بيخ دندانش شيرين.
22- تو ناز كني و يار تو ناز چون ناز دو شد طلاق خيزد.
23- تو از كار مي‌دزدي و من از مزد خدا را چه لطف است براي دو دزد.
24- خشت اول گر نهد معمار كج تا ثريا مي‌رود ديوار كج.
25- دشمن خانگي را علاج كن تا از دست دشمن خارجي در امان باشي.
26- دروغگو كم حافظه است.
27- دزد هميشه گرسنه است.
28- دشمن به خانه راه دادن، مار در آستين پروردن است.
29- طلاق عرش خدا را مي‌‌‌لرزاند.
30- عاقبت خشم پشيماني است.
31- فرصت سرخاراندن را ندارد.
32- كاسه كوزه را سركسي شكستن.
33- كار هيچكس به آخر نرسيد.
34- گر از پي شهوت و هواخواهي رفت از من خبرت كه بينوا خواهي رفت.
35- نان همسايگان دزديدن و به همسايگان دادن در شرع نيست.
36- آخر پيري وداع مرگ است.
37- خانه را بساز به بيگانه نباز.
38- بالا تو ديدم، پائين تو را هم ديدم.
39- پيمانه كسي پر شدن.
40- ترس برادر مرگ است.
41- تو آن‌ور جوي من اين‌ور جوي.
42- زير سرش بلند شده.
43- اگر دانا بود خصم تو بهتر كه با نادان شوي يار و برادر.
44- برادر كه در بند خويش است نه برادر است نه خويش است.
45- به خاطر مال دنيا برادر چشم برادر را در مي‌آورد.
46- گاه از در دروازه درون نمي‌آيد گاه از سوراخ سوزن بيرون مي‌آيد.
47- بچه سر پيري زنگوله پاي تابوت است.
48- اگر هوس است يه دفعه بس است.
49- خانة درغگو آتش‌گرفت كسي باور نكرد.
50- خانة ظالم به آه مظلوم گرم است.
51- اين قدر مار خورده تا افعي شده.
52- بعد از اين اگر از آسمان افتادي توي خانة خودت بيفت.
53- عيب باشد به خانه اندر مرَد مرد را كار و شغل بايد كرد.
54- مَثلِ مرغ خانه و خروس بيرون است.
55- آنها جاي حق رفتند مائيم كه رفتيم جاي ناحق.
56- هر كسي پنج روز نوبت اوست.
57- با سيخونك بايد حاليش كرد.
58- دو پا داشت و دو پا هم قرض كرد.
59- سوراخ موش به هزار اشرفي مي‌خرد.
60- مرغ از قفس پريد.
61- به قفس بس كه بماندم چمن از يادم رفت.
62- آدم يك بار متولد مي‌شود و يك بار هم مي‌ميرد.
63- آفتاب همه يك‌جا غروب مي‌كند.
64- آمدني را شدني در پي است.
65- آنقدر نمرديم تا از قبرستان آمدند دنبالمان.
66- هر چه خاك اوست عمر شما شود.
67- هنوز دهنش بوي شير مي‌دهد.
68- دو خصم از پيش قاضي راضي نروند.

ازدواج و تشکیل خانواده
1- اگر نام نداری برای خود خانواده بساز.
2- اول مردیت را بیازمای وانگه زن بگیر.
3- از همه کس می‌توان دخترگرفت، لیکن به همه کس نمی‌توان دختر داد.
4- برادر طالب زن بود به خواهر پیشنهاد می‌کرد تو شوهر نمی‌کنی.
5- به یکی گفتند اهل کجایی؟ گفت: هنوز زن نگرفتم.
6- بخت، بخت اول است.
7- برای پسرت هر وقت خواست زن بگیر، دخترت را هر وقت توانستی.
8- بالاترین خوشبختی زن این است که مجبور نیست مانند مرد زن بگیرد.
9- برادر را دیده و خواهر را عروس کن.
10- پاشنه در خانه کسی را کندن.
11- پیشی پیشی، زن من میشی؟
12- جنگ اول به از صلح آخر است.
13- چه یک سال نامزد بازی، چه صد سال خانه‌داری.
14- خدا یکی، زن یکی.
15- خواهر دلش شوهر می‌خواهد، می‌گوید برای برادرم زن بگیرید.
16- خانه بی‌زن به گورستان ماند.
17- دادار یکی، کاریکی، یاریکی!
18- دختر حکم پل دارد.
19- دختر که کلاه به طرفش پرت کردی نیفتاد، می‌تواند شوهر کند.
20- دختران امروز، مادران فردا هستند.
21- زن بگیرتا صاحب خانه شوی.
22- زن خوب مرد را بالا می‌برد زن بد به خاک سیاه می‌نشاند.
23- زن گرفتن افتخار نیست، زن داشتن شهرت است.
24- زن نجیب گرفتن مشکل و نگاه داشتنش آسان است.
25- زن خوب و فرمان بر و پارسا کند مرد درویش را پادشاه.
26- زن بلاست، خدا هیچ خانه‌ای را بی‌بلا نکند.
27- زن برکت خانه است.
28- زن بگیرتا دینت کامل بشود.
29- زن بگیر نصف ایمانت حفظ شود.
30- سر پی همسر می‌گردد.
31- سفره باید دورتا دورش بچه باشد.
32- سکوت علامت رضایت است.
33- سیزده بدر، سال دگر خونه شوهر بچه به بغل.
34- شرط عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن.
35- شلوار مرد که دو تا شد، خانه‌اش تنگ می‌شود، زنش زشت!
36- عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند.
37- علف باید به دهن بزی شیرین باشد.
38- فیل و فنجان.
39- قاطی مرغ‌ها شدن.
40- قرض کن زن بگیر، قرضت ادا، زنت به جا.
41- قرض عروسی را خدا می‌دهد.
42- کبوتر با کبوتر، باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز.
43- لقمه را باید به اندازه دهان برداشت.
44- نه چک زدیم، نه چونه، عروس اومد تو خونه.
45- هر سری باید سردار داشته باشد.
46- هر کس عروس عمّه شد، سرخ و سفید و پنبه شد.
47- همه‌ی این قوقولی قوقولی‌اش برای مرغه.
48- یک زن خوب مرد را کافی است.
49- آدم بد خانواده باشد، ولی بی‌خانواده نباشد.
50- اجاره‌نشین خوش نشین.
51- الهی هیچ سفره‌ای بی‌نان نباشد.
52- بزرگ خانواده ستون خانه است.
53- بچه میخ میان قیچی است.
54- به زن گیرد آرام مرد جوان اگر تاجدار است، اگر پهلوان.
55- پدر خوبست و مادر نازنین برادر میوه‌ی روی زمین.
56- پسر پدر دیده رشید میدان جنگ و دختر مادر دیده کدبانوی خوب.
57- پدر و مادر میوه‌ی نایابند.
58- پسر نعمت است و دختر رحمت.
59- سیب پای درختش می‌افتد.
60- فرزند اگر چه عیبناک است در چشم پدر زعیب پاک است.

حقوق و قوانين خانواده
1- تا نگويد كودك حلوا فروش ديگ بخشايش نمي‌آيد به جوش.
2- چو بيني يتيمي سرافكنده پيش مده بوسه بر روي فرزند خويش.
3- حرف بچه از شاه روان‌تر است.
4- حق مادر نگاه داشتن بهتر از حج اكبر است.
5- زن مرده را زنش ده طلاق داده را سگش ده.
6- مرده وصيت مي‌كند زنده هر چه بخواهد مي‌كند.
7- مرگ حق است و ميراث هم حق.
8- مهرم حلال جانم آزاد.
9- مرد خانه مي‌سازد، زن آشيانه.
10- مردي كه زن نداره پيرهن به تن نداره.
11- هيچ خانه‌اي بدون صاحب و بزرگتر نباشد.
12- هر كسي ارث دارد، مسگر هم مس.
13- هر كسي زو، وارثي ماند نمرد.
14- هنوز آب كفنش خشك نشده!
15- مهريه را كي گرفته، كي پس داده.
16- شيرم را حلالت نمي‌كنم.
17- پدر خوبه كه مادر خيلي خوبه.
18- آدم دو دفعه نمي‌ميرد.
19- زن آينة مرد است.
20- به جرم عيسي، موسي را نگير.
21- سزا به سزاوار رسد.
22- سزا را به سزاوار ده.
23- عدل بنياد جهان است.
24- عدل، ترازوي خدا در روي زمين است.
25- مگر ارث پدرت را مي‌خواهي.
26- از دوازده فرزند يعقوب یه كيش يوسف شد.
27- مال خانة پدر مزة ديگر مي‌ده.

منابع:

پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش

پژوهشکده اولیا و مربیان (خانواده)

گروه آموزشی نمیک

دانشنامه نمیک از تمامی هنردوستان ،اساتید ایران برای پیشرفت ایران عزیزمان در تمامی زمینه ها دعوت به همکاری می نماید شما عزیزان با با دادن نظر و ارسال اطلاعات تکمیلی خود در این زمینه برای پیشرفت کشور عزیزمان در علم و فن آوری میتوانید باعث پیشرفت و تکامل کشور شوید

راهای ارتباط با ما

ایمیل : info@nmik.ir

برای سهولت ارسال نظرات و ارتقاء دانشنامه شما همچنین میتوانید متن و عکسهای خود را در وات ساپ با این شماره :09014465636 ارسال نمایید.

با تشکر تیم نمیک